• امروز : سه شنبه - ۱۴ مهر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 6 October - 2026
♥4

یادداشتی در فراق دکتر عطا صالحی پور

  • کد خبر : 91018
  • 22 ژانویه 2019 - 10:35
یادداشتی در فراق دکتر عطا صالحی پور

فانوس زاگرس؛       به قلم علی پناهی       انا الله و انا الیه راجعون عاقبت دست اجل قلم‌ بی رحمه اش را بر قاموس هستی چنین پیاده کرد تا تمامی مردم ایلمان ، چه آنان که کنارت نفس ها چاق می کردند و چه آنانی که زیر آفتاب پر مهر طبابتت […]

فانوس زاگرس؛

 

 

 

به قلم علی پناهی

 

 

 

انا الله و انا الیه راجعون

عاقبت دست اجل قلم‌ بی رحمه اش را بر قاموس هستی چنین پیاده کرد تا تمامی مردم ایلمان ، چه آنان که کنارت نفس ها چاق می کردند و چه آنانی که زیر آفتاب پر مهر طبابتت شفای جان می یافتند و چه آنانی که تنها تو رو از شایستگی ها و افتخار هایی که برای دیار آفریده بودی غرق در ماتم و اندوه کند.

امروز نه تنها تلچگاه و طایفه بزرگ شیخ جلیل که تمامی کسانی که نفس زندگیشان را با نبض آمیزها هماهنگ کرده بودی داغ دار رفتن تو هستند.

امروز آفتاب از تابیدن، مهرش رو دریغ و هوای دیارمان را کبود بی روح کرده است. دیاری که افتخار آن بودی؛ آن گاه که نام پر ابوهتت به عنوان ((اولین پزشک معالج استانمان)) بر تارکه ی ذهن های خسته از روزگار نقش بست، آن گاه که بر بالین بیماری ، نگاهت میان ذهن و دل او طواف می کرد ، ایلم تلچگاه و باوی غرق در غرور بودنت چون کوه های قد برافراشته ی خامی شانه علم کرده بود.

مغرور بودیم از دست های سردی که با دست های گرم‌ تو آرام می گرفت. از اندیشه هایی که از تو سبز و آباد گردید بود. مغرور بودیم از معجزات خفته در آستین دست هایت که زین پس دز جاده ی سنگلاخ نبودت در حسرت نداشتنت می سوزیم …

آن گاه که از گوشه ی خاک‌این دیار چون صنوبری سربلند آوردی و گیسوان طبابتت را با مهر شانه زدی از چشمانت نمایان بود که چه عاشقانه هایی برای این مردم درسرداری….

 

بلوط های ریخته در پای دار و چویل های خوش عطر کوه های قد برافراشته ی دیارمان تلچگاه گواه بر ریاضت هایی در این راه کشیده ای … همان راهی که از شیره ی جانت بر وجود دردمندی می نوشاندی و رگ‌ های کبودش را از خون علم و دانشت انبار می کردی تا نفس زندگی اش همچنان گرم و خروشان بماند.

تو همچون ابری بودی که جان تشنه ی کویری ما را از باران طبابتت سیراب کردی و امروز شیرزنان و شیر مردان همان دیار در عزایت مویه کنان داغ غریبی ات را بر سر می کوبند و غصه دار از قصه نبودت هستند. گویی از رفتنت غرور این ایل قد برافراشته،خمیده گشته است.

آرام‌ بخواب ای روشنی بخش رصد خانه ی تاریک دنیای طبابت ایل و استانم.

روحت شاد و یادت جاودانه باد

 

علی پناهی دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=91018

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 2
  1. روحش شاد .مثل همیشه اقای پناهی عزیز با قلم شیرینشان به خوبی وصف حال این عزیز سفر کرده را انجام دادند

  2. روحش شادافتخاراستان

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.