فانوس زاگرس؛
انتخابات ۹۶ تداوم عقلانيت و اعتدالگرايي
به قلم حسين طاهريفرد
هرچه به انتخابات ۹۶ نزديک و نزديکتر ميشويم، صف آراييهاي پيش از انتخابات و راهبردهاي احزاب و گروههاي سياسي براي ارديبهشت ۹۶ نمايانتر ميشود. اصولگرايان که در خرداد ۹۲ ميدان رقابت را به روحاني واگذار کرده بودند به دنبال پيدا کردن يک رقيب جدي براي رييس دولت يازدهم هستند و اکثر گروههاي اصلاحطلب هم دم از حمايت از رييسجمهور ميزنند.

در حالي که به ماههاي پاياني رياستجمهوري روحاني نزديکتر ميشويم تلاش تندروها براي القاء اين تفکر به بدنه جامعه که حسن روحاني به دليل ناتواني در عمل به وعدههايش، پايگاه راي خود را از دست داده و شانسي براي انتخابات سال ۹۶ ندارد هر روز بيشتر ميشود. حتي در اين ميان بخشي از تندروهاي جريان اصلاحات هم بحث عبور از روحاني را مطرح کرده و ميکوشد تا با حمايت مشروط خود از روحاني سهم بيشتري در دولت آينده داشته باشد.
اگرچه اظهار نظرهاي اين روزهاي بعضي از « اصلاحطلبان » و مطرح کردن حمايت مشروط اصلاحطلبان از روحاني در انتخابات رياست جمهوري آتي را صرفاً بايد اظهارنظر شخصي دانست، ولي اصلاحطلبان نبايد فراموش کنند که انتخاب روحاني آنان را از گوشه عزلتنشيني خارج کرد و بار ديگر توانستند پاي به عرصه سياسي کشور بگذارند و حتي بخشي از کرسيهاي بهارستان را به خود اختصاص دهند. از سوي ديگر نبايد فراموش کرد که اصلاحطلبان به طور کلي در موفقيت و روي کار آمدن روحاني نقش مؤثري داشتند.
با نگاهي واقعگرايانه به عملکرد دولت يازدهم، بهسادگي ميتوان فهميد که دولت روحاني با توجه به شرايط سياسي کشور و با يادآوري ملاحظات و محدوديتهاي پيش رو، در بسياري از موضوعات عملکرد قابلقبولي از خود ارائه کرده است و به نظر می رسد روحاني در انتخابات ۹۶ براي انتخاب مجدد کار سختي در پيش نداشته باشد و دولت يازدهم هم هشت ساله خواهد شد.
بيشک در دولت تدبيرواميد هم عليرغم تمام تلاش دولتمردان کاستيها و نواقصي بوده است. اما اوضاع اقتصادي کشور به واسطه سياستها و اقدامات اعتدالي دولت روحاني رو به بهبود است. دولت يازدهم توانست با توافق هستهاي، تحريمها را برداشته و زمينه بهبود روابط بينالمللي و ورود سرمايه خارجي را باز کند. اگرچه کموبيش آثار بسياري از تحريمها هنوز باقيست، اما به اعتقاد بسياري از صاحبنظران و تحليلگران موفقيت دولت يازدهم در حوزه ديپلماسي ميتواند برگ برنده روحاني در انتخابات ٩۶ بوده و شرايط را به نفع وي تغيير دهد.
روحاني سکاندار جريان اعتدال است، جرياني که از ميانهروهاي اصولگرا و اصلاحطلب تشکيل شده است و از مشخصههاي اصلي آنان ميتوان به « معتدل بودن» و «حرکت عقلايي داشتن» اشاره کرد. واقعيت موجود اين است که امروزه روحاني توانسته است بخش مهمي از عقلاي جريانهاي اصلاحطلب و اصولگرا را با خود همراه کند. بنظر ميرسد در فضاي سياسي کنوني ميانهروهاي جريان اصولگرايي و اصلاحطلبي در برخي مسائل مهم به يک گفتمان مشترک رسيدهاند. گفتماني که در تلاش است تا مانع تداوم انحصارطلبي افراطي جريانهاي تندرو در عرصههاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي شود.
اگرچه با درگذشت ناگهاني آيت الله هاشمي، روحاني يکي از بزرگترين پشتوانههاي اعتدالياش را از دست داد، اما حضور پرشور مردم در مراسم تشييع آيت الله با وجود همه سختيها، فشارها و مشکلات يعني پيروزي عقلانيت و اعتدال. عليرغم جنجالها و بداخلاقيهاي سياسي، در ۲۱ دي ۹۵ مردم با حضور ميليوني خود نشان دادند که همچنان به رأيي که دادهاند پايبندند و همچنان خاطره منتخب اول تهران را گرامي ميدارند. چراکه تحقق آرمانهاي هاشمي، يعني گسترش آرمانهاي اصلاح طلبي و اعتدال.
و کلام آخر اينکه:
بايد اين واقعيت را پذيرفت که دولت اعتدال با همه فراز و فرودش روي هم رفته در مسير درستي در حال حركت است و رويکرد کلي دولت روحاني، رويکرد منطقي و کارشناسانه است. پس در اين شرايط براي به نتيجه رسيدن برنامههاي دولت يازدهم و تداوم عقلانيت و اعتدالگرايي انتخاب مجدد روحاني ضرورتي اجتناب ناپذير است.
حسين طاهريفرد کارشناس ارشد جامعهشناسي
