به صراحت اعلام میکنم: گرانیها و تنگناهای معیشتی، دردی است که بر شانههای این ملت سنگینی میکند و اعتراض به آن، نه تنها حق، که وظیفهی هر شهروند آگاه است. این زخمها، زخمهای درونیاند که باید با همت و تدبیر ملی ترمیم گردند.
اما همزمان با این اعتراض مشروع، یک خط قرمز مطلق و ناگسستنی وجود دارد: تعرض به تمامیت ارضی ایران.
اجازه نخواهم داد هیچ بیگانه ای از این آب گلآلود ماهی بگیرد. این سرزمین، میراث آریوبرزن است، غیرت آن، غیرت مردان و زنانی است که با عشق لری پای این خاک ایستادهاند. از بلندای دنای سرافراز، جایی که صخرهها خود گواه قدمت این سرزمیناند، سوگند میخورم: تا آخرین نفس، تا زمانی که در سایه بلوطهای کهن نفس میکشم، نمیگذارم هیچ نیروی متجاوزی به این خاک مقدس قدم بگذارد.
این، نه فقط یک موضعگیری، که تعهد ما به تاریخ، طبیعت و آیندگان این سرزمین است.» من، زاگرسنشین، از میان صخرههای استوار و سایه سار بلوطهای هزاران سالهی دیارم برمیخیزم. از آنجا که ریشهی آریوبرزن در خاک میپیچد و غرور لرهای اصیل در رگهمین جاری است، از فراز قلهی سرافراز دنا، با شما سخن میگویم.
آری، گرانیها و مشکلات اقتصادی، هرچند تلخ و طاقتفرساست، اما این زخمها زخمهای خانگی است که خود بر التیامش میکوشیم. اما اجازه نخواهم داد هیچ بیگانه چشم طمع به این آب و خاک بدوزد. این مرزها، که با خون پاکترین فرزندان این سرزمین به سان خط قرمزی سرخ حک شده است، برای ما مقدس است.
این غیرت، میراث بلوطهای کهن است؛ این عشق، میراث کوهستان است. زاگرسنشین اعلام میکند: تا آخرین نفس، تا آخرین قطره خون، نه تنها اجازه نخواهم داد پای هیچ بیگانهای به کشورم باز شود، بلکه خود، نگهبان این میراث خواهم بود. تعرض به ایران، خط قرمز ماست؛ خط قرمزی که از قله تا دره، در قلب هر ایرانی حک شده است.»
سید علی جلالفرد (زاگرس نشین) دیماه ۱۴۰۴، زنده باد ایران و ایرانی


