گروه علم وفناوری: محققان در پژوهشی جدید به بررسی عواملی پرداختهاند که میتوانند بر کیفیت روابط افراد با دیگران اثر بگذارند؛ موضوعی که با زندگی روزمره، سلامت روان و توانایی مدیریت احساسات در موقعیتهای تنشزا ارتباطی نزدیک دارد.
به گزارش ایسنا، روابط بینفردی در سالهای اخیر پیچیدهتر از گذشته شدهاند و همین پیچیدگی، زمینه بروز مشکلات بیشتری را در ارتباط میان افراد فراهم کرده است. مشکلات بینفردی به دشواریهایی گفته میشود که در رابطه با دیگران بارها تکرار میشوند، در طول زمان ادامه مییابند و به نوعی به یک الگوی ثابت در زندگی فرد تبدیل میشوند. این مشکلات میتوانند در زمینههایی مانند قاطعیت، صمیمیت، مسئولیتپذیری، مردمآمیزی، اطاعتپذیری یا کنترل رفتار خود را نشان دهند. چنین دشواریهایی فقط یک مسئله ساده ارتباطی نیستند، بلکه میتوانند باعث ناراحتی روانی شوند یا با ناراحتیهای روانی در ارتباط باشند. به همین دلیل، شناخت عواملی که به شکلگیری و تداوم این مشکلات کمک میکنند، برای زندگی فردی و اجتماعی اهمیت زیادی دارد.
به گفته پژوهشگران، مشکلات بینفردی تنها به ویژگیهای شخصیتی محدود نمیشوند و ممکن است از عوامل اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و فرهنگی نیز تأثیر بپذیرند. در کنار این عوامل، برخی رویکردهای روانشناختی بر نقش «مکانیزمهای دفاعی» تأکید میکنند. مکانیزمهای دفاعی، شیوههای ناهشیاری هستند که ذهن برای کاهش اضطراب و کم کردن درد هیجانی از آنها استفاده میکند. به زبان ساده، این سازوکارها کمک میکنند فرد فشار روانی را کمتر احساس کند، اما همیشه واقعیت را تغییر نمیدهند و گاهی فقط برداشت فرد از موقعیت را عوض میکنند. اگر این شیوهها بیش از اندازه و به صورت همیشگی به کار گرفته شوند، ممکن است از حالت مفید خارج شوند و با افزایش آسیبهای روانی و دشوارتر شدن روابط با دیگران همراه شوند. از سوی دیگر، چون این سازوکارها با تنظیم هیجان در ارتباطاند، بررسی نقش کنترل عواطف در این میان ضروری به نظر میرسد.
در تحقیقی که با همین محوریت انجام شده است، زهرا کلهر، پژوهشگر روانشناسی بالینی در دانشکده علوم و فناوریهای پزشکی واحد علوم و تحقیقات تهران، با همکاری دانشگاه خوارزمی، ارتباط میان مکانیزمهای دفاعی، آسیبهای روانی و مشکلات بینفردی را بررسی کرده و نقش واسطهای کنترل عواطف را نیز در این میان سنجیدهاند. به بیان ساده، پژوهشگران تلاش کردهاند روشن کنند که آیا شیوههای دفاعی ذهن و فشارهای روانی میتوانند به طور مستقیم یا از راه اثر گذاشتن بر توانایی کنترل احساسات، روابط افراد با دیگران را دشوارتر کنند یا خیر.
این پژوهش که روی ۲۲۰ نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران انجام شده است، از نوع همبستگی بوده و در آن از روشی به نام «مدلیابی معادلات ساختاری» استفاده شده است؛ روشی آماری که به پژوهشگران کمک میکند چند رابطه را به طور همزمان بررسی کنند و ببینند کدام عامل مستقیم و کدام عامل غیرمستقیم اثر میگذارد. محققان برای گردآوری دادهها از چند پرسشنامه استاندارد استفاده کردند، از جمله پرسشنامه کنترل عواطف، پرسشنامه مکانیزمهای دفاعی، پرسشنامه مشکلات بینفردی و پرسشنامه نشانههای اختلالات روانی. سپس دادهها با استفاده از روشهای آماری ذکرشده تحلیل شدند تا الگوی ارتباط میان متغیرها روشن شود.
نتایج این بررسیها نشان دادند که مکانیزمهای دفاعی و آسیبهای روانی با مشکلات بینفردی ارتباط دارند و کنترل عواطف نیز در این میان نقش مهمی بازی میکند.
بر این اساس، کنترل عواطف میتواند نقش میانجی داشته باشد؛ یعنی برخی اثرات به شکل غیرمستقیم و از راه تأثیر بر توانایی مهار احساسات بروز میکنند. به بیان ساده، وقتی فرد در کنترل هیجانها و احساسات خود با دشواری روبهرو باشد، احتمال آنکه روابطش با دیگران دچار تنش و مشکل شود بیشتر میشود.
