فانوس زاگرس؛
پاسخی به واکنش زراعت کیش به گفته های تاجگردون
به قلم ایمان محمدپورفتح
بعد از منتشر کردن این جمله کوتاه دکتر تاجگردون مبنی بر این که “کل استان علیه من است، چون کار می کنم”، جناب دکتر زراعت کیش که از دوستان خوب و جوان اصولگرای شهرستان گچساران هستند، نسبت به این جمله واکنش نشان دادند..!
این واکنش ها، کاملا طبیعی است و قصد پرداختن به آن را ندارم، اما جناب دکتر زراعت کیش در پایان واکنش مذکور، سوالی مطرح کرده اند که سعی می کنم کوتاه پاسخ بدم.
سوال طرح شده توسط دکتر زراعت کیش این است: دلیل این که همه استان علیه آقایان هستند، چیست؟
جناب دکتر زراعت کیش عزیز؛ اگر نگاهی به همه سال های قبل از انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی بندازید، پاسخ سوال خویش را دریافت خواهید کرد.!
آری، آن سال ها، آن سال ها که سخت گذشت، خیلی از چیزها و اشخاص سر جای خودشان قرار نداشتند، گچساران و باشت تبدیل به کودکی یتیم شده بودند که هیچ کس به فکر تیمار آن نبود، بلکه هر کس به فکر باج دادن و حفظ صندلی خویش بود و فربه کردن هم فکران و هم کیشان خویش…! البته هر از چندی، گام هایی هم برداشته می شد برای توسعه گچساران و باشت، اما بسیار کند و لاک پشتی.
در همه آن سال های سخت و طاقت فرسا، بودن کسانی که تا آخرین قطرات خون گچساران و باشت را برای فربه شدن، مکیدند و بارها نشان دادن که قصد کوتاه آمدن از ظلم به مردم دو شهرستان مذکور را ندارند…!
در انتخابات ۱۲ اسفند ۱۳۹۰، مردم این حوزه برای احقاق حق حقه خویش به پا خواستند و پشت سر مردی از جنس اصلاحات قرار گرفتند، تا اعتراض خویش را به همفکران حضرتعالی نشان دهند.
بعد از آن انتخابات بود که تلاش های زیادی در راه قرار گرفتن اشخاص و چیزها سر جای خودشان صورت گرفت و تقریبا اکثر این تلاش ها با سد محکمی هم روبرو شد، اما هرگز تلاش کنندگان ناامید نشدند و مرگ صبح را باور نکردند و امیدوارنه به انتظار دریچه امیدی در شب سیاه باقی ماندند و به قول احمد شاملوی عزیز: «نه! هرگز شب را باور نکردم چرا که در فراسوهای دهلیزش به امید دریچه یی دل بسته بودم..»
جناب دکتر زراعت کیش عزیز؛
ما گذشتیم از بانیان آن همه ظلم آشکار، اما چپاولگرانی که قبل از ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ از ارثیه این کودک یتیم آن روزها، برای فربه شدن خویش ارتزاق می کردند، تحمل تماشای طلوع آفتاب صبح امید گچساران و باشت را ندارند و از هر روزنه ای برای ضربه زدن به منجی این کودک یتیم، نهایت استفاده را می برند و سعی می کنند مردم را از تلاش های ایشان نا امید کنند.
این پاسخ سوال شماست و دلیل دشمنی ها…
اما می گویم که بدانید و بدانند؛ ما رفیق نیمه راه نیستیم و تا طلوع آفتاب کنار دکتر تاجگردون ایستاده ایم و به ایشان کمک می کنیم برای کم کردن اشتباهات تاکتیکی که طبیعتا هست و نیک می دانیم که انسان ممکن الخطاست..
با آرزوی توفیق روزافزون
ایمان محمدپورفتح
هشتمین روز از مرداد ماه هزار و سیصد نود و شش


اقای زراعت کیش بوی ریاست دانشگاه به سرشان خورده یک مطلب نوشته شاید اقایان بالا صدایش بشنوند بله هستند کسانی!؟
که بره ………. بفروش
آقای ایمان محمدپور فتح خیلی وقته که دور و بر تاجگردون میپلکی. و وکیل مدافعش شده ای .در عجبم که چرا تا کنون به خواسته ات نرسیده ای
رسیده شما خبر ندارید بپرس چقدر وام گرفتی کجا پیمانکار شدی ….
ایمان محمد پور خوب گفته ما مردم گچساران وباشت مردمی فقیر بی سواد و بیکار بودیم زندگی مان به سختی می گذشت نمی دانستیم پایتخت کشور مان کجاست کسی آدرس این شهر نفت خیز که در تمام کتب اروپا و آمریکا ثبت شده را نمی دانست تا اینکه در پنج سال پیش پیغمبری از دیار قلعه های باوی سر بر افراشت طلوع کرد وهمه مردم صاحب خانه شدند بیکاران سر کار رفتند جوانان این شهر با سواد شدند مدیر شدند استاندار شدند در صف وزارت هستند چهره شهر عوض شده بدون پاسبورت تا قلب آمریکا می توان رفت فقط کافی هست بگویید آشنای تاج گردون هستم ممنون از آقای محمد پور که همیشه باعث بیداری مردم شهر می شود پایدار باشی الی برکت الله .(گوشه ای از غیب گوی محله ما از افکار آقای محمد پور ودوستان .)
چاپلوسی خ زشته حیا کنید