فانوس زاگرس؛
بگذاريد هواي پاك جنگل و گندم زارهاي سبز در نفسمان موج بزند
به قلم شهرام نوروزی
به بهانه روز هواي پاك برمي گرديم به آنچه درايران قديم وتاريخ ايران ازطبيعت داشتيم وبه آن معتقد بوديم آنچه مقدس بود وبه آن احترام مي گذاشتيم ، طبيعت و محيط زيستي كه روزگاري با آن دوست تر ومهربان تر بوديم .
سرزمين پهناور وكهن فلات ايران ، مثلثي بين خليج فارس ودرياي خزر وپلي بين آسياي مركزي وشرق وغرب آسيا ، طبيعت بكر وحيات وحش منحصر به فردي داشته است . درجاي جاي تاريخ ايران ، نشانه هاي ريز و درشتي از احترام وتوجه به طبيعت ومحيط زيست كشور ديده مي شود .
گذشتگان ما به طبيت خيلي احترام مي گذاشتند . آنها گرچه طبيعتي به مراتب بهتر از ما دراختيار داشتند وجمعيت شان هم خيلي كمتر از ما بود ولي به طبيعت مي انديشدند و نگران خشك سالي بودند . گرچه وضع طبيعت ايران درگذشته با وضع فعلي خيلي تفاوت دارد .
با از بين رفتن جنگل جذب رطوبت كمتر شده ودرنتيجه آب وهواي ايران دراثر از بين رفتن اين جنگل ها خشك تر شده است . به طوريكه ما دردوره خودمان درطي زندگي يك دو نسل كه مي شود مثلاً ۵۰ سال خشكسالي را كاملا” حس مي كنيم . تعداد زيادي چشمه مي شناختم كه درحدود ۲۰ سال پيش كه مي رفتم سراغشان ، خشك شده است .
اينها هم نشانه اين است كه ميزان رطوبت درمنطقه زاگرس ما وايران كم شده است . بابي توجهي ما وسوء استفاده ما ، طبيعت از دوران گذشته تا به الان از بازدهي واستفاده افتاده و كاربه جايي رسيده كه ايرانيان تقريباً نتوانند آذوقه لازم براي خودشان را تهيه كنند .
هم اكنون بخش مهمي از غذاي ما از خارج از كشور وارد مي شود . تقاوت زندگي پيشينيان با زندگي امروز ما ودليل توجه آنها به محيط زيست چه بوده است ؟ چرا درايران باستان ، آب وخاك اينقدر اهميت داشته است ؟ چرا ما اينقدر بي توجه شده ايم و خاك كشور فرسوده مي شود ودرياچه ها ورودها وچشمه هاي خشك مي شوند وتبديل به دغدغه ما نمي شوند ؟حالا با ازبين رفتن روزانه طبيعت وجنگل و دامپروي مساله ساز براي طبيعت وسپس آبهاي شيميايي ، جايگاه محيط زيست درصنعت ايران كجاست ؟ كودكان درمقابل آلودگي هاي زيست محيطي كه به دست بزرگسالان دردنيا شكل مي گيرد ، آسيب پذيرتر از بقيه گروههاي سني هستند چه جوابي براي آنها داريم ؟ آنها درتصميم گيريهاي توسعه واشتباه هايي كه تبديل به بحران آب وخشكسالي ونابودي جنگل ها مي شود موارد كاملاٌ مرتبط با سرنوشت شان ، مشاركتي ندارند .
روز ۲۹ ديماه روز هواي پاك نامگذاري شده است . سالهايي كه گذشت سالهاي خوبي براي محيط زيست وفعالان محيط زيست دركشور عزيزمان نبوده است آلودگي هاي هوا وآبهاي زيرزميني وسطحي نيز همچنان ادامه داشت وجنگل ها باوجود بيش از صدها قانون ، حامي مشخصي درمقابل نابودي حداقل درعمل نداشتند ( يااينكه بازدارنده بوده است تاكنون ) ووسعت بيابان هاي ما بزرگتر از قبل شدند .
قتل محيط بانان نيز بخش غم انگيز ديگري از سرنوشت محيط زيست ومدافعان آن دراين سالها بود . درسال اخير بي توجهي به منابع آلاينده آب دركشور ، برميزان آلودگي آبهاي سطحي وزيرزميني نيز افزوده شده است با اين حال رفع مسئوليت درمورد پسماندهاي خطرناكي كه عامل آلودگي اصلي آب وخاك هستند درطول سالهاي گذشته ميان نهادهاي مختلف ادامه داشت آلودگي آب و خاك براثر استفاده از سموم شيميايي مورد استفاده بيش از حد دركشاورزي نيز بخش ديگري از آلودگي هاي زيست محيطي درايران است نابودي جنگل ها درمناطق مختلف كشور خاصه منطقه زاگرس ما درسال نيز ادامه داشت . درهرحال وضعيت آلودگي هوا بحراني است . . بعضي ها فكر ميكردند كه هرقدر از جنگلها ومراتع وتالاب ها و رودخانه ها استفاده شود . طبيعت اين قدرت را دارد كه آنها رابه حالت كمي وكيفي اول برگرداند ، اما رويدادهاي اخير نشان داده كه چنين نيست . اندوخته هاي طبيعي زمان قابل تجديدند كه به اندازه توان توليدي شان بهره برداري و يا بهره ور مي شوند . به عنوان مثال اگر در يك هكتار جنگل زاگرس ۲۰۰ اصله درخت موجود داشته باشد كه ساليانه ۵ متر مكعب رشد بنمايد . ما فقط مي توانيم هر سال تنها ۵ متر مكعب از اين يك هكتار بهره برداري كنيم و نه بيشتر . به قول معروف از سرمايه خورده ايم .
