ولیالله شجاعپوریان ؛
سالهاست مردم، کارشناسان و رسانهها از غول بزرگ تورم، گرانی و کوچکتر شدن سفره مردم گلایه میکنند؛ اما هر سال دریغ از پارسال. هر بار شرایط به گونهای پیش میرود که گویی گرانی امروز در برابر گرانیهای آینده ناچیز است و روزگاری سختتر در راه است.
نگاهی به رشد سرسامآور قیمتها در چند سال اخیر و بهویژه پس از دو جنگ اخیر، نگرانیها را افزون میکند. افزایش شدید قیمتها در بخشهای مسکن، خودرو، مواد خوراکی، لوازم خانگی، لوازم دیجیتال و… امان مردم را بریده است.
افزایش قیمت مواد خوراکی اما، از خودرو و مسکن و لوازم دیجیتال هم دردناکتر است، چرا که سفره مردم جایی برای چانهزنی و تعطیل کردن ندارد. بر اساس گزارشهای مرکز آمار ایران، تورم گروه خوراکیها و آشامیدنیها در ماههای اخیر همچنان در محدوده سهرقمی باقی مانده و برای چندمین ماه متوالی، این گروه پیشتاز تورم عمومی کشور بوده است. در میان اقلام خوراکی، روغنها و چربیها بیشترین رشد قیمت را تجربه کردهاند و پس از آن، شیر و لبنیات، تخممرغ، گوشت قرمز و سفید در رتبههای بعدی قرار دارند. گزارشهای رسمی نشان میدهد قیمت اقلامی مانند روغن جامد و مایع، سس مایونز و برنج خارجی در یک سال چند برابر شده است.
این وضعیت در زندگی روزمره مردم یعنی چه؟ بر اساس محاسبات کارشناسی منتشرشده در رسانههای اقتصادی، سهم هزینه تهیه سبد مواد غذایی یک خانوار چهارنفره از حداقل دستمزد بهشدت افزایش یافته و در برخی ماهها حتی از کل حداقل حقوق نیز پیشی گرفته است. به عبارتی، بخش عمدهای از درآمد یک کارگر حداقلیبگیر تنها صرف تأمین مواد خوراکی میشود و سهم ناچیزی برای سایر نیازها باقی میماند. حتی با اضافه شدن کالابرگ نیز این سبد بخش بزرگی از حداقل حقوق را میبلعد. هزینه تهیه سبد مواد غذایی برای یک خانوار با دو فرزند در ماههای اخیر به رقمی رسیده که با حداقل حقوق مصوب همخوانی ندارد و خانوارها ناچارند از سایر هزینهها بزنند تا سفرهشان را نگه دارند.
نتیجه این وضعیت، حذف تدریجی مواد مغذی از سفره است. تورم بالای اقلامی مانند گوشت قرمز، لبنیات و حبوبات، خانوارها را به جایگزینی این اقلام با مواد ارزانتر و کمارزشتر مانند نان و کربوهیدراتهای ساده وادار کرده است؛ اما حتی همان جایگزینهای ارزانتر نیز با رشد شدید قیمت مواجه شدهاند. گزارشهای مرکز آمار ایران نشان میدهد تورم گروه نان و غلات و نیز سبزیجات و حبوبات نیز در سطوح بسیار بالایی قرار دارد. یکی از شهروندان ایرانی در گفتوگو با یک رسانه گفته است که سیبزمینی را دیگر دانهدانه میخرد و خرید میوه تازه برایش به استثنا تبدیل شده است. یک میوهفروش نیز وضعیت خود را چنین توصیف میکند: «آنچه امروز میفروشیم، فردا باید با دو برابر قیمت جایگزین کنیم؛ در واقع فقط ضرر میکنیم».
تسهیلات بانکی از مسکن و خودرو به خرید اقساطی فرش، تلویزیون، موبایل و خدمات دندانپزشکی تقلیل یافته که خود گواهی بر آشفتگی اوضاع اقتصادی و معیشت مردم است. کاهش شدید قدرت خرید مردم، بهویژه طبقه متوسط، به شکافهای عمیق اقتصادی و اجتماعی دامن میزند. با وجود افزایش قیمتها، کسبه نیز از تبعات آن ناراضیاند، چرا که برای فروش کالایی به مشتری، باید با مبلغ بیشتری همان کالا را جایگزین کنند.
بهرغم دستاوردهای بزرگ نظامی و تثبیت اقتدار ملی، بیتدبیریهای نگرانکنندهای در موضوعات اقتصادی و معیشتی به چشم میآید. گرچه دو دهه تهدید، تحریم، جنگ و محاصره در شکلگیری شرایط اقتصادی اخیر بیتأثیر نبوده، اما تجارب جهانی نشان میدهد حتی بر فرض تهدید و جنگ نیز میتوان شرایط بهتری را از منظر اقتصادی برای شهروندان تأمین کرد. روسیه سالهاست با تحریمهای فزاینده غرب روبهروست و در چند سال اخیر با جنگ گسترده در اوکراین دستوپنجه نرم میکند. کشورهایی همچون سوریه، عراق و یمن نیز بهرغم ناآرامیهای داخلی، جنگ و تحریم، از منظر شاخصهای اقتصادی وضعیت مطلوبتری در زمینه کنترل تورم و نرخ ارز دارند.
در چنین شرایط سخت و پرمشقت، رویکرد حاکمیت در قبال حل مشکلات اقتصادی ناامیدکننده است. حاکمیت بهجای تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی و پاسخ مناسب به ایستادگی و مقاومت مردم در جنگ، همه موضوعات و نارضایتیها را به دشمن خارجی و جنگ پیوند میزند. شوربختانهتر آنکه با صدای بلند اعلام میکند هرگونه نارضایتی بهمثابه همراهی با دشمن در میدان جنگ است! حال آنکه شایسته بود نشان دهد گوش شنوایی برای مطالبات اقتصادی مردم وجود دارد.

