فانوس زاگرس؛
دلنوشته؛ توسعه ای به روش نامتقارن
دانشجوی پرستاری دانشگاه جندی شاپور اهواز در یادداشتی برای فانوس زاگرس نوشت:
چند روزی است که خبری تلخ و دردناک در صدر اخبار وقایع روز قرار گرفته است.
سقوط هواپیمای مسافربری تهران یاسوج.
از همان روز نخست گمانه زنی های پی در پی بخش عظیمی از اخبار رسانه ها را به خود اختصاص داده اند و هرکدام علتی را عامل اصلی این فاجعه می دانند.
نقص فنی و قدیمی بودن هواپیما ، ضعف فرودگاه یاسوج و نداشتن رادار و موارد مطرح شده دیگر.
اما جالب توجه این است که بسیاری از این استدلال ها در یک وجه مشترک هستند« محرومیت»
واژه ای که برای ما کهگیلویه و بویراحمدی ها بسیار آشنا و ملموس است.
کهگیلویه و بویراحمد استانی که به لطف خداوند نعمت های طبیعی خدادادی بسیاری را در آغوش کشیده است، سرزمینی با بافت گیاهی و جانوری بسیار متنوع و تامین کننده بخش قابل توجهی از نفت کشور.
خطه ای باستانی که قدمت چندین ساله آن اصالتی مثال زدنی را برای مردمانش به ارث گذاشته است.
مردمانی خونگرم و مهربان که از زمان انقلاب تا کنون بارها و بارها ایمان راسخ و عمیق خود را به آرمان ها و ارزش های نظام اسلامی ثابت کرده اند.
اما وقتی که به این دیار پا می نهیم پس از خونگرمی مردم و طبیعت سرشار از نعمت آن، چیزی که بیشتر به چشم میخورد محرومیت و توسعه نیافتگی است، حال آنکه در این استان هزاران جوان نابغه و با استعداد رشد یافته اند ، اما آیا نبوغ به تنهایی برای توسعه کافی است؟
در کهگیلویه و بویراحمد تعداد کارخانه ها و کارگاه های تولیدی مطابق با علوم نوین به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد.
به راستی ریشه این محرومیت در چیست؟
کم نبوده اند حنجره هایی که از سوی استان عزیزم فریاد برآورده اند که لیاقت این مردم بسیار بیشتر از وضع موجود است اما گویا هیچ گاه گوش شنوایی نبوده است.
امیدوارم که پایان این فاجعه یک تسلیت و ابراز همدردی بی سود نباشد، همچون امروزی که رخت عزای عمومی تنها به تن خودمان است…
آرزو میکنم طناب پر پیچ و خم توسعه نامتقارن دست و پای کودکان فردای استان مارا از جنبش و حرکت وا ندارد حتی اگر تنها خودمان یاریگر دیارمان باشیم.



چرا خودمون رو گول میزنیم، موقعیت فرودگاه یاسوج به گونه ای هست که نشستن هواپیما بدون ریسک غیر ممکنه. مگر اینکه بهترین هواپیماها و خلبانهای دنیا رو بیارن