به قلم علی مندنی پور
بعد از رد صلاحیت “برنامه ریزی شده ی” جمع زیادی از بهترین های تفکر اصلاح طلبی در جای جای کشور ؛
آنچه بیش از همه مایه دغدغه ی فکری ام شده بود ،نه رد صلاحیت خود و همفکران و کور سوی امیدی به موفقیت “نیم بند”،تعداد کمی از “جان بدر برده های” منتسب به این جریان و”قرضی های باشگاه رقیب”،بلکه چگونگی رویارویی با آثار و تبعات و آسیب هائی بوده ،که از رهگذر ترکش های برآمده از پاره فرهنگ های قومی در برخی از مناطق ،بویژه شهرهای مهاجر پذیر و نیز کلان شهرها در قالب” عصبیت های خشک و بدون جهت ” گهگاه چنگ و دندان نشان داده و می دهند! زخم های زشت و عمیقی که اگر بگونه ای اصولی در زدودن آثار مخرب شان نکوشیم و بدنبال پیدا کردن درمان مناسب برای بهبودشان بر نیاییم !دیر یا زود کالبد جامعه را فرا گرفته و چونان دردی بی درمان ،به مصیبتی جان فرسا دچارمان خواهد کرد.تا آنجا که در دراز مدت تهدید تمامیت ارضی کشور در چنین روندی بوسیله بدخواهان چندان دور از انتظار نخواهد بود!!
چه،روش های بکارگرفته شده و عملکردهای “جزیره ای ، مقطعی و کارشناسی نشده” اداره کنندگان امور کشور در زمینه های گوناگون بویژه در آنچه به “سیاست ندان های سیاست پیشه !”در گذشته مربوط می شود ، حکایت از این واقعیت تلخ دارد که چنین سیرقهقرائی خواسته و یا ناخواسته ،آگاهانه و یا ناآگاهانه دنبال گردیده! و هم اینک نیز… .
و اما پیام رسا، سازنده و امید بخش ۷ اسفند مردم ایران، برآمده از دل صندوق های رای ،خاصه از جانب پایتخت نشینان و کلان شهرهایی چون :شیراز ،…. دگر بار این نوید را در دل ها زنده کرد که بر خلاف آنچه بدبینان می پنداشتند و دلواپسان آرزو داشتند ،مردم نه تنها نسبت به سرنوشت آینده شان ،بی تفاوت نبوده و نیستند ،بل آنگونه که در بزنگاههای تاریخی نشان داده اند ،به مسئولیت سترگ شهروندی شان کاملا واقف وآگاه بوده و در همه حال حرف اول و آخر را زده و می زنند و در یک کلام ، در بر همان پاشنه منطقی و عقلانیت تفکر اصلاح طلبی یعنی:گفتمان، تعامل،دوری از خشونت ،آگاه سازی ،شناخت و معرفت ،حقوق شهروندی ، مسئولیت پذیری وحقوق بشر می چرخد ؛در چنین حال و هوایی چشمانی باز می خواهد و گوش هایی شنوا که بخواسته های بحق و قانونی شهروندان تن در داده ،خود را قیم مردم نپنداشته و آنان را نه در سخن که در میدان عمل “ولی نعمتان” خود بدانند!.
برون داد خیزش مردمی ۷ اسفند در بسیار ی از شهرهای کوچک و بزرگ نشان داد ،که اگر مهره های مسابقه منصفانه چیده میشد و داوری اصولی و خداپسندانه ای اعمال می گردید و فضای رقابت بر اعضای تیم اصلاح طلبان تنگ نمی شد ودربسیاری از نقاط میدان، زاویه ها کاملا بسته نمیشد !در جای جای این میدان بزرگ که ایرانش می نامیم به سبک و سیاق پایتخت نشینان سرفراز ،مردم در این مسابقه بی سابقه کاری میکردند کارستان!! گام بزرگی که بی گمان در آینده ی نچندان دور با همت و پایمردی مردم و حمایت احزاب،تشکلها و نهاد های مدنی در همه ی ایران زمین برداشته خواهد شد.
پیام نغز و پر مغز ۷ اسفند ،بیش از آنکه تخم امید در دل مردم شایسته و منتظر این دیار بکارد ،وحدت ،هماهنگی و همدلی آفرید و در این راستا چنانچه دیدیم و دیدید، نه به قومیت ،جغرافیای مشترک ،منافع و مصالح گروهی ،خطی و باندی ….که به خویشاوندی فکری رای دادندو پیوندشان با همدیگر گره خورد! پیوندی مبارک و ارزشمند با هدف رسیدن به توسعه ی فراگیر و متوازن در ابعاد گونا گون: اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی و سیاسی برای ساختن ایرانی آباد ،آزاد و مستقل.
این حرکت زیبا ،هوشمندانه،به جا و آینده ساز فکری ،سیاسی و فرهنگی را به فال نیک گرفته ،به تمامی ایرانیانی که دل در گرو مهر مام میهن داشته و دارند ،به ویژه مردم خوب ،فرهنگ دوست و ادب پرور شیراز،تهنیت گفته و در جایگاه شهروندی کوچک از میان خیل بی شمار دوستدارانش اذعان میکنم به اینکه :عنوان پرافتخار پایتخت فرهنگی ایران زمین شایسته ی نام تو و مردمان این شهر زیبا و پر رمز وراز است.به امید تداوم این حرکت بزرگ فکری و فرهنگی و جواب درخور و شایسته ی امانت داران به صاحبان امانت. یا حق.
علی مندنی پور
نهم اسفند ماه


درود بر دکتر مندنی پور با این مطالب و سخنان زیبا و نافذ خود