فانوس زاگرس؛
نقش زنان در حفاظت از كوهستانها و محيط زيست
به قلم مهندس شهرام نورورزی
روزجهاني كوهستان ۱۱ دسامبر مصادف ۲۰ آذرماه گرامي باد.
روجهاني كوهستان فرصتي است براي ايجاد آگاهي در مورد اهميت كوهستان در چرخه زندگي ، روشن ساختن فرصت ها و محدوديتها در موضوع توسعه دركوهستان و فراهم ساختن همكاري هايي كه مي تواند سبب تغييرات مثبت در محيط زيست پيرامونمان شود . واقعيت موضوع اين است كه تمام كوشش ها در سطح زندگي بشر و فعاليت هاي روزانه همه ماها براي بالا بردن سطح تغذيه ، بهبود معيشت و فرار از فقر و گرسنگي است كه اين مهم توسط سازماني بنام سازمان غذا و كشاورزي ملل متحد (FAO) ، فائو آژانس تخصصي سازمان ملل متحد است كه در رأس اين فعاليت هايي كه توسط هر كدام از افراد صورت مي گيرد قرار داشته كه براي ارتقاء بهبود و افزايش كارايي خود در توسعه بايد از كوهستان بصورت هماهنگي فعاليت كند .
بطوريكه تمركز بر كوهستان بخش جدايي ناپذير مسئوليت فائو در تمام دنيا است و اما بحث ملموس تر در منطقه ما كه به عينه هم ديده مي شود آن است كه زمين و كوهستان و طبيعت حد تحمل دارد بعنوان مثال كشاورزان در يك دوره كوتاه مدت مي تواند بيش از حد خاك و آب استفاده كنند كه در بعضي از نقاط اين دوره ي كوتاه مدت به آخر رسيده است كه خود كشاورزان نيز دريافته اند كه بايد از افراط كاري گذشته دست بردارند.
ادامه دار بودن حوادثي كه منجر به تخريب محيط زيست مي شوند براي طرفداران محيط زيست كاملاً واضح و روشن است و اين قصه سر دراز دارد چرا كه بودن كوهستان شامل يخ و برف در قله ها و لزوم توجه به گرمايش زمين و حفظ برف هاي كوهستان و منابع طبيعي محيط كوهستان كه امروزه مدام از داخل كوهها استخراج مي گردد و روز به روز بر استفاده بي رويه از آنها بيشتر مي گردد و همچنين محصولات و سرسبزي هايي است كه در دامنه كوهها رشد مي كند و تقاضاي جمعيت رشد يافته براي مصارف كشاورزي و چوب و سنگ وخاك و ديگر مايحتاج از ميزان محصول پايدار جنگل ها و كوهستانها پيشي مي گيرد واين امر به نابودي جنگل ها و كوهها مي انجامد كه اين خود به مرور زمان موجب مي شود زمين هاي كشاورزي از مواد مغذي تهي شوند .
از طرفي ديگر جمعيت دام ها نيز كمابيش هماهنگ با جمعيت انسانها افزايش مي يابد و در نهايت تعداد آنها از مرز ظرفيت تحمل چراي مراتع فراتر مي رود كه مجموع اينها موجب افزايش فرار آب باران و سيلاب هاي شديد ، فرسايش خاك و بروز ريزگردها در شهرها مي شود. بنابراين مناطق كوهستاني به دليل موقعيت طبيعي و جغرافيايي خود مي تواند مورد استفاده علاقمندان قرار گيرد و اين شدني نيست مگر اينكه اكوسيستم هاي شكننده كوهستاني در برابر آسيب هاي ناشي از جنگل تراشي، كوه تراشي ، سنگ شكني، فرسايش خاك و نابودي تنوع زيستي حفاظت شود.
هزينه تراشيدن سنگها و قطع يك جنگل بايد ارزش اقتصادي كامل تمام كوهستان و درختان ، از دست رفتن هواي پاك ، آب پاك ، زيستگاههاي حيات وحش و ديگر ارزشهاي نامعلوم از اكوسيستم جنگل و طبيعت را درنظرگرفت.
