محمدطولابی:روزنامه نگار و تحلیلگر جنگ در یادداشتی نوشت :
در سالهای اخیر، بخشی از افکار عمومی و گروهی از متخصصان اقلیم بر این باور بودهاند که تداوم خشکسالی در ایران صرفاً به تغییرات طبیعی اقلیم محدود نمیشود. در محافل کارشناسی و گفتوگوهای غیررسمی بارها مطرح شده که احتمال دارد در مرز برخی کشورهای همسایه، دکلها و سامانههایی مستقر شده باشد که با فناوریهای خاص، بر مسیر حرکت ابرها تأثیر بگذارند و موجب تخلیه بارشها پیش از ورود سامانههای بارشی به خاک ایران شوند. این ادعاها هرچند بهطور رسمی و علمی تأیید نشدهاند، اما طی سالهای گذشته بهعنوان یک نگرانی جدی در ذهن بخش قابل توجهی از جامعه باقی ماندهاند.
در ادامهٔ همین نگرانیها، در جریان تنشهای اخیر منطقهای گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه ایران تعدادی از این دکلهای مشکوک را – که ظاهراً کارکردهایی جاسوسی یا نظامی داشتند – هدف قرار داده است. همزمانی این رخداد با افزایش محسوس بارندگیها، برای بسیاری از شهروندان معنادار تلقی شد. از نگاه افکار عمومی، بارشهای گسترده پس از آن دوره، بهخصوص سرریز شدن حدود ۸۰ درصد سدهای کشور در فصل بهار، هرچند زمستان سپری شده بود، به نوعی تأیید دیرهنگام هشدارهایی تلقی شد که پیشتر نادیده گرفته میشد. رویش دوبارهٔ کشتزارها و سبز شدن دشتها چهرهای تازه به بسیاری از مناطق کشور بخشید و این پرسش را پررنگتر کرد که چرا صدای مردم و متخصصان مستقل، دیر شنیده میشود.
حتی اگر این همزمانیها از منظر علمی نیازمند بررسی جدی و احتیاطمند باشد، یک نکته روشن است: در موضوعات حساس ملی، بیاعتنایی به عقل جمعی و هشدارهای میدانی کشاورزان، کارشناسان و ساکنان مناطق در معرض خطر، میتواند هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کند. تقویت پیوند میان نهادهای رسمی، جامعه علمی و افکار عمومی، و ایجاد سازوکارهای شفاف برای پاسخگویی به پرسشهای مردم، ضرورتی انکارناپذیر است؛ ضرورتی که تحقق آن میتواند اعتماد عمومی را بازسازی کرده و مدیریت بحرانهای آینده را کارآمدتر سازد.

