تنهایی بزرگ..!!!!
محمودمنطقیان؛
تنهایی دو گونه است.یکی اینکه کسی دور و برت نباشه و به دور از جمع برای مدتی زندگی کنی و یا مدتی در سلول باشی و یا قرنطینه.
اما تنهایی بزرگ و دیگر این است که در میان جمع و جامعه باشی و احساس تنهایی کنی و جمع درکت نکنه و نتوانی همرنگ جماعتی بشوی که مرتب نقش بازی می کنند و رنگ عوض می نمایند و اهل سودو معامله اند و حتا روی گل و پرنده و قناری تجارت می کنند و ارزش و اعتبار هرچیز را با متر و ترازو می سنجند و یا جمعی که به خرافه ها چسبیده اند و بدانها دل خوش کرده اند و امید بسته اند و جماعت بی دردی که به ناله ها هم می خندند و حس های انسانی را از دست داده اند و هرگز به بوته گلی و یا صدای بلبلی ویاچکیدن قطره اشکی ازدیده ای خیره نشده اند.
راستی چه مظلوم بودند بزرگانی مانندسقراط و فردوسی که با آن اندیشه های بلندشان در میان جامعه عصرخویش می زیستند و نادانی و بی خبری یک جامعه را، با درد و اندوهی سنگین بر دوش می کشیدند.
خدایی حال و درد آن بزرگان در روزگارخویش چگونه بود؟؟؟ این تنهایی گرچه بسیارسنگین است، لیکن بسیار زیبا و بزرگ و ستودنی.
۹۹/۱۱/۲۰



بسیار عالی ??
خرزوجان✌✌