فانوس زاگرس؛
چندی پیش ستار هدایتخواه نماینده ادوار هفتم و هشتم بویراحمد و دنا در مجلس شورای اسلام در مراسمی به شخصیت کوروش کبیر حمله کرد.(اینجا بخوانید)
محمود منطقیان فعال سیاسی و از اصلاح طلبان کهگیلویه با انتشار جوابیه ای به سخنان هدایت خواه واکنش نشان داد.(اینجا بخوانید)
در تازه ترین اظهار نظرات در این خصوص حمیده هدایتخواه دختر ستار هدایتخواه به جوابیه محمود منطقیان واکنش نشان داده است.
به گزارش فانوس زاگرس در جوابیه حمیده هدایتخواه به محمود منطقیان آمده است:
جناب آقای منطقیان در یادداشتی سراسر احساسی تلاش کردند بر طبل منطق کوبیده و از ساحت کوروش کبیر دفاع کنند، اما از آنجا که پردههای طرد، تازه و نازک احساس گرداگرد کلمات ایشان را فراگرفته بود و صدای نازک احساس و شیفتگیِ فاقد استدلال بر طبل منطق پیشی گرفته بود جز کلمات و حرفهای همیشگی صدایی به گوش منطق و فهم ما نرسید و چون گذشته در نرمی و نازکی احساساتِ عجیب نسبت به کورش کبیر ماندیم.
در این سطور با عبور از جملات اغراق گونه و مشحون از شیفتگی ایشان نسبت به کورش، به بررسی معدود و محدود جملات ایشان که رنگ و بوی تاریخ و منطق داشتند، میپردازیم! ایشان در فرازی از یادداشتشان میفرمایند: «آیا می دانید، علامه بزرگ محمد حسین طباطبایی در تفسیر بزرگ المیزان جلد سیزدهم با تحقیق و بیان دلایل گویا و روشن کورش بزرگ را همان ذوالقرنین میداند که از نیکان و هدایت یافتگان و مومنان بوده است و برخی تفاسیر دیگر مانند”تفسیر نمونه”نیز بر همین نظراند؟
آیا میدانید که گذر از نگاه علامه و اهل تحقیق و مفسران و داوری روز پسند کردن در نزد اهل خرد پسندیده و منصفانه نیست؟»
جناب منطقیان، چه خوب فرمودید که گذر از نگاه علامه و اهل تحقیق منصفانه نیست! اما آیا ناقص و بریده ذکر کردن دیدگاه علما و اندیشمندان به نحوی که منجر به نتیجه دلخواه ما شود پسندیده است؟
آیا شما نمیدانید قول ذوالقرنین دانستن کورش نه منتسب به علامه طباطبایی که دیدگاه «ابولکلام آزاد» اندیشمند و وزیر فرهنگ هندی است، که علامه از قول ایشان این نکته را ذکر کرده است؟!
جناب منطقیان جهت استحضار شما و دیگرانی که سعی میکنند با پناه گرفتن در حریر نرم و نازک احساسات اقوال منطقی و تاریخی را نادیده بگیرند باید بگویم اقوال مفسرین و اندیشمندان در خصوص یافتن ذوالقرنین در تاریخ متفاوت است به نحوی که مستدلترین و فراگیرترین اقوال اسکندر را ذوالقرنین میدانند.
این دیدگاه اولین بار در منابع تفسیری از سوی مقاتل بن سلیمان مطرح گردید و پس از آن از سوی دیگر مفسران نیز مورد پذیرش واقع شد. تفسیر فخر رازی نیز از آیه مربوط به ذوالقرنین به اسکندر باز میگردد.
شما باید بدانید اولین کسی که بر خلاف باور مشهور مورخان و مفسران ذوالقرنین را کورش دانست، سیداحمدخان بود که ابوالکلام کوشید دیدگاه وی را مستدل کند. نکته جالب توجه این است که دیدگاه وی مخالفان و موافقانی داشته و دارد و عموم اندیشمندان معتقدند نظریه پردازی ابوالکلام درباره شخصیت ذوالقرنین و تطابق آن با کورش، با تلاشهای وی در جهت بازنمایی وحدت ادیان اصیل هماهنگ است.
حال سؤال این است که چرا عده ای بدون در نظر گرفتن مبانی تاریخی، تحقیقی، تفسیری و منطقی سعی در دگرگون کردن حقایق با تکیه بر احساسات دارند؟!
ایشان در فراز دیگر یادداشتشان «آیا این همه کتاب تاریخی که در مورد کورش بزرگ نوشته شده است و نظر مورخان نامداری چون هرودت، گزنفون و کتزیاس یونانی که در شرح احوال او سخنها گفتهاند برایتان کافی نیست تا به وجود شهریاری دادگر در تاریخ ایران و جهان ایمان بیاورید. و زبان به ستایش او بگشایید؟»
جناب منطقیان باید بدانند که دکتر جلال الدین کزازی از محققین برجسته فرهنگ یونانی ارزش تاریخی کتاب هرودت را به کلی منکر شده است و میگوید: «برای هر کس که بر خرد خود بنیاد میکند، کتاب تاریخ هردوت مگر کتابی افسانه ای نیست. از دید من این نیازی به نقد ندارد و یا اگر دارد این نقد باید افسانهشناختی باشد، نه نقد تاریخی.
