انسانم آرزوست!
به قلم امیر محبی فر
انسان این موجود مغروق و محروص در قدرت و ثروت،انسان نمای شیطان صفت،نغز کلام پلید الفکر،با صورتی آراسته و سیرتی ژولیده و مندرس،نگاهی پر از عطوفت و عشق و باطنی پر از ریا و تزویر،به ظاهر دوستی صادق و در باطن چونان گرگی در کمین برای دریدن،رفتاری انسانی و پنداری شیطانی و مخلص کلام موجودی که به همان اندازه که در کمال جویی و مراتب رشد معنوی حتی میتواند فرشتگان را پشت سر بگذارد در سویی دیگر میتواند به مرتبه ای از رذایل اخلاقی و انسانی سقوط کند که از حیوان هم پست تر شود.
هر چند نمیشود سقوط ارزشهای انسانی و اخلاقی در دوره معاصر را به صورت عام و کلی تلقی کرد اما در این وانفسای ریا و تزویر،پیدا کردن انسان به معنای واقعی انسان کمیاب است.
چقدر سخت و چه آرزوی محالی است پیدا کردن یک انسان واقعی در میان اینهمه رنگ عوض کردنهای ما انسانهای عصر امروز،چقدر انسانیت دست نیافتنی است در میان اینهمه ریا و تزویر،چقدر زجرآور است که انسانهای معاصر در حسرت یافتن انسانی که حتی بتوانند آرزوهایشان در میان بگذارند عاجز مانده اند و این یعنی پایان انسانیت.
در دنیایی که سجود و رکوع،مدح و مذمت،انفاق و امداد،اکرام و احسان همه و همه از روی ریا و برای نیل به اهداف و خواسته های مادی بشریت گردیده سخن گفتن از ارزشهای انسانی و اخلاقی سخن هزلی بیش نیست.
ما فرسنگها از انسانیت فاصله گرفتیم وقتی که قدممان ،قلممان،کلاممان و هر آنچه تحت عنوان ارزشهای انسانی از آن حرف میزنیم نه با نیت خدمت به خلق الله و رضایت خداوند بلکه برای رسیدن به مطامع و منافع دنیوی و فردی است.
و چه زیبا سروده اند حضرت مولانا که:
دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت مینشود جستهایم ما
گفت آنک یافت مینشود آنم آرزوست
امیر محبی فر ۹فروردین ۹۸


که چه همه می دانند عمل مهم است نه سو استفاده از این مفاهیم