درست مثل اين است كه كسي مقدار معيني پول در بانك ذخيره داشته باشد . حال اگر او بخواهد سرمايه اش حفظ شود ، ناچار است همه ساله تنها به اندازه سود ساليانه اي كه عايدش مي شود ، خرج كند ( البته اگر تورم را در نظر نگيريم ) در غير از اين صورت اگر بيش از ميزان سود ساليانه برداشت نمايد سرمايه اصلبه خطر مي افتد . عين همين جريان در طبيعت برقرار است .
ممكن است گفته شود كه ما مي توانيم به جاي آن كه سرمايه را در بانك پس انداز كنيم پول را به گردش بيندازيم تا سود بيشتري عايدمان شود . باز هم بايد اذعان نمود كه چنين حقيقتي در طبيعت نيز واقع مي شود . از اينجا خيلي ساده مي توانيم به تفاوت اندوخته و منابع برسيم . بطور كلي براي اينكه اين حقيقت صورت واقعيت به خود گيرد ، ناچار هستيم براي تبديل اندوخته خود به منابع مالي طرح يا برنامه اي داشته باشيم . اين طرح يا برنامه بايد چنان دقيق و درست باشد كه نه تنها سرمايه را به خطر نيندازد بلكه سودي نيز عايد صاحبش شود و روشن است كه بدون داشتن طرح و برنامه ما نمي توانيم اندوخته خود را به منابع مالي قابل بهره برداري تبديل كنيم . ما تنها هنگامي قادر هستيم كه از اندوخته هاي محيط زيست ديارمان بهره برداري يا بهره وري كنيم و اندوخته هاي طبيعي را تبديل به منابع طبيعي كنيم كه براي اين بهره برداري يا بهره وري برنامه ريزي كنيم و صاحب طرح باشيم . مثل طرح آنجيزداري طرح جنگلداري ، طرح مرتعداري ،طرح كشت و صنعت ، طرح پاكداري ،طرح شهرداري و طرح حفاظت و …
حال روشن است كه حفاظت از محيط زيست يعني اينكه اندوخته طبيعي را با طرح ريزي تبديل به منابع طبيعي بنمائيم و از آن مثلاً بهره وري توريستي كنيم و همزمان با توسعه آن به نگهداري از آن بپردازيم و حمايت از محيط زيست يعني اينكه بدون داشتن طرح و برنامه تنها از اندوخته نگهباني كنيم پس حمايت و حفاظت از طبيعت و محيط زيست وظيفه تك تك ماست چون ما ميراث داران آينده فرزندانمان هستيم .
از سوي ديگر مي توان از انرژي هاي پاك استفاده نمود چرا كه از انرژي هاي پاك مزاياي بسياري دارند . اين انرژي ها فراوانند . كربن منتشر مي كنند و تمام نشدني اند . هرچه امروز آنها را مصرف كنيد براي فردا كم نمي آوريد . اين انرژي ها به آب نياز ندارند . سوختي مصرف نمي كنند و به زمين اندكي نياز دارند . اين منابع به سرعت به بهره برداري مي رسند و يك نيروگاه بادي را مي توان ظرف كمتر از يك سال به توليد رساند و ويژگي اصلي انرژي پاك آن است كه هزينه آنها پيوسته با سرعتي زياد كاهش مي يابد و در عين حال محل هستند هر كشوري از منابع بادي و خورشيدي و زمين گرمايي و انژي آبي بهره ها دارد و مي تواند انرژي مورد نياز خود را توليد كند . اين ويژگي انرژيهاي پاك زايش بسيار زيادي بر چهره زندگي مردم ، اقتصاد انرژي ، حمل و نقل و سياست خواهد داشت .
ما وارد عصر جديدي شدهايم « عصر انرژي هاي پاك » عصري كه هركسي مي تواند انرژي مورد نياز خود را بر پشت بام خويش توليد كند . اين دوران ويژگي هاي خاص خود را خواهد داشت . مي گويند هيچ چيز به اندازه فكري كه زمان اجراي آن رسيده باشد نيرومند نيست و اكنون زمان توسعه انرژي هاي پاك فرا رسيده است و اين كاري است كه براحتي در صورتيكه مصمم باشيم و اهميت آن را درك كنيم ، قابل انجام است . اين سرمايه گذاري براي انرژي پاك ، شاغل بسيار ،شهرهاي سالم و جواناني با روحيه ايجاد خواهد كرد . اميدواريم كه گذار انرژي هر چه سريعتر صورت پذيرد تا بشر از چنگ سياهي و آلودگي اي كه از سال ها پيش تا كنون نه تنها خانواده و مردم منطقه ما بلكه تمام جهان را گرفتار بيماري كرده است برهاند .
به اميد فرداهاي قشنگتر از ديروز و امروزمان
فردا روز ديگريست …
كودكان ما : ما قرباني شديم ، شما خود را نجات دهيد .









ممنونم از لطافت روحت که هر از گاهی لطافت را به همه منتقل میکنی