پنجم خرداد ، سالروز کشف نفت در ایران …
شهرام نوروزی ؛
در ساعت چهار صبح روز پنجم خرداد ماه ۱۲۸۷ خورشیدی مته حفاری از ضخامت زمینی به قطر ۳۰۰ متر عبور کرد و آخرین ضربه خود را به صخره عظیمی که روی منبع نفت قرار داشت فرود آورد، در نتیجه در عمق (۳۶۰ متری) نفت با فشار زیادی تا (۱۵ متر) بالاتر از نوک دکل حفاری فوران کرد. که نخستین اکتشاف نفت در خاورمیانه به شمار میرفت …
این واقعه، موجب احداث و گسترش تأسیسات عظیمِ استخراج، تصفیه، صدور نفت و تولیدات نفتی در جنوب ایران شد.و یك سال بعد ساخت پالایشگاهی درشهر آبادان آغاز شد . پالایشگاه آبادان، برای سالهای طولانی بزرگترین پالایشگاه جهان به شمار می رفت …
این چاه نفت در مسجد سلیمان بود ،اما از این نفت چیزی عایدشان نشد ودومین چاه نفت در هفتگل نزدیک مسجد سلیمان …
ای کاش این ممکلت یک قطره نفت نداشت ؛ وقتی طلای سیاه تبدیل به بلای سیاه مردم ما خصوصا برای شهر ثروتمند فقیرم گچساران می شود…
این روز را به دوستان مسجد سلیمانی هم تبریک میگویم …
نفت بعد از صد سال و اندی و بعد از سی سال و اندی با ما و من چه کرد*؟؟؟ . شترسواری دو لا دو لا نمیشه. مملکتداری اصول و حداقلهایی داره. سطح اطلاعات و توقعات مردم در سالهای گذشته بالا رفته. یعنی مردم میدانند که چه چیزهایی باید داشته باشند و ندارند. از ما گذشت. ماها استخدام بودیم یک حقوق ثابت داریم. بازار زمانی خیلی بد نبود و در بازار کار کردیم و به خانه و ماشین و یک حداقل از زندگی رسیدیم. اما جمعیت میلیونیای که هیچ امیدی به اینده ندارند چه؟ اینها خطر خواهند افرید دیر یا زود . نمیشه مملکت رو این طوری جلو برد. ما در یکی دو دهه اخر ارزش داشتن سوخت فسیلی داریم زندگی میکنیم. نفت رو باید بفروشیم و خرج سرزمینمان کنیم. خب این نمیشه که ما نفت داشته باشیم ولی مردم بیکار و نادار و از طرفی این همه کار و پست هم خالی … جایی که باید سی محیطبان داشته باشه یکی داره، اداره دامپزشکی نیمبنده، اداره منابع طبیعی نیمهتعطیله، و قس علی هذا. هر جا بری وضعیت بحرانیه. تا کی میشه با بحران ساخت؟ ما در حال ساختن با بحران نیستیم؛ ما در حال سوختن هستیم. چیزهایی رو داریم میسوزانیم که برنمیگرده. به خاطر بحران، به بهانه معیشت، دست همه هم بر طبیعت و اب و زمین و اسمان باز گذاشته شده. برای از فلاکت دراوردن مردم به کشتی اجازه صید غیراستاندارد در دریا میدیم. در دشتی که داره فرو میریزه اجازه چاه عمیق میدیم. در شمال و جنوب معیشت مردم رو به کشتار پرنده مهاجر پیوند دادیم. بر سموم و کودهای شیمیایی نظارت نداریم. کشاورز برای محصول بیشتر سرطان به خورد ملت میده. برای گرفتن دومحصول در سال زمین رو اتش میزنه و اتش به طبیعت سرایت میکنه و زمین خود کشاورز هم تا چند سال دیگه میمیره. فاضلابهای شهری و کارخانه به دلیل نبود بودجه به دریا میریزه و غیره و غیره و غیره. مسیولان کشور! هر کاری میخواهید بکنید ولی حداقلها را بدید و تامین کنید. ایران با این وضعیت اینده نداره. همه اینها که نوشتم و ده برابرش که ننوشتم خطرات امنیتی مهم داره. تا صدای دهل درنیامده کاری کنید …
درود بی پایان بر دکتر مصدق بزرگ مرد تاریخ ایران و افسوس که دیگر تکرار نشد این عرق وطن پرستی …
لکن امان از این نفت سیاه …
این نفت سیاه چه کارها که نمی کنه …
چه چیزهائی فیش ها را آلوده کرد …



پسر جان
نوشتن از مشکلات خوبه
اما قواعد خاص خودش را داره
از این شاخه به اون شاخه پریدن و متون نامتجانس را کنار هم چیدن موجب پریشانی ذهن خواننده خواهد شد.
عزیزدلم از اکتشاف نفت شروع کردی و به کوه و دشت و دریا زدی..
بیشتر مطالعه کن
پاینده و پویا باشی