• امروز : جمعه - ۱۰ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Friday - 30 January - 2026
1

حکایت پیرزن فلج در روستای مونه ، شهرستان لنده

  • کد خبر : 102566
  • 18 آگوست 2019 - 21:00
حکایت پیرزن فلج در روستای مونه ، شهرستان لنده

حکایت پیرزن فلجی به نام مرحومه مشهدی ماه زینب از روستای مونه ، شهرستان لنده هست ، که عمری مظلومانه در چپرزیست ، چندماه قبل که به عیادتش رفته بودم ، از آخرین آرزویش که آزادی فرزند خود از زندان بود ، سخن می گفت ، حال آن که به سختی نفس می کشید ، خیرین نیکوکار حی علی خیرالعمل ، براستی که بهشت زیرپای مادران است.

 

 

حکایت پیرزن فلجی به نام مرحومه مشهدی ماه زینب از روستای مونه ، شهرستان لنده هست ، که عمری مظلومانه در چپرزیست ، چندماه قبل که به عیادتش رفته بودم ، از آخرین آرزویش که آزادی فرزند خود از زندان بود ، سخن می گفت ، حال آن که به سختی نفس می کشید ، خیرین نیکوکار حی علی خیرالعمل ، براستی که بهشت زیرپای مادران است.

 

به قلم غفار فتحی

 

زندگی آن نیست که خود آرام باشی درسکوت ، آن طرف بیچاره ای غوطه خورد دربرهوت.

 

 

ازآنجایی که در نظام اسلامی رفع فقر و محرومیت در شمار هدف های طراز اول است ، به یقین پایبندی به اصول انقلاب ، بدون مجاهدت در راه مستضعفین و محرومان ، سخنی بی معنا و ادعایی پوچ است ، چه می توانم بگویم وقتی آفتاب توسعه با این همه ظرفیت ، استان ک.ب را به حاشیه ها رانده ، بوی نگاه های بعضی ، سیاست مداران و عاملان دولت هایی که وصیت نامه هایشان را باخودنویس پارکر می نویسند ، برایمان نسخه فظیلت می پیچند ، حال آن که متن تشنگی هایمان را ترجمه نکرده اند ، و شبکه ی تلویزیونی دنایی که خزان های عمرمان را روایت گری نمی کند ، نه از پاهای برهنه رنجورمان می گوید ، نه از تاول دستان کارگر پدرانمان فریادی ، اما هیهات که ازفقر ترسیده باشیم ، زمان از زمانه اعتراف خواهد گرفت ، حماسه تلخی به نام مظلومیت ، به نام تنهایی ، به نام شیون ، به نام چپر ، به نام بی کسی ، به نام زمستان ، به نام فلج و نیستی ، به نام مرحومه مشهدی ماه زینب ، تکه های معلق قلبم در آسمان حسرتِ روستای شهید پرور مونه ، شهرستان لنده ، از پیرزنی می گوید ، که سال ها چشمانش در انتظار مردی سوخت که برای همیشه رفت ، شاید تقصیر مرد نبود بلکه مردانگی مرده بود ، رسول اکرم( ص) می فرمایند : قبر در هر روز پنج مرتبه انسان را صدا می زند ، در مرتبه پنجم می گوید ، ای انسان من خانه ی خاک ها و ریگ ها هستم باخودتان فرش بیاورید ، لازم است به آن هایی که گمان می کنند ثروت شان از شیر مادرانشان حلال ترست ، بگویم که هیچ ثروت انباشته شده ای هم حلال نیست ، اگر به دنبال فرش قبرتان هستید ، بیایید به تمنا و خواهش مادری که در واپسین روزهای عمر خود ، تنها دلواپسی اش آزادی فرزندش از زندان بود ، با عملی صالح ، با تعاون و حمایت خیرین نیکوکار ، اشتراکی لبیک وار بگوییم ، من گریه های این مادر مرحومه را ازنزدیک دیدم ، بیاییم روحش را برای قرب الی الله شاد کنیم ، براستی که بهشت زیرپای مادران است.

 

 

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=102566

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 2
  1. سلام اخرش درست توصیح ندادی که پسرش به چه جرمی در زندان است وچه کمکی از مردم برمی اید

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.