• امروز : شنبه - ۱۱ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Saturday - 31 January - 2026
5

نامه احساسی سید جواد فدائی به دکتر نظری/تو به جای دنا استوار باش

  • کد خبر : 74504
  • 23 فوریه 2018 - 9:03
نامه احساسی سید جواد فدائی به دکتر نظری/تو به جای دنا استوار باش

فانوس زاگرس؛   نامه احساسی سید جواد فدائی به دکتر نظری/تو به جای دنا استوار باش       تقدیم به دکتر نظری عزیز و سایر بازماندگان این اتفاق تلخ که در داغ جگر گوشه هایشان به سوگ نشسته اند: امروز که صدای خش دارت و نجوای جگر سوزت را برای مژگان مهربانت شنیدم دخترم […]

فانوس زاگرس؛

 

نامه احساسی سید جواد فدائی به دکتر نظری/تو به جای دنا استوار باش

 

 

 

تقدیم به دکتر نظری عزیز و سایر بازماندگان این اتفاق تلخ که در داغ جگر گوشه هایشان به سوگ نشسته اند:
امروز که صدای خش دارت و نجوای جگر سوزت را برای مژگان مهربانت شنیدم دخترم را بعد از چهل روز فراق در آغوش گرفته بودم و بر موهای پریشانش بوسه میزدم.

 

ناگاه دلم ریخت و به فکر آغوش خالی و بوسه های ناکامت افتادم که قرار بود دیروز میزبان مژگانی باشد از جنس باران

 

 

دکتر جان تو مژگان از دست دادی و وارث دانش این سرزمین ایلیا و طاهایش را و دنا تمام آبرویش را

بعد از چهل روز که دختر دوساله ام را به آغوش کشیدم همزمان شد با ناله های فراق ابدی تو در غم عصاره جانت و

من نیز همصدای تو و همه پدرانِ مسافران غریب دنا در خود شکستم و ناله سر دادم و اشک ریختم.

اشک مرا که ترمه دو ساله ام پاک کرد به یاد اشکهای پاک نکرده ات افتادم و دستان یخ زده مژگانی که نمیدانیم کجای آغوش دنا آرام گرفته.

لرزش شانه های پدر در فراق دختر از آن لرزش های بنیان برانداز است.

دکتر جان ای طبیب درد فرزندانِ دنا فراق دلبندترین داشته هستی آنقدر کمر شکن است که اگر تا ابد مویه کنی هیچ کس را روی مذمت نیست ولی …

ولی فرزندت را به دنایی سپرده ای که در درازنای تاریخ بهترین محافظ این ایل بوده

دنایی که خود نیز از این میزبانی شوم شرم دارد

من شبهای بسیاری در اوج دنا خفته ام

ستاره باران تابستان و زیبایی سحرانگیز پاییزش و آسمان آبی بهارش را

اما درد بهمن و کولاک زمستانش را نه

میدانم از این داغ کمر نِوِل و قاش مستان و پازن پیر شکست

میدانم دنا از شرم سر فرو آورده و حوض دال خون میگرید

میدانم آنقدر این مصیبت سنگین است که کمر هیچ کوهی را یارای ایستادن نیست اما…

اما تو بمان

ایستاده بمان

چشمان بیماران دیارم به قامت و دستان توست

تو بمان و طبیب ایلم باش

ایلمان نیز در کنار تو و هم شانه و همراه تو بر این داغ ماتم گرفته و سیاه پوشیده و مروارید اشک بر گونه جاری ساخته اند.

زمانی بر اوج قاش مستان و نول ستاره های بیشمار شبهای مرداد را چیده ام و اکنون چشم به ستاره های خفته بر پهنه دنا دست به دعا برده ام که آغوشت میزبان مژگانی باشد که قرار بود عصای پیری پدری فداکار باشد.

دکتر جان هرچند دنا از این داغ فرو ریخت اما تو و پدر ایلیا و طاها دنای استوار این سرزمین باشید…

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=74504

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 5در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 5
  1. مثل همیشه زیبا و احساسی سید عزیز

  2. دورود بر برادر عزیز و همکار سابقم آقا سیدجواد فدایی انصافا دلنوشته زیبای جنابعالی از جهت تسکین دل داغدیده و جگر سوخته قوم لر و جناب آقایان دکتر نظری و دکتر دانشی و همه داغدیدگان حادثه پرواز آسمانی تهران یاسوج اشک را به پهنه چشم هر کسی سرازیر میکند دورود بر شما و دورود بر قلم زیبایتان و تسلیت مجدد به همه ملت بزرگ ایران و قوم رشید و سرفراز لر و خانواده های داغدیده این مصیبت عظیم

    برادر کوچک شما نجات قلاوند

  3. بسیار زیبا جناب آقای فدایی. مطمعنن هم دردی شما و تمام مردم استان و کشور با خانواده های داغدار، مرحمی است بر این غم بزرگ

  4. حالااین جوادفدایی کیه

  5. کسی که دلتنگ آسمان باشد ، از رنج های زمینی دلگیر نمی شود…

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.