فانوس زاگرس؛
به قلم سعید ولایتیفر
بیش از دو هفته از برگزاری دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی میگذرد.
در اغلب حوزهها کاندیداها بصورت مستقیم راهی مجلس شدند و در برخی دیگر رقابت به دور دوم کشیده شد.
نکته جالب این دوره اعتماد مردم به کاندیداهای موجود در لیست موسوم به لیست امید در بسیاری از شهرها بود که با حمایت و تأیید بزرگان جبهه اصلاحات شمار زیادی از کرسیهای مجلس را به خود اختصاص دادند.
در حوزه بویر احمد و دنا بهرغم اتحادی که از بزرگان اصلاحطلب انتظار میرفت متأسفانه هیچگاه آن همدلی بوجود نیامد و با کمکاری برخی بزرگان و دو دستگی، نماینده لیست امید (خروجی شورای هماهنگی، محمد بهرامی) نتوانست آرای لازمه را کسب کند تا غلاممحمد زارعی برای دومین بار راهی بهارستان شود.
سید باقر موسوی جهان آباد نماینده ادوار پیشین که تا روز پایانی تأیید صلاحیتها چشم امید با احراز صلاحیت خویش داشت پس از ناکامی در عبور از فیلترینگ شورای نگهبان به یاسوج سفر کرد.
نیمروز یک روز زمستانی در حالی که شمار بسیاری از اصلاحطلبان منتظر تصمیم سید باقر بودند. در جمع مردمی که به استقبال ایشان رفته بودند سید باقر سکوت کرد و انتخاب کاندیدای اصلح را به عهده مردم گذاشت و اعلام موضع خویش را مشروط به احساس خطر در روزهای پایانی دانست.
کسی از دل سید باقر خبر ندارد، کسی کفشهایش را نپوشید و با آنها راه نرفت که قضاوتش کند آنچنان که باید.
اما سید باقر به تهران بازگشت و سکوتش را حفظ کرد، گویا خطر را احساس نکرده بود.
نزدیکان و یارانش اما سکوت نکردند و یکی پس از دیگری به سمت زارعی رفتند و زمزمه میکردند که با کاندیدای خروجی شورا هماهنگی مخالف و زارعی را برای پیشبرد اهداف مناسبتر میبینند.
پس از شکست نماینده اصلاحات (محمد بهرامی) هجمهها علیه سید باقر شروع شد. پیر و جوان سیدباقر را مقصر میدانستند خود را خادم و سید باقر را خائن به اصلاحات خواندند وی را با سید صفر خفری مقایسه کردند و از رأی خود به سیدباقر در گذشته ابراز پشیمانی میکردند.
گفتند که سیدباقر را مردم، سیدباقر کردند درست است مردم به سیدباقر اعتماد کردند اما سیدباقر هم پاسخ این اعتماد را به خوبی داد.
مردم به هدایتخواه و زارعی هم رأی دادند اما چرا آنها مثل سیدباقر و مورد اعتماد نشدند؟؟
بزرگی میفرماید همیشه از خوبیهای آدمها برای خودتان دیوار بسازید هر وقت در حق تو اشتباه یا بدی کردند یک آجر از دیوار را بردارید. بیانصافی است اگر دیوار را خراب کنید.
متأسفانه در حق سیدباقر بیانصافی شد. دیوار را تخریب کردند، مطالبی را به ایشان نسبت دادند و چنان پیشینهاش را انکار کردند که به حق نبود.
حضرت باری تعالی در قرآن آسمانی اینچنین میفرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ ﴿۱۲﴾
ترجمه آیه فوق بدین شرح است:
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است، و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید، و هیچیک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید، تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبهپذیر و مهربان است.
نیک واضح است که سیدباقر با توجه به انتظارات، عملکردش در این دوره مورد پسند بسیاری از اصلاحطلبان نبود.
اما :
اگر قوام فروزان در لحظات پایانی، با بیمهری دوستان مواجه نمیشد، اگر شورای نگهبان کمی مهربانانهتر صلاحیتها را مورد بررسی قرار میداد، اگر سیدرضا عسکری و مجموعه شورای هماهنگی چند صباحی صبر پیشه میکردند، اگر سیدباقر در پریکدان سکوت نمیکرد و از خروجی شورا حمایت میکرد، اگر اعضای ستاد سیدباقر هم منکر نظر شورای هماهنگی نمیشدند و در پایان اگر اصلاحات شکست نمیخورد اکنون شاهد این بیمهریها نبودیم.
در مسیر این شکست مجموعهای از اشتباهات وجود داشت، شخصی و گروهی. این آخرین دوره انتخابات نبود و امید است که اینها همه درس عبرت شود.
انتظارات از سیدباقر بیش از اینها بود اما او تنها کسی نبود که به زعم ما کمکاری کرد و و آنچنان که باید عمل نکرد.
میشود تمام این نقدها را نوشت. میشود به سیدباقر انتقاد کرد اما نمیشود منکر اقدامات پیشین وی شد، سخت میشود که سیدباقر را به خاطر گذشتهاش دوست نداشت.
در پایان جملهای برای سیدباقر موسویجهانآباد:
به سوی ماه بروید! حتی اگر خطا رفته باشید، در میان ستارهها هستید.


کاری که سید باقر کرد به قول حافظ نه به هفت آب که به صد آتش پاک نمیشود از صورت تاریخ بویراحمد، خودبینی سید از حد رده