فانوس زاگرس؛
به قلم شهرام نوروزی
بنام خالق طبيعت
چي ببنيم ؟ چي بشنويم ؟ چي بنويسيم ؟ چي بخوانيم؟
نفس زاگرس هنوز تنگ است . روز قلم برتمام فرهيختگان ، نويسندگان ، اهالي كتاب و مطالعه و دوستداران علم و ادب فرخنده باد.
مشكلات ملي و منطقه اي محيط زيست مانند بهره برداري بي رويه از منابع و پديدار شدن چالش هاي محيط زيستي جديد از يك سو و افزايش جمعيت از سوي ديگر و عدم رعايت عده اي از همنوعان ، نشان دهنده ي ضرورت برنامه ريزي كارآمد وچندجانبه براي پايدارسازي زندگي جامعه وافرادامروزي است . در دهه هاي گذشته به مشكلات محيط زيستي از ديدگاه فني و اقتصادي توجه مي شد اما اكنون مشكلات به حدي گسترده شده اند كه قلمرو آن ها ديگر به اين گونه ديدگاهها محدود نمي شود . از آنجا كه به گفته و نوشته ي بسياري از پژوهشگران، انديشمندان و كارشناسان كه بر اين باورند مشكلات محيط زيستي تنها با پيشرفتهاي فني دوستدار محيط زيست حل نمي شود چرا كه يكي از چالش هاي محيط زيستي رفتارهاي اجتماعي مردم است و تغيير نگرش و به دنبال آن رفتار مردم نيز موضوعي ضروري است .
بنابراين بايد بين نگرش مردم و حفاظت از محيط زيست ، ارتباط مطلوب وكارآمدي برقرار شود. نگهداري و حفاظت از محيط زيست يكي از وظايف اصلي حال و آينده است بطوريكه امروز حفظ محيط زيست يكي از اركان مهم رعايت حقوق بشر مي تواند باشد . زيرا محيط زيست به عنوان پديده اي نامحدود و نه فقط براي نسل امروز بلكه براي ادامه حيات آيندگان مي بايد حفظ شود. آموزش محيط زيست ، بنيادي ترين شيوه در حفاظت از محيط زيست بوده كه به كودكان و بزرگسالان بهترين شيوه ارائه مطالب و نحوه فعاليت ها و اجراي ساختاري در زمينه ارتقاء آگاهي هاي زيست محيط را مي آموزد تا از اين طريق هر فرد جامعه خود را از طريق احترام گذاشتن به طبيعت ، مسئول در حفظ صيانت از محيط زيست بداند . آموزش يكي از مؤثرترين راههايي است كه بوسيله آن مي توان علاقه عمومي را افزايش داد . هدف از آموزش محيط زيست به وجود آمدن حساسيت در افراد نسبت به حوادث وتغييرات فيزيكي ، اقتصادي ، زيستي ، اجتماعي ، سياسي و تأثيرات آن بر محيط زيست است تا باداشتن قدرت تشخيص وتوصيف مسائل زيست محيطي بتوانيم در ابداع روش ها ومسائل محيط و حل معضلات آن مهارت كسب كنيم . يعني نگرش محيط زيستي. كه دراين نوع نگرش ها مي تواند شامل باورها ، اثرات مثبت ومنفي، نيت هاي رفتاري ، نگراني ها، ارزش ها و درك آگاهي براي سنجش نگرش محيط زيستي وجود داشته باشد كه همه مي توانند درباره خود ، خانواده ، دوستان ، اجتماع و نسل آينده وحتي ساير گونه هاي محيط زيستي و طبيعي انجام دهند يعني با عواملي مانند صحبت كردن درباره ي محيط زيست در خانه و جامعه ، تماشاي فيلم ، خواندن مطالب محيط زيستي ارتباط پيدا كرده و بنابراين براي تغيير نگرش ساكنان بومي پيرامون مناطق حفاظت شده و يا محيط زيست بايستي افراد آموزش ببينند و از رده برنامه ها و آموزش هاي دقيق مي توان نگرش منفي را به نگرش مثبت تبديل كرد .
بديهي است آموزش ، اصلي اساسي در تغيير بنيادين اين نگرش هاست و روش هاي بسياري براي اين كار وجود دارد . بكارگيري انجمن هاي بومي ومردمي نقش اساسي در آگاهي سازي و تشويق افراد به فهميدن و درك موضوعات محيط زيستي و ايجاد نگرش مثبت نسبت به محيط زيست بازي مي كنند. حل مشكلات محيط زيستي نيازمند كوشش جمعي ، گروه گسترده اي از مردم است . ترديدي نيست كه با شناسايي نگرش محيط زيستي افراد و ايجاد نگرش مثبت در آنها مي توان به مرور شاهد رفتارهاي مطلوب و سازنده ي محيط زيستي بود . اما ايجاد نگرشي مثبت در افراد جامعه نيازمند شناسايي و تقويت عوامل مؤثر بر نگرش و همچنين عوامل متأثر از نگرش است . چنانچه برنامه ريزي جامع براي ترويج فرهنگ محيط زيستي بين گروههاي مخاطب گوناگون جامعه تدوين شود شاهد افزايش دانش و به دنبال آن بهبود نگرش اعضاي جامعه نسبت به مسائل محيط زيست خواهيم بود و بدين گونه مي توان انتظار رفتارهاي مثبت محيط زيستي و بهبود وضعيت محيط زيست را داشت . از مهمترين ابزار افزايش دانش و آگاهي در اين زمينه رسانه ها هستند .
نويسندگان ، قلم بدستان ، شبكه هاي راديويي ، تلويزيوني و پديده هاي جديد شبكه هاي اجتماعي مي توانند به عنوان يكي از مؤثرترين زيرساخت ها با پخش و انتشار برنامه هاي آموزشي و اطلاع رساني محيط زيستي كه براي عموم افراد جامعه جذاب باشد ، آگاهي مؤثر در جهت افزايش دانش عمومي محيط زيستي افراد بردارند. از سوي ديگر تقويت روحيه ي جمعي و مشاركت مردمي باعث افزايش احساس تعلق و مسئوليت افراد نسبت به محيط زيست و تقويت رفتارهاي مثبت محيط زيستي خواهد شد. بنابراين تمام ساختارهاي جامعه چه در سطح كلان و چه در سطح خرد نقش مهمي در بهبود وضعيت محيط زيست خواهند داشت و بديهي است اين موضوع نيازمند تغيير رويكردهاي برنامه ريزي توسعه ي آموزشي جامعه است . خشك شدن اغلب تالاب ها و درياچه هاي كشور ، آلودگي نگران كننده هوا ، افت كمي و كيفي اندوخته هاي آب شيرين مملكت ، كاهش حجم سفره هاي آب زيرزميني و نشست زمين ، تشديد چشمه هاي توليد گرد و خاك و آتش سوزيهاي جنگلهاي زيباي سرزمين مان و نابودي بيش از حدود بيست ميليون اصله از بلوطستان بي رقيب زاگرس زيبا به همراه مرگ شمارتوجهي از جمعيت چهارپايان ساكن در سرزمين مان ، همه و همه ثابت مي كند كه كارنامه آموزشي ما و اطلاع رساني قلم نويسنان و نويسندگان ما و همچنين نوع نگرش و نگاه ما به محيط زيست و رعايت موازين و آموزه هاي محيط زيستي شايسته ي دريافت نمره قبولي نيست . كه بخش عمده آن ريشه در فقدان آگاهي لازم و ضعف فرهنگي در زمينه ارتباط انسان و طبيعت دارد . به اميد فرداهاي بهتر



