• امروز : یکشنبه - ۲۴ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 14 June - 2026
3

کمال انسان درچیست؟

  • کد خبر : 98649
  • 28 می 2019 - 15:22
کمال انسان درچیست؟

    کمال انسان درچیست؟   به قلم محمود منطقیان فیلسوفان و صاحب نظران وآموزگاران اخلاق ومعنا وعارفان وعالمان دین فراوان ازانسان و صفات کمال اوسخن گفته اندکه مانمی خواهیم وارداین دیدگاهها وبرداشتها شویم، لیکن باید دانست که انسان دارای کمال ورشددررندگی ورفتارومنش واقعی دارای چه ویژگیهایی است.یعنی این انسان در روابطش بادیگران وهرپدیده دیگر،رفتارش […]

 

 

کمال انسان درچیست؟

 

به قلم محمود منطقیان

فیلسوفان و صاحب نظران وآموزگاران اخلاق ومعنا وعارفان وعالمان دین فراوان ازانسان و صفات کمال اوسخن گفته اندکه مانمی خواهیم وارداین دیدگاهها وبرداشتها شویم، لیکن باید دانست که انسان دارای کمال ورشددررندگی ورفتارومنش واقعی دارای چه ویژگیهایی است.یعنی این انسان در روابطش بادیگران وهرپدیده دیگر،رفتارش چگونه است.

کاری نداریم که چه درمغز و درونش می گذرد،بلکه کاربه این داریم که این انسان چگونه زندگی می کند ونمایش واقعی زندگیش چگونه است؟
روشن است که دانایان ویژگیهای نیک زیادی را برای انسان خوب وصاحب کمال برشمرده اندکه همه آنها پسندیده وشایسته ونیکوست:ماننددانایی،خردمندی،خویشتن داری،خوش خویی،هدفداری،کوشایی،فروتنی،راست گفتاری،نیک کرداری،پرستش خداوند،مردم نوازی،شجاعت،بخشندگی،پارسایی،پشتکار،آبادگری و….و….اماباید دانست که آنچه درانسان دیده می شودو ازشخصیت ومنش او جدا نیست مهم است نه صرفا برشمردن صفات نیکو.همه دررابطه باصفات کمال چیزهایی می دانندومی گویند،لیکن درکردار وروش به گونه دیگری عمل می کنندوشخصیت واقعی آنها جوردیگری است.اگرجویای صفات کمال درانسانها هستیم باید بدانیم که دو ویژگی برای دارندگان کمال بسیارمهم وبایسته است که همه صفات خوب به این دوصفت ربط دارد.

ازآن دو نخست “بی آزاری”است.منظورازبی آزاری آنگونه زیستنی است که هرگزدیگرکسان وحتا دیگرجانداران ازآن آسیب وزیان نبینند.آدم بی آزار،نیک اندیش ونیک گفتارونیک کرداراست و کسی از زبان وکردار او زیان و آسیب نمی بیند واین را در زندگی خویش ورفتارش با دیگران بخوبی نشان می دهد.اگرکسی ازگفتار و رفتاردرست وبه جای دیگری برنجد،این مشکل خوداوست که درستی وانصاف را تاب نمی آوردوباید در روش ورفتارخودتجدیدنظرنماید.اگر به گرانفروشی گفته شدکه کارش ناعادلانه است و او رنجیده خاطرشد،عیب از خود اوست ونه ازآن کسی که عیب او را بر زبان آورده است.

انسان بی آزار دوستدارنیکی و درستی است وهرگز به خوداجازه نمی دهدکه به حریم جان ومال و حقوق دیگرانسانها ودیگرجانداران دست درازی کند و تن و روان دیگران را بیازارد وپریشان کند.

 

 

انسان بی آزار،به گونه ای زندگی می کندکه هرانسانی باهرفکروباوری ومذهبی وازهر قوم وجایی وباهررنگ و قیافه وملیتی،درکنارش احساس آرامش وامنیت می کند،چون انسان بی آزار دربندآن نیست که ازدیگران بهره ببردو یا سودی به دست آورد ویا کینه و نفرت ورشک کسی را به دل راه دهد.چنین انسانی ازافزون خواهی وآزمندی رها ورسته است وبرای زندگی خود،گرایش و میل به آزار ورنجش دیگران ندارد.انسان بی آزار ازدرون پاک و ازصفات مردم آزاران پاک شده است ودنیا و زندگی را با همه زرق وبرقش آنقدر ارج نمی بیند وبها نمی دهد که به خاطرش بخوا هد کسی را بیا زارد.

