فانوس زاگرس؛
صولت الدوله قشقایی؛ رئیسعلی دلواری “تاج سرکرانه”
به قلم سید ابوالحسن حسینی نیک
۱۲ شهریور سالروز شهادت رئیسعلی دلواری آن هم به خاطر مبارزه با انگلیسیها (در بوشهر) در تقویم جمهوری اسلامی ایران به نام روز مبارزه با استعمار انگلیس ثبت شده است.
دو قرن مقاومت مردان استعمار ستیز بوشهر در تاریخ ایران و جهان ثبت است. چرا که انگلیسیها در این زمان از راه بوشهر، چندین بار به ایران لشکر کشی کردند که هر بار با دلاورمردیهای مردان جنوب کشور، ناکام ماندند. نقش موثر رئیسعلی دلواری در مبارزات ضد استعماری جنوب ایران زبانزد عام و خاص است به گونه ای که مجموعه تلویزیونی به عنوان “دلیران تنگستان” به پاس خدمات ماندگار و تاریخی آنها ساخته شد.
از یک طرف باید از عوامل این مجموعه تلویزیونی تشکر کرد و اما از طرف دیگر نقدهای اساسی بر این مجموعه تلوزیونی وارد است. از این رو، از واژه “دلیران” چون جمع می باشد مشخص است که افراد و اقوام زیادی در این مبارزه تاریخ ساز، نقش مهم و برجسته ای ایفا کردند. اما متاسفانه یا اصلا به این مهم نپرداختند یا اگر پرداخته اند، فقط اشاره ای سطحی و گذرا به نقش آنها در این نبرد داشته اند.
یکی از این اقوام، ایل غیور قشقایی می باشد. به هرحال نقش نیروهای پشتیبانی و لجستیکی در پیروزی و موفقیت یک جنگ و به طور کلی در دنیا به عنوان یک اصل مهم جنگی شناخته شده است که خوشبختانه یکی از عوامل موثر و موفقیت آمیز ریسعلی دلواری و دوستانش در نبرد تنگستان مقابل انگلیس، نقش پشتیبانی و لجستیکی ایل قشقایی آن هم به دستور و تشویق ایلخان قدرتمند خود یعنی صولت الدوله قشقایی می باشد. به گونه ای که صولت الدوله ، رئیسعلی دلواری را “تاج سرکرانه” معرفی می کرد و از اینکه این مردان بزرگ یعنـــی ریسعلــــی و زائــرخضرخان در کنار یکدیگر برای وطن می جنگند و باهم اختلافی نداشتند خوشحال بود.
همفکری و علاقمندی وی به ناصر دیوان موجب به وجود آمدن جبهه متحد برعلیه نیروهای انگلیسی شد. اما متاسفانه نه در “متون تاریخی” و نه در مجموعه تلوزیونی”دلیران تنگستان” به نقش مهم قشقاییها آنچنانی که در خور شان آنها می باشد، توجه نشده است. از این رو، در این نگارش به خاطر سالگرد شهادت ریسعلی دلواری و حمایت این دو سردار از همدیگر در مبارزات جنوب کشور به خصوص نبرد تنگستان، اشاره ای مختصر به زندگینامه آنها خواهند شد.
رئیسعلی دلواری
رئیسعلی دلواری در سال ۱۲۶۱ خورشیدی (۱۲۹۹ قمری) در روستای دلوار از توابع تنگستان متولد شد. براساس پژوهشی که بعضی از مورخان در مورد پیشینه رئیسعلی دلواری انجام داده اند، خاندان وی از جمله لُرهایی بودند که با توجه به سیاست کوچ اجباری اقوام و عشایر ایران توسط سلسله افشاریه آن هم به خاطر کاهش قدرت روز افزون آنها از منطقه نورآباد ممسنی مهاجرت داده و در یک دوره تاریخی به تنگستان وارد و در آنجا مستقر شدهاند.
به هر حال، با شروع نهضت مشروطیت، رئیسعلی در حالی که ۲۴ سال بیشتر نداشت از جمله پیشگامان مشروطهخواه در جنوب ایران شد و همکاری نزدیکی با محافل انقلابی و عناصر مشروطهطلب در بوشهر، تنگستان و دشتی آغاز کرد.
دوران جوانی او همزمان با حضور گسترده استعمار انگلیس در خلیج فارس بود. وی نقشی کلیدی در قیام جنوب داشت. قیام مردم تنگستان به رهبری این سردار بزرگ نزدیک به هفت سال طول کشید. در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ قوای نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و به صورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند.
بدنبال کسب تکلیف رئیسعلی توسط شیخ محمدحسین برازجانی از علمای نجف حکم جهاد گرفت و به همراه دوست خود خالو حسین دشتی در اوایل ماه رمضان ۱۳۳۳ قمری پس از مذاکراتی در عمارت حاج سید محمدرضا کازرونی، آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام داشت.
از این رو، جنگ میان دلیران تنگستان به رهبری رئیسعلی از یک سو و نیروهای بریتانیا و خوانین متحد آنان از سوی دیگر در گرفت به گونه ¬ای که رئیسعلی در محلی به نام «تنگک صفر» هنگام شبیخون به قوای بریتانیا توسط فردی نفوذی به نام غلامحسین تنگکی، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و سرانجام در شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی و سن ۳۳ سالگی، شهید شد و با توجه به وصیت خود پیکر مبارکش را در جوار حرم علی بن ابیطالب در وادیالسلام به خاک سپردند. به پاس مبارزات ارزشمند این سردار بزرگ، با مصوبه شورای عالی انقلاب کشور روز ۱۲ شهریور را به نام «روز مبارزه با استعمار انگلیس» نامگذاری شده است.
