فانوس زاگرس؛
به قلم کوروش رضایی
دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه گچساران و باشت به پایان رسید تا بار دیگر علیرغم روی نخست سکه حضور حداکثری و انتخاب وکیلی برای مردم در راستای خدمتگزاری، روی دیگر سکه جنگ و تضارب افکار جامعه به ویژه برندهای دو خط فکری سیاسی کشور اصولگرایان و اصلاحطلبان خود را نشان دهد.
نگارنده، سالها پیش چنین نتیجهای را با توجه به اوضاع کنونی تفکر اصولگرا در گچساران و باشت پیشبینی کرده و در این خصوص بارها متذکر شدم اماگوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من/آنچه البته به جائی نرسد فریاد است.
امروز شکست جبهه اصولگرایان در گچساران و باشت نتیجه عوامل و دلایل مختلفی است به اعتقاد نگارنده رکود و سکون این تفکر با وجود عدهای خاک خورده که تنها یدککش برند و مدال اصولگرایان هستند، شکل گرفته؛ عدهای که با تفکرات سیاه و سفید جریان اصولگرایان را با خواب خرگوشی خود به کما بردهاند.
عدم استفاده از پتانسیل و انرژی نسل جوان، ضعف در یارگیری نیروهای تازهنفس و بیتوجهی محض به جوانان از دیگر دلایل ضعف کنونی این تفکر در گچساران و باشت به شمار میرود نکتهای کلیدی که جبهه اصلاحطلبان به خوبی از آن طی سالهای نه چندان دور تا کنون استفاده کرده است.
این موضوع سالهاست ذهن نگارنده را به خود جلب کرده که به راستی اصولگرایان گچساران و باشت چه جاذبههای برای جذب نیروهای جوان و تازه نفس در این تفکر انقلابی ایجاد کردهاند و برنامههای آنها طی سالهای اخیر چه بوده است؟
با نگاهی به انتخابات دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در گچساران و باشت و تحلیلی ساده میتوان به عمق این فاجعه سیاسی که هیچگاه آسیبشناسی نشد، رسید؛ جایی که علی فولادیوندای ترکزبان با حمایت این جبهه سعی در جذب آرای ترکزبانان از یک سو و اصولگرایان از سوی دیگر داشت، سناریویی که با پشت پا زدن علیمراد جعفری از یک و سکوت و عدم حمایت سیدقدرت حسینی از سوی دیگر دچار نقصان و در نهایت شکست شد.
اوج و تحلیل ساده وضعیت قرمز حیات اصولگرایی در گچساران و باشت انتخاب علی فولادیوندا به عنوان کاندیدای وفاق و همدلی بود زیرا معرفی هر گزینهای در این جبهه به ویژه گزینه لرزبان سبب ریزش فاحش آرای کسب شده کنونی و ریخته شدن آن در سبد تاجگردون میشد.
عدم همراهی جعفری و سیدقدرت حسینی از کاندیدای پیشگامان وفاق و همدلی یکی از تلخترین اتفاقات سیاسی در جبهه اصولگرایان بود، شاید اندیشه این دو کاندیدای اصولگرا که حالا دیگر جایی در میان طیف عمومی اصولگرایان در جامعه ندارند و بدون شک در دور بعدی انتخابات حمایت ۲۲ هزارنفری ترکزبانان و لرها را از دست دادهاند، جلب حمایت هواداران تاجگردون و آرای اصولگراها باشد.
اما این امر حالا دیگر اندیشهای سوخته به شمار میرود، سکوت و عدم حمایت سید قدرت حسینی که در دقیقه نود آخرین روز تبلیغات بار دیگر تثبیت شد و عدم حمایت جعفری بزرگترین ضربه را به آینده سیاسی این دو وارد کرد.
باید پذیرفت امروز تفکر اصولگرایی در گچساران و باشت وضع و حال خوبی ندارد و در سی سی یو تاریخ این شهرستان خوابیده است، تغییر و تحول و خانهتکانی اساسی، استفاده از نیروهای جوان با قدرت چانهزنی بالا در جذب نیروهای جدید شاید در آیندهای نزدیک شوکی تأثیرگذار بر کالبد جریان اصولگرایی گچساران و باشت باشد


احسنت آقای رضایی واقعا قلم ساده، رسا و شیوایی دارین پتانسیل و استعداد شما را راهاندازی سایت خبرآوران خودشو نشون داده فکر نمی کردم شمام سیاسی قلم بزنین
سلام . قلم زیبا و شیوایی دارید . واقعآ درست میفرمایید و از ماست که برماست
اخی خیلی ناراحتی
اصلا این حرفا رو قبول ندارم شماها هدفتون اینه که کلیشه ی اصولگرایی واصلاح طلبی توی این شهر کوچیک پابرجا بمونه وباشه ولی این یک اشتباهه چون رسانه ها باید افکار عمومی گچسارانیها رو به سمت شایسته سالاری سوق بدن نه این بازی قدیمی که منفعتش فقط توی جیب تهرانیها میره وما همون بدبخت هایی که بودیم میمونیم. خواهش میکنم دیگه اسمشون رو هم سعی کنید نیارید تاشاید که در این شهر به فراموشی سپرده شوند انشاالله.
سلام
هر بچه اي بلند ميشه يه مفت اراجيف مينويسه
اينو بدون اقاي تازه نويس اصولگرايي با روح و بدنه مردم درد كشيده و ارزشهاي انقلاب متصله نه با اشرافي گري و تجمل گرايي
پس تا هميشه اين روح و جريان زنده و پوياست
جناب آقای حسینی عزیز
و جناب آقای کهن نویس درست است ما به جریان غالب نه گفته ایم اما بیاییم به جوانان مجال و میدان بدهیم تا بنویسند که تنگ نظری های بعضی از اصولگرایان،ترس از رویارویی بعضی از لیدرها و عدم شرکت آنها در رقابت با اقتدارگرا ها ،ایجاد فضای بسته ی سیاسی و خانوادگی در اردوگاه متواری اصول گرایان ،احتکار سرمایه های مالی و مدیریتی تجمیع شده به نفع اشخاص و خانواده های بخصوص،جوان گریزی تفکر اصولگرایی بدلیل سخت گیری های ریاکارانه ی برخی از افراد اصول گرا ،فاصله ی کهکشانی بین گفتار و عمل در اردوگاه سنتی اصولگرایان ،منفعت طلبی بعضی از آغازاده های اصولگرایان در گچساران و باشت چه بلایی بر سر مردم آورده که از چاه اصولگرایی به چاله ی انحصار طلبی و اشرافی گری توسل جسته و چرخه ی معکوس رژیم ارباب و رعیتی در منطقه ی خدا زده،شاه زده ،خان زده،مباشرزده و نوکر زده را دوباره آزمون خواهند کرد. جوانان را دلزده نکنید و از نه گفتن مردم مردم بترسید که به زودی خشم خدا با انرژی جوانان ادغام شده و سیلاب شوینده ای استخوان های بجای مانده از اصولگرایی را در خلیج بایگانی ابدی مدفون می کند.