به قلم: دکتر علیرضا شکیبایی
«حق دسترسی به آب شرب سالم» و «برخورداری از حداقلهای زیست انسانی»، نه یک مطالبه فانتزی، که از بدیهیات حقوق عامه و اصول مصرح قانون اساسی است. اما امروز درجغرافیای شهرستان باشت، روستایی به نام «فتح» وجود دارد که گویی در تقویم توسعه، دهههاست متوقف مانده است.
چهل و شش سال از آرمانهای عدالتطلبانه انقلاب میگذرد، اما مردم نجیب روستای فتح، همچنان هزینهی سنگینِ «سکوت مسئولان» و «وعدههای فصلی» را میپردازند. پرسش بنیادین اینجاست: چگونه در مجاورت روستاهایی که از نعمت اب شرب وگاز، جاده ایمن، و طرح هادی بهرهمندند، روستای فتح باید در باتلاقِ فقرِ امکاناتِ اولیه دستوپا بزند؟ این تبعیض آشکار در توزیع منابع، با کدام منطق حکمرانی عادلانه سازگار است؟
بحران در روستای فتح از مرحله «گلایه» گذشته و به مرز «فاجعه بهداشتی» رسیده است. طبق اسناد متقن و مکاتبات رسمی شبکه بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی، اهالی این روستا به دلیل فرسودگی زیرساختهای چشمه بالادست، ناچار به مصرف آبی هستند که آلودگی «کلیفرمی» آن رسماًتأیید شده است. این یعنی سلامت کودکان و سالخوردگان این روستا، قربانی بروکراسیهای فرسوده و بیتفاوتی دستگاههایی شده است که وظیفهای جز خدمت ندارند.
جای بسی تأمل است که نماینده محترم مجلس، در حالی سومین دوره از تکیه بر کرسی وکالت مردم را تجربه میکنند که این «زخم کهنه» در حوزه انتخابیه ایشان، هر روز عمیقتر میشود. انتظار میرفت و میرود که پس از سه دوره، تفاوت فاحش میان روستای فتح و روستاهای همجوار، که موجب جریحهدار شدن غرور و اعتماد اهالی شده است، به پایان برسد.ما به عنوان مطالبهگر، اعلام میداریم که صبر مردم فتح، از جنس حیا و نجابت است، نه از سر ناآگاهی. لذا از استاندار محترم کهگیلویه و بویراحمد، مدیرعامل آبفای استان و نهادهای نظارتی انتظار میرود پیش از آنکه این بحران بهداشتی به یک معضل اجتماعی و رسانهای وسیعتر تبدیل شود، بهسازی چشمه بالادست و تأمین امنیت زیستی این مردم را در دستور کار فوری قرار دهند.
این یادداشت، نه یک گلایه شخصی، که یک هشدار قانونی و اخلاقی است. روستای فتح، بخشی از پیکره این مرز و بوم است؛ اجازه ندهید نام این روستا،مترادف با «فراموشی» و «تبعیض» در اذهان باقی بماند.