همچنین نتایج مطالعه که در «دوفصلنامه پژوهشهای تربیتی» وابسته به دانشگاه خوارزمی و انجمن علمی روانشناسی تربیتی ایران منعکس شدهاند، نشان دادند که مکانیزمهای دفاعی رشدنایافته و نیز آسیبهای روانی، از جمله عواملی هستند که از این مسیر میتوانند بر مشکلات بینفردی اثر بگذارند. این موضوع اهمیت توجه همزمان به سلامت روان و مهارت مدیریت احساسات را برجسته میکند.
طبق اطلاعات تکمیلی این پژوهش، مکانیزمهای دفاعی میتوانند مستقیماً بر روابط بینفردی اثر بگذارند. این اثر از آنجا ناشی میشود که چنین سازوکارهایی ممکن است تعارض را بیشتر کنند، همدلی را کاهش دهند و احساس تهدید یا سوءبرداشت را در فرد بالا ببرند. در نتیجه، شناخت این فرایندهای ذهنی میتواند به افراد کمک کند بفهمند چرا در برخی موقعیتها به شکلی واکنش نشان میدهند که رابطه را دشوارتر میکند. از سوی دیگر، آسیبهای روانی نیز میتوانند به طور مستقیم به اختلال در روابط منجر شوند، برای مثال از راه کاهش توانایی در برقراری ارتباط سالم، دشوار شدن بیان احساسات یا ناتوانی در کنترل واکنشهای عاطفی.
این مطالعه همچنین بر اهمیت آموزش مهارتهای کنترل عواطف تأکید میکند. وقتی افراد بتوانند احساسات خود را بهتر بشناسند و در موقعیتهای تنشزا واکنش سنجیدهتری نشان دهند، احتمال بروز ناهماهنگی و تنش در روابط کمتر میشود. به همین دلیل، یافتههای این پژوهش فقط برای متخصصان روانشناسی مهم نیستند، بلکه میتوانند برای عموم مردم نیز کاربردی باشند، زیرا یادآوری میکنند بخشی از مشکلات ارتباطی، فقط به رفتار طرف مقابل مربوط نیست و گاهی با شیوههای درونی کنار آمدن با فشار، اضطراب و احساسات ناخوشایند پیوند دارد. توجه به این موضوع میتواند راه را برای بهبود روابط اجتماعی و بینفردی هموارتر کند.
به گزارش ایسنا، روابط بینفردی در سالهای اخیر پیچیدهتر از گذشته شدهاند و همین پیچیدگی، زمینه بروز مشکلات بیشتری را در ارتباط میان افراد فراهم کرده است. مشکلات بینفردی به دشواریهایی گفته میشود که در رابطه با دیگران بارها تکرار میشوند، در طول زمان ادامه مییابند و به نوعی به یک الگوی ثابت در زندگی فرد تبدیل میشوند. این مشکلات میتوانند در زمینههایی مانند قاطعیت، صمیمیت، مسئولیتپذیری، مردمآمیزی، اطاعتپذیری یا کنترل رفتار خود را نشان دهند. چنین دشواریهایی فقط یک مسئله ساده ارتباطی نیستند، بلکه میتوانند باعث ناراحتی روانی شوند یا با ناراحتیهای روانی در ارتباط باشند. به همین دلیل، شناخت عواملی که به شکلگیری و تداوم این مشکلات کمک میکنند، برای زندگی فردی و اجتماعی اهمیت زیادی دارد.
به گفته پژوهشگران، مشکلات بینفردی تنها به ویژگیهای شخصیتی محدود نمیشوند و ممکن است از عوامل اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و فرهنگی نیز تأثیر بپذیرند. در کنار این عوامل، برخی رویکردهای روانشناختی بر نقش «مکانیزمهای دفاعی» تأکید میکنند. مکانیزمهای دفاعی، شیوههای ناهشیاری هستند که ذهن برای کاهش اضطراب و کم کردن درد هیجانی از آنها استفاده میکند. به زبان ساده، این سازوکارها کمک میکنند فرد فشار روانی را کمتر احساس کند، اما همیشه واقعیت را تغییر نمیدهند و گاهی فقط برداشت فرد از موقعیت را عوض میکنند. اگر این شیوهها بیش از اندازه و به صورت همیشگی به کار گرفته شوند، ممکن است از حالت مفید خارج شوند و با افزایش آسیبهای روانی و دشوارتر شدن روابط با دیگران همراه شوند. از سوی دیگر، چون این سازوکارها با تنظیم هیجان در ارتباطاند، بررسی نقش کنترل عواطف در این میان ضروری به نظر میرسد.