اگر بخواهیم این کتاب را مانند کتاب تاریخی نقد کنیم به اشتباه خواهیم افتاد. ساختار این کتاب افسانهای است ولی گاهی نمودهای تاریخی هم در آن میبینیم.» وی کتاب هردوت را نه تنها اثری تاریخی نمیداند بلکه معتقد است در پارهای زمینهها ضدتاریخی است: «اگر کتاب هردوت ارزشی یافته است در تاریخ برای این است که ما کتابی در آن روزگار نداشتهایم که تاریخ را نشان دهد.»
با مناقشاتی که پیرامون کتب تاریخی و حتی نوع روایت در این کتب و تاریخ نویسی داریم چگونه باید مواجه شد جناب منطقیان؟! دیگر سطور یادداشت جناب منطقیان صرفاً بیان احساسات و شیفتگی ایشان نسبت به این شخصیت بود و تنها چیزی که باقی میماند علامت سوالی بزرگ در کنار احساساتی اینچنین از سوی مردی است که در سیاست مشق میکند و موی خود در این مسیر سپید کرده است!
این همه احساسات بیشتر به جوانان تازه بالغ میماند جناب منطقیان. در آخر میخواهم شما را به چرایی موج احساساتی که در سالهای اخیر نسبت به برخی شخصیتها ارجاع دهم!
امواجی که به رشد دوقطبی خطرناک ایرانِ باستان- ایران اسلامی منجر میشوند و من از شما میپرسم که آیا این دوقطبی به نفع ایران معاصر است؟ ایرانِ بزرگ هویتی ملی-اسلامی دارد، پس سعی کنید با هویت واقعی آن همراه شوید نه اینکه به دام دوقطبیهای باطلی بیفتید که ریشه هویت ایران و ایرانی را نشانه گرفتهاند.



همه چیز افسانه است غیر از انهایی که حمیده خانم وپدرش اعتقاد دارند
چرآ این …….. نمیکنه ؟
مگر ……. نگفتند ازدیاد …. ؟؟؟
چرا این هنوز بیکار نشسته ؟؟
چرا دست به کار نمیشی ؟؟
خانم هدایت خواه شما و امثال شما دیگه جایگاهی پیش مردوم ندارین با این حرفا خود شرینی نکنید تاریخ کورش بزرگ هویته همه ایرانی هاست ما به کورش افتخار میکنیم
خداوکیلی معلومه چه گفتی حیف ازکوروش
خانم هدایت خواه من نمیدانم دنبال چه هستید و چه گفتید و هدفتان از این نوشته چیست آیا لجن مال کرون کورش کار درستی هست؟ ما داریم هویت خودمان را و تاریخ مان را انکار میکنیم و غربی ها را عقبه تاریخی اونها را قرون وسطایی می خوانیم
ما در مقابل غربی ها ادعای تمدن میکنیم و منشور حقوق بشر کورش را فریاد می زنیم و فریاد می زنیم زمانی که ما صاحب تمدن و کورش و تخت جمشید بودیم غرب در اوج انحطاط و ظلمت و قرون وسطی بود.
حالا شما و پدرتان خواهان حذف این همه افتخار تمدنی هستید
والا من نمیدانم
شاید نانی داشته باشیم نمیدانم
اما به هر حال انصاف چیز خوبی هست
?درباره ذوالقرنین باید توجه داشت که قرآن به هیچ عنوان مصداقی را برای آن بیان نکرده است.
?و مفسرین قرآن تنها با استناد به تاریخ و یافتن شباهتهایی با ذوالقرنین، احتمالاتی را درباره مصداق آن بیان کرده اند. مثلا با توجه به بحث ساختن سد توسط ذوالقرنین، کسی را می توان مصداق آن معرفی کرد که در زندگی خود چنین کاری را انجام داده باشد و … .
?علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در اینباره بحث مفصلی کرده اند. و احتمالات زیادی را درباره مصداق ذوالقرنین بیان کرده اند از جمله:
یکى از پادشاهان چین به نام “شینهوانکتى”
یکى از ملوک آشور
فریدون بن اثفیان بن جمشید پنجمین پادشاه پیشدادى ایران زمین
اسکندرمقدونى
یکى از تبابع اذواى یمن، یکى از ملوک حمیر که در یمن سلطنت مىکرده
کورش یکى از ملوک هخامنشى در فارس
از انسانهاى ادوار قبل انسان
علامه فروض مختلف را بررسی میکند و اشکالات آنها را بیان می کند. احتمال مطابقت کوروش با ذوالقرنین در واقع از طرف سر احمد خان هندى و مولانا ابو الکلام آزاد در عصر اخیر بیان شده است.
?که خلاصه نظر طرفداران این نظریه این گونه بیان شده است:
آنچه قرآن از وصف ذوالقرنین آورده با این پادشاه عظیم تطبیق مىشود، زیرا اگر