روایت مردمی که به پزشکیان رای می دهند ؟
(روایت اول)
بهنام محمدپور دبیر بازنشسته ی ناحیه سه اهواز
۱⃣من مهر امسال بعد از ۳۲ سال کار در جامه ی «معلمی» بازنشسته شدم.اما هنوز شوقی مبهم به همراه زخمی عمیق در جان و بر جسمم احساس می کنم.شوقی که شرف شریف دانایی و نفس نفیس دانش آموزان در من چون اخگری فروزان شعله می کشد و در کنارش زخمی عمیق از ناتوانی مالی و حسرت سال هایی که گاهی با خود می اندیشم که اگر فلان شغل را داشتم آیا اکنون باید چون درویشی دریوزه ی باد خنکی از کولری با ۳۰سال عمر در شرجی شور کش اهواز می کردم ؟
۲⃣ من سال های سپید آسید محمد خاتمی عزیز را به یاد دارم هم.سال هایی که بی استرس و ترس در کلاس از کتاب های تاره خون تازه در رگ هایم روانه می شد و با شراره های سخنم به خرمن نادانی شاگردانم آتش سوزان دانایی در می انداختم و اسب غرور از موانع پیش رو می جهاندم.چقدر دولتی فرخنده بود آن دولت سید یزدی .
اکنون که می نویسم چنان نخیف و تکیده ام که در این بازنشستگی کاری و فرهنگی و مالی دیگر نایی نمانده برای زندگی .
همکاران خوبم! شما را که زخمی زمانه اید و خسته ی دست و پا بسته ی تورم کشنده ی ۵۰ درصد و افزایش حقوق ۲۰ درصد دولت محرومان!هستید ، با شرمناکی بی اندازه و پوزش بی پایان دعوت می کنم که در این هفته ی دوران ساز تاریخ ایران ، اگر پس از ساعت ها فکر به دردهامان و حساب و کتاب ذهنی برای برقراری موازنه ای نابرابر میان دخل ۱۰ و خرج ۱۰۰ مان به در آمدید ، به آینده ی ایران فکر کنیم.
۳⃣فکر کنیم که اگر آنانی که اینترنت را در سلاخی فیلترینگ ذیح نمودند ، اگر آنانی که جنگ آخر الزمانی با غرب را به بهای ویرانی ما سر خط دفتر دولت خودشان می دانند، اگر کسانی که هر گونه تشکل و نهاد صنفی را سرکوب می کنند تا هر صنفی چون ما نداند و نتواند که دردهای بی اندازه را جار بزند و مرهم یابد ؛به اریکه ی دولت خالص ساخته ! و یکدست ! برسند ، چه شرایطی بسیار بدتر از این سالها را باید تحمل کنیم.
همکاران شریف و صاحب اندیشه و دانایی ! «پزشکیان» از دولتمردان شریف دولت فاخره آسید محمد خاتمی بوده، سالها در سنگر قانون گذاری بوده و دست پاک هست و بلند نظر.
پزشکیان درس خوانده هست و پله پله بالا آمده و درد ما را چه در ساحت سترگ معلمی و چه در عرصه مشکلات مالی می داند.
فروتنانه از پیشگاه شریف تان می خواهم این بار برای ایران ، برای دانایی و توانایی به او اعتماد کنیم.
اکنون گاه کناره گیری و عافیت طلبی نیست.
معلمان مورد اعتماد مردم هستند.از خزانه ی خوش عطر و فرخنده ی این اعتماد پلی بسازیم و دستی در آوریم و مردم را هم دعوت کنیم و «پزشکیان » را یاری کنیم.
آینده بی برو برگرد در تاریخ این سرزمین این همت همایونی ما معلمان را در کلاس های مدرسه درس خواهند داد.