در تحقیقی که با همین محوریت انجام شده است، زهرا کلهر، پژوهشگر روانشناسی بالینی در دانشکده علوم و فناوریهای پزشکی واحد علوم و تحقیقات تهران، با همکاری دانشگاه خوارزمی، ارتباط میان مکانیزمهای دفاعی، آسیبهای روانی و مشکلات بینفردی را بررسی کرده و نقش واسطهای کنترل عواطف را نیز در این میان سنجیدهاند. به بیان ساده، پژوهشگران تلاش کردهاند روشن کنند که آیا شیوههای دفاعی ذهن و فشارهای روانی میتوانند به طور مستقیم یا از راه اثر گذاشتن بر توانایی کنترل احساسات، روابط افراد با دیگران را دشوارتر کنند یا خیر.
این پژوهش که روی ۲۲۰ نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران انجام شده است، از نوع همبستگی بوده و در آن از روشی به نام «مدلیابی معادلات ساختاری» استفاده شده است؛ روشی آماری که به پژوهشگران کمک میکند چند رابطه را به طور همزمان بررسی کنند و ببینند کدام عامل مستقیم و کدام عامل غیرمستقیم اثر میگذارد. محققان برای گردآوری دادهها از چند پرسشنامه استاندارد استفاده کردند، از جمله پرسشنامه کنترل عواطف، پرسشنامه مکانیزمهای دفاعی، پرسشنامه مشکلات بینفردی و پرسشنامه نشانههای اختلالات روانی. سپس دادهها با استفاده از روشهای آماری ذکرشده تحلیل شدند تا الگوی ارتباط میان متغیرها روشن شود.
نتایج این بررسیها نشان دادند که مکانیزمهای دفاعی و آسیبهای روانی با مشکلات بینفردی ارتباط دارند و کنترل عواطف نیز در این میان نقش مهمی بازی میکند.
بر این اساس، کنترل عواطف میتواند نقش میانجی داشته باشد؛ یعنی برخی اثرات به شکل غیرمستقیم و از راه تأثیر بر توانایی مهار احساسات بروز میکنند. به بیان ساده، وقتی فرد در کنترل هیجانها و احساسات خود با دشواری روبهرو باشد، احتمال آنکه روابطش با دیگران دچار تنش و مشکل شود بیشتر میشود.
همچنین نتایج مطالعه که در «دوفصلنامه پژوهشهای تربیتی» وابسته به دانشگاه خوارزمی و انجمن علمی روانشناسی تربیتی ایران منعکس شدهاند، نشان دادند که مکانیزمهای دفاعی رشدنایافته و نیز آسیبهای روانی، از جمله عواملی هستند که از این مسیر میتوانند بر مشکلات بینفردی اثر بگذارند. این موضوع اهمیت توجه همزمان به سلامت روان و مهارت مدیریت احساسات را برجسته میکند.
طبق اطلاعات تکمیلی این پژوهش، مکانیزمهای دفاعی میتوانند مستقیماً بر روابط بینفردی اثر بگذارند. این اثر از آنجا ناشی میشود که چنین سازوکارهایی ممکن است تعارض را بیشتر کنند، همدلی را کاهش دهند و احساس تهدید یا سوءبرداشت را در فرد بالا ببرند. در نتیجه، شناخت این فرایندهای ذهنی میتواند به افراد کمک کند بفهمند چرا در برخی موقعیتها به شکلی واکنش نشان میدهند که رابطه را دشوارتر میکند. از سوی دیگر، آسیبهای روانی نیز میتوانند به طور مستقیم به اختلال در روابط منجر شوند، برای مثال از راه کاهش توانایی در برقراری ارتباط سالم، دشوار شدن بیان احساسات یا ناتوانی در کنترل واکنشهای عاطفی.
این مطالعه همچنین بر اهمیت آموزش مهارتهای کنترل عواطف تأکید میکند. وقتی افراد بتوانند احساسات خود را بهتر بشناسند و در موقعیتهای تنشزا واکنش سنجیدهتری نشان دهند، احتمال بروز ناهماهنگی و تنش در روابط کمتر میشود. به همین دلیل، یافتههای این پژوهش فقط برای متخصصان روانشناسی مهم نیستند، بلکه میتوانند برای عموم مردم نیز کاربردی باشند، زیرا یادآوری میکنند بخشی از مشکلات ارتباطی، فقط به رفتار طرف مقابل مربوط نیست و گاهی با شیوههای درونی کنار آمدن با فشار، اضطراب و احساسات ناخوشایند پیوند دارد. توجه به این موضوع میتواند راه را برای بهبود روابط اجتماعی و بینفردی هموارتر کند.