صولتالدوله قشقایی
اسماعیلخان قشقایی معروف به صولتالدوله، فرزند دارابخان رئیس ایل قشقائی در سال ۱۲۵۷ خورشیدی (۱۲۹۵ قمری) در فیروزآباد استان فارس متولد شد.
وی از چهره سیاسی اواخر قاجار و یکی از مقتدرترین ایلخانهای ایل قشقایی و ملقب به سردار جنوب، کسی که جنوب مدیون رشادت های وی در مبارزه با انگلیسیها می باشد. به گونه ای که به علت رشادت و مهارت وی در تیراندازی و جنگهای چریکی، در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه قاجار به وی لقب صولتالدوله داده شد.
صولتالدوله در سال ۱۳۲۴ قمری رسماً به ریاست ایل قشقایی رسید. او از بدو امر طرفدار مشروطه خواهان و همواره با نفوذ بیگانگان در فارس مخالف بود. پس از صدور حکم جهاد توسط شیخ عبدالحسین مجتهد لاری علیه انگلیسیها و تعرض پلیس جنوب به قسمتی از ایل قشقایی تصمیم به جهاد گرفت و تا عزل فرمانفرما از ریاست فارس و ورود دکتر مصدق به فارس یعنی آخر سال ۱۳۳۸ قمری میجنگید.
اما پس از ظهور سردار سپه اوضاع ایران تغییر و از طرف ایل قشقایی و مردم جهرم به مجلس شورای ملی برای چند دوره (پنجم و هشتم ) راه یافت. با توجه به اینکه رضاشاه اصولاً با روسای ایلات میانهای نداشت و درصدد بود آنها را سرکوب و از میان بردارد.
این مخالفت و دشمنی ها در پیامی تاریخی صوالتالدوله قشقایی به رضاه شاه و قشون انگلیس که به آنها گفته بود: اینجا زاگرس است دیار برنو به دستان اگر عقابی بخواهد بر فراز آسمانش پرواز کند باید بالهایش را باج دهد، گویای این موضوع است. از این رو، صولتالدوله در حالی که نماینده مجلس بود و به نوعی مصونیت داشت، توسط پلیس سیاسی دستگیر و قریب به شش ماه در زندان قصر در شرایط بسیار نامساعدی به سر برد. تا اینکه در ۱۶ مهر ۱۳۱۱ به فرمان رضا شاه اعدام شد.



دست شما را میبوسم فرزند صادق ایلات با شرف؛ظاهرا با تزریق به شهادت رسیده باشند ؛انصافتان قابل تقدیر است ؛بتظرم با قلم شیوایتان بیشتر از قشقائی ها در حفاظت از کشور از قرون پیشین ؛بنویسید واقعا اسم صولت که شنیده میشود روح آدم تازه میشود وصلابت تمام وجود را فرا میگیرد بطوریکه دوست دارد دائما در فضای فرهنگی وآداب ورسوم پاک ایلی باشد وبا خالق وخلقیاتش به عروج برسد وبه مثابه یک مکتب ونه فقط یک تاریخ وایل وفامیل وزبان که مطمئنا بعد از مهاجرت بزرگ ایرانیان از ایران ویچ با احترام وپاسداشت فرهنگ عیلامی که ساکنین اصلی فلات بوده اند انتخابی بوده واز آخرین خاستگاه یعنی آذربایجان وسهند وسبلان به فارس کوچیده اند که در قدمتش باید تامل کرد وشک نباید کرد که به درازنای تاریخ است وایرانی اصیل هستند با گویشی متفاوت از سایر گویش ها ؛که آناتومی ؛ژنتیک؛فرهنگ وآداب ورسوم وعرف وعادتها این ادعا را هم اکنون هم به نمایش میگذارد وشاید برای همین باشد که علیرغم انواع تهاجمات دل از فرهنگ خود نمیکند وسردارانشان هم هیچگاه شباهتی با رسوم مغولی وقوم زرد یا سایرین ندارند ومنشورشان کاملا در تضاد با نظام خانی وفئودالی غیر است وبیشتر بیگی به عنوان بزرگ وریش سفید بوده است که ریشه ایلخانانش هم از این قاعده مثتثنی نیست وبیگی بوده است که به ایل بیگی رسیده وبعدها به ایلخانی ترفیع داده شده است
لطفا چون متن ارسالی را بایگانی نکردم اگر زحمت نیست برایم ارسالش فرمائید
احسنت بر قلم توانا و پاك جناب آقاي حسيني نيك
خدا قوت
احسنت بر حسن نظر و نگاه منصفانه و منطقی شما بر مباحث تاریخی
موفق و مئید باشید
کاش همه کتابهای تاریخ رو نویسنده هایی مثل شما نوشته بودن . دستمریزاد
متاسفانه از ایل قشقایی چه در جمهوری اسلامئ وجه در طاغوت هیچ وقت نامی برده نشده است