• امروز : یکشنبه - ۲۴ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 14 June - 2026
5

فرهنگ استراتژیک چیست و چه نقشی در سیاست خارجه چین و ایالات متحده آمریکا دارد

  • کد خبر : 137866
  • 10 اکتبر 2022 - 23:18

    فرهنگ استراتژیک چیست و چه نقشی در سیاست خارجه چین و ایالات متحده آمریکا دارد   چکیده مقاله ثبت در ژورنال انتشارات وزارت خارجه- بهار ۱۳۹۱ نویسنده مقاله: امید عبدالهی   فرهنگ استراتژیک کشورها عموما به مجموعه ادراکات و اندیشه های استراتژیستها، جامعه نخبگانی و مردم هر کشور در موضاعات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی […]

 

 

فرهنگ استراتژیک چیست و چه نقشی در سیاست خارجه چین و ایالات متحده آمریکا دارد

 

چکیده مقاله

ثبت در ژورنال انتشارات وزارت خارجه- بهار ۱۳۹۱

نویسنده مقاله: امید عبدالهی

 

فرهنگ استراتژیک کشورها عموما به مجموعه ادراکات و اندیشه های استراتژیستها، جامعه نخبگانی و مردم هر کشور در موضاعات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی ودیگر مباحث مطالعاتی اطلاق می شود. در حوزه سیاست خارجی نیز طبعا هرکشوری دارای علائق اقتصادی، سیاسی و امنیتی خاص خود می باشد که ریشه در یک سلسله ارزشها، هنجارها و فرهنگهای غالب کشورها دارد. در یک ساختار تحلیلی می شود روابط بین الملل را چارچوب تعامل میان نظامات فرهنگی گوناگون در جهان تعریف نمود. حالا اگر بخواهیم نقش فرهنگ استراتژیک چین و آمریکا در میزان نقش آفرینی این کشورها در نظام بین الملل را تحلیل کنیم، باید مولفه های موثر بر این فرهنگ را ابتدائا مورد ارزیابی قرار دهیم. بطور کلی و براساس تعریفی که از فرهنگ استراتژیک و نقش آفرینی آن در روابط بین الملل ارائه گردید، فرهنگ استراتژیک آمریکا و چین را می تواندر دوسطح ملی و نظامی-امنیتی تحلیل کرد. به نحوی که فرهنگ استراتژیک کشور چین را می توان بر مولفه هایی همچون مخالفت با هژمونی، تلاش برای برتری فرهنگی، ارائه چهره ای صلح طلب و بطور کلی مجموعه ویژگیهای تدافعی در سیاست خارجه استوار دانست؛ این در حالیست که فرهنگ استراتژیک آمریکا براساس فرهنگ نخبگانی حاکم بر تاریخ شکل گیری این کشور که بر اساس یک مهاجرت مسلحانه چندین قومیتی از ملل اروپایی (انگلستان، هلند، اسپانیا، آلمان و…) به قاره تازه کشف شده آمریکا صورت پذیرفته، به الگوهایی مانند نگرش امنیتی مطلق، باورمندی به قدرت مطلق و رهبری جهان با استفاده از قدرت مطلق یا در یک کلام، ساختاری تهاجم محورشکل گرفته است.

از جمله وجوه اشتراک و تمایز فرهنگ استراتژیک این دو کشور میشود به موارد کلی زیر اشاره کرد:

 

۱- استثناگرایی: هر دوکشور خود رو کشورهایی برتر و دارای شاخصهای ممتاز و ویژگیهایی منحصربفرد در نظام بین الملل قلمداد می کنند. آمریکا خود را ناجی دو جنگ جهانی و پیشرو در تکنولوژی و مفاهیم لیبرال دموکراسی غربی در جهان می شناسد و چین هم خود را ملتی با پیشینه غنی تاریخی و تمدنی با برتری های محصچسوس فرهنگی نسبت به سایر ملل می پندارد.

۲- برتری جویی و هژمونیک بودن آمریکا در مناطق استراتژیک‌جهان و غیر هژمونیک بودن فرهنگ سیاسی چین… به نحوی که آمریکا هرگونه حضور خود در مناطق مختلف جهان را تعبیر به برتری مطلق و تحمیل اصول و مبانی سیاست خارجی خود در آن ناحیه می کند، مادامیکه چین بر اساس یک سیاست خارجه رئالیستی در صدد تامین منافع خود که متضمن تامین منافع کشورهای دیگر و ایجاد انگیزه در طرف مقابل به جهت تداوم همکاریهاست عمل می کند.

۳- چین در تصمیم گیری در حوزه سیاست خارجی تمرکزگرا عمل کرده و یک اولویت بخشی واحد در تامین منافع دوطرفه با سایر دولتها را در دستور کار خود قرار می دهد. اما آمریکا در تصمیمات اتخاذی در سطح بین الملل با تمرکززدایی و اتخاذ رویکردهای دوگانه کنگره- دولت درصدد تحمیل اراده حداکثری بر طرف مقابل به جهت تامین حداکثری منافع خود می باشد؛ رویکرد دولتهای بایدن و اوباما در عدم تصویب برجام در کنگره آمریکا و عدم تبدیل آن به معاهده ای لازم الاجرا برای تمام دولتهای آتی آمریکا که نمونه آن پاره کردن برجام و خروج آمریکای ترامپ از این توافق نامه بین المللی بود، از جمله رویکردهای تمرکززدایانه آمریکا در سیاست خارجیست که متضمن تامین منافع حداکثری برای این کشور و تضییع حقوق دیگر کشورهاست.

۴- فرهنگ استراتژیک تهاجمی امریکا و فرهنگ استراتژیک تدافعی چین که ریشه در تاریخ دو کشور دارد… با اندکی مطالعه و بررسی بیش از ۱۲۰ جنگ و حضور نظامی آمریکا در پنج قاره جهان در دوران پس از جنگهای بین الملل اول و دوم می توان به سیاست خارجی تمامیت خواه و تهاجمی آمریکا به منظور تحمیل اراده به سایر کشورها پی برد. در حالیکه کشور چین کمتر در طول تاریخ خود به هجوم و لشکرکشی به سایر مناطق جهان مبادرت ورزیده و چه بسا ساخت یک دیوار تاریخی ۲۱هزار کیلومتری در طول تاریخ این کشور را نمونه ای از دفاع در برابر هجوم بیگانگان می توان ارزیابی کرد.

توضیحات اصلاحی:

ثبت مقاله در ۱۳۹۱ و اصلاحیه انتشار در مجازی در ۱۴۰۰

 

توضیح اصلاحیه:

در چکیده نسخه اصلی مقاله در مثال توضیحی بند شماره سه از وجوه تمایز سیاست خارجه چین و آمریکا از مثال خروج دولت بوش از پیمان سالت ۱ (SALT1) مثال زده شده ولی در نسخه بروزرسانی شده در مجازی از مثال خروج دولت ترامپ از برجام مثال زده شده است.

 

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=137866

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.