پس مي توان نتيجه گرفت كه هدف سازمان ملل از نام گذاري كوهستان به نوعي هشدار دادن به جامعه جهاني است تا به جبران غفلت هاي گذشته به موضوع تعيين شده توجهي خاص نمايند . زيرا اين كوهستانها داراي تنوع گوناگوني از پديده هاي زمين شناختي ، گياهان و جانوران و همچنين ميراث هاي فرهنگي و بشري هستند امروزه مناطق كوهستانها به منابع پر تقاضايي تبديل شده است ولي بدليل شكنندگي اكوسيستم هاي آن بايد از تخريب و انهدام پوشش گياهي و كشتار حيوانات و توسعه بي رويه ساخت و سازها را در طبيعت كنترل نمود. و با لحاظ نمودن ظرفيت ها در مناطق كوهستاني به يك توسعه پايدار دست يافت يكي از اين ظرفيتها زنان جامعه هستند.
زنان به عنوان انتقال دهنده فرهنگ اجتماعي به كودكان و نسل هاي آينده يك كشور مهمترين مسئوليت اجتماعي حفظ محيط زيست را به عهده دارند . زنان بزرگترين جمعيتي هستند كه زندگي شان به محيط زيست شان وابسته است به عبارت ديگر آنها با محيط زيست شان رابطه مستقيم دارند و هر تغييري كه در آن بوجود آيد مستقيماً زيست آنها را در بر مي گيرد و برآن تأثير مي گذارد . امروزه با افزايش مشكلات در بخش محيط زيست ، حضور زنان در اجتماع بيش از پيش احساس مي شده است.
با توجه به اينكه توسعه پايدار بر سه پايه توسعه اقتصادي ، توسعه اجتماعي و حفاظت از محيط زيست استوار است نياز به حضور زنان جهت انسجام و پويايي اجتماعي ، اقتصادي و محيط زيستي براي توسعه پايدار پر رنگ تر شده است . طبيعت سرشتي زنانه دارد و زن نسبت به مرد به طبيعت نزديكتر است بطوريكه اساساً زنان بيشتر ازمردان از لطمه ديدن و آلودگي محيط زيست صدمه مي بينند و در نتيجه مسئله ي محيط زيست مثلاً افزايش گازهاي سمي باعث تشديد آثار گازهاي گلخانه اي و تغييرات آب وهوايي و آلودگيهايي مي شود كه بر زندگي بسياري از زنان بويژه زنان كشاورز و روستايي تاثير مستقيم داشته و نيز آثار سوء بر سلامت افراد و به ويژه زنان دارد كه نمونه هاي آن افزايش ميزان بيماري ها و سرطان هاي خاص زنان است .
غالب تشكل ها وانجمن هاي غير دولتي فعال در سطح كشور درحوزه ي محيط زيست فعال بوده را زنان تشكيل مي دهند . يا به نوعي زنان با بحث محيط زيست در خانه و اجتماع آشنا هستند . زنان در پايداري محيط زيست نقش عمده اي بازي مي كنند. زنان ساكن در شهرها و روستاها اقدامات عملي بيشتري در جهت حفظ محيط زيست و در ارتباط با آن انجام مي دهند و در روند تصميم سازي محيط زيستي مي توان از آنها بهره برد و طرح هايي در حوزه ي محيط زيست با مشاركت آنان انجام داد.
بنابراين بايد به زنان در زمينه حفظ محيط زيست ايجاد انگيزه كافي و توانمند ساختن آنها براي حل مسائل محيط زيستي كه سلامت آنان ، خانواده و جامعه را هدف قرار داده آموزش هايي داد و براي توانمند سازي زنان درحفظ محيط زيست برنامه هايي داشت ، زيرا توانمندكردن زنان درجهت جلب مشاركت آنان به معني توانمند كردن جامعه است . توسعه كمي و كيفي آموزش زنان باعث ارتقاي دسترسي به آموزش و از بين بردن تفاوت هاي جنسيتي و ارتقاي ترويج فرهنگ محيط زيستي مي شود.
با توانمند كردن بيشتر زنان در حوزه محيط زيست ، با آنان احساس ارزشمند بودن ، حق تصميم گيري استفاده از فرصت ها و منابع و قدرت اجتماعي جهت تأثير گذاري بيشتر در نقش هايشان داده مي شود . با توانمند ساختن زنان امكان رسيدن به توسعه پايدار در تمامي حوزه ها از جمله محيط زيست ميسر خواهد شد.
با اميد به فرداهاي بهتر



