فانوس زاگرس؛
دین یا وجدان؟!
به قلم سید قربانعلي موسوی شیرازی
براستی کدام یک از این دو واژه قدرتمند از دیگری است ، آیا دین میتواند در مسیری که انسان طی میکند و دچار لغزش میشود ترمز او باشد واورا منع نماید ویا وجدان ، همیشه گفته ام و باز هم میگویم ، یک انسان یا باید وجدان داشته باشد تا اگر کاری کرد شب که به بستر میرود عذاب وجدان آزارش دهد وخواب را از چشمانش بزداید و اورا مجبور کند در جهت اصلاح آن حرکت ویا کار نادرست فردا روزی قدم برداشته و آنرا برطرف نماید ، ویا خداترس باشد که ترس از عواقب عمل بدون رضای خدایش در فردا روزی محاکمه و مجبور به پاسخگویی شود و آن ترس از خدا سد راه اعمال ناپسند ومردم آزارش شود.
متاسفانه این روزها اکثر آدمها باری به هر جهت شده اند و دست به هرکاری میزنند تا به خواسته خود برسند و برایشان مهم نیست که در آن مسیر چه کسانی را قربانی هدف از پیش تعیین شده خویش میکنند و چه اتفاقات نامیمونی رخ خواهد داد که گاهی جامعه را دچار تلاطم خواهد نمود ، آدمهایی که وقتی خوب به عمق افکار وجودیشان رسوخ میکنیم نه پای بندی به وجدان را پیدا میکنیم ونه اعتقاد به دین را ، هر آنچه در وجود آن فرد هست فقط و فقط رسیدن به هدف بوده ولا غیر.
خوب حالا تصور کنید یک چنین آدمی سکان جایی را در دستان خود داشته باشد ، مدیر مسئولی باشد که سایت ویا روزنامه ایی را اداره میکند واز آن خودش میباشد و یا مدیریت اداره ایی که فقط ریاست خود و ماندگاریش مهم است و دیگر هیچ ویا دکتری که هدفش درآمد زیاد ورسیدن به همه آن چیزهایی است که برای رسیدن به آن از هر کاری فرو گذار نکرده است ویامهندسی که در آمد بیشتر تنها دغدغه اش میباشد وخیلی موارد دیگر.
اینها که مثال زدم نه اینکه همه ی آنها آدمهای اینچنینی میباشند بلکه متذکر شدم مثلا چنین افرادی باشند و سکان جایی در دستانشان باشد ویا حتی نماینده ایی که فقط اطرافیانش برایش مهم هستند نه کس دیگری.
اینروزها افرادی که نه وجدان دارند و نه از خدا میترسند بسیارند ونمونه عینی آنرا در بازار بخصوص در این ایام که مردم به استیصال رسیده اند و بجای کمک به این مردم هر کسی تلاش میکند خون بیشتری از جسم نحیف مردم جامعه بکشد وخودرا فربه نماید و برایش هم اصلا مهم نیست که سرنوشت این مردم چه خواهد شد و چه زمانی کاملا متلاشی میشوند.
آدمهایی که ظاهر متدین دارند وشاید بوقت هم نمازشان را بخوانند اما وقتی پای منافع خودشان به میان می آید چشمشان را بسته و فقط به آن منفعت فکر میکنند ودیگر هیچ چیزی برایشان اهمیت ندارد ، غافل از اینکه جوان ما در بستر جامعه مشغول یاد گیری درس زندگی است و وقتی با اینگونه افراد روبرو میشود ناخود آگاه از این رفتار درس میگیرد وگمان میبرد میشود مسلمان بود اما فقط بخودت فکر کنی ومردم را هر چه بیشتر بدوشی و ثروت اندوخته نمایی.
ما مسئول رفتار خویش هستیم و اگر مسلمان باشیم که همه ما مدعی آن میباشیم دیگر دست خودمان نیست که هر رفتاری خارج از آموزه های دینی مان انتخاب نماییم وبه آن دست بزنیم و همنوع خودرا به طرق مختلف آزار رسان شویم چراکه این رفتارها دقیقا سرمشق جوانان خواهد شد و گناهی نا بخشودنی را بگردن انداخته ایم که با هیچ ثوابی جبران نمیشود.
ویا ما وجدان داریم همان وجدان حکم میکند که نباید پای روی تمام اخلاقیات بگذاریم وبسمت ثروت اندوزی ویا رسیدن به فلان مقام دست به هر کار خلاف شان انسانیت بزنیم.
قصد آموزش عبرتهای دینی را ندارم اما از منظر جامعه این رفتارها ناپسند بوده وهست اثرات مخربی برجای میگذارد که دامان خیلی ها را خواهد گرفت واز همه بدتر ظلمی نا بخشودنی در حق مردمانی است که هر روز در میانشان زندگی میکنیم وخود و خانواده مان با آنها مراوده داریم.
پس بهتر است در هر جایگاهی هستیم و سکان هر جایی را در دست داریم یا به وجدانمان نگاه کنیم و یا به دینمان ، این مردم سزاوار اینهمه اجحاف از جانب منفعت طلبان در هر جا و جایگاهی نیستند و باید قدرشان را بدانیم ، باشد که ترس از خدا ویا عذاب وجدان قفلی شود بر کارهای ناثواب مان ، انشاله.
سید قربانعلي موسوی شیرازی روزنامه نگار و فعال فرهنگی رسانه چرام