به قول سعدی:

“به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود.
نیرزد آنکه دلی را زخود بیازاری.”
ویا آنجا که گفته است:

“دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی

دلی زنهار بد مکن که نکرده است عاقلی.”

اما مردم آزاران،بی خرد، بدبین،سنگدل،کینه توز،خودخواه،برتری جو،خودکامه،آزمند و درنتیجه تجاوزگر و مردم آزار ودیگر آزارند و این صفات بدوناپسند در آنان که بی آزارند رنگ وجودندارد، بلکه به جای این ویژگیهای نکوهیده، حس نوع دوستی وآزادگی وافتادگی ومهربانی و بخشش ویاری، درآنها جلوه می کند.پس آنان که فکر ودلِ آزار دیگران را ندارند، نخست ازصفات بد ونکوهیده پاک شده اند و اخلاق وروشهای بد و ناستوده را ازخود رانده اند و درواقع آزار دیگران را آزارخود می بینندوحس می کنندوبدین روی از بدی وآزاردیگران دوری می جویند.

 

صفت دوم اهل کمال در رفتار و منش،نیکی ورزیدن و دوستدار نیکی بودن است.ازنگاه اهل کمال بی آزاری به تنهایی بسنده نیست،بلکه باید در زندگی دست به کار نیکو وپسندیده زد تا خود ودیگران ازآن بهره مندشوندو خوشی وآرامش وخرسندی و شادی را به بارآورند.اهل کمال واقعی آبادمی کنند،می بخشند،گره ازکارفرو بسته دیگران می گشایند، دانشها و اندیشه ها و بینش های نو و نیکو را چون آبی زلال و گوارا به انسانهای تشنه حقیقت می نوشانند ومی آموزند،با زیستن خویش درس جوانمردی وآزادمنشی به دیگران می دهند،دلهای شکسته وزخم دیده را پیوندمی زنند و مرهم می نهند وشادی می بخشند،چون درد دیگران را درد خود حس می کنندو نیاز دیگران را نیازخود می بینند.نیکی میدانی گسترده دارد واهل نیکی هرقدم که برمی دارندبه سوی نیکی ها راه می سپارند.اهل نیکی همه چیزهای خوب را برای همه انسانها می خواهند وبدیها را برای هیچکس نمی پسندند.

آنها خیرونیکی را به منزله بارانی فراگیرمی بینندکه بایدهمه انسانها وجانداران ازآن بهره مندشوندوبدین گونه درنگاه اهل کمال آبادانی ،دادگری،همیاری،مهرورزی،احترام به حقوق دیگران ویاری رساندن به اهل نیاز،نشان نیکیها و خوبیهاست که همواره خودرا با عمل به آن آراسته می کنند.اهل کمال هم اندیشه نیکو درسردارندوهم حس نیکو در دل وهم دستها وپاهایشان درکارند تا آنچه را که می اندیشند و می خواهند بکارندو به بار آورند.

بنا برآنچه آمدصفات نیک وبد در زندگی زیاد است، لیکن حاصل زدودن صفات بد و آراسته شدن به صفات نیک باید بی آزاری و نیکی ورزیدن درکارباشدوتنها با نیکی وبی آزاری است که همه صفات خوب انسانی تجلی می یابد وزندگی رنگ دوست داشتن و آرامش و خرسندی و خوشدلی وشادمانی به خودمی گیردوآنگاه است که همه چیز رنگ عشق می گیردوزندگی وهمه پدیده ها دوست داشتنی می شوند.

 

“بیاتا جهان را به بد نسپریم
به نیکی همه دست کوشش بریم.

به نیکی گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است وبس”

 

محمودمنطقیان۹۸/۳/۷

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=98649

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 1
  1. کمال انسان همان نقطه ائ ست که جنابعالی و لاهوتی در ان نقطه گیر کرده اید که سالیان زیادئ ست که اقتدارگرایان با استفاده از این نقطه بر کهگیلویه سوارند و تا هر دو در این نقطه قرار دارید جسم رنجور ده‍دشت هر چهار سال یه بار نحیف تر و لاغر تر میشود

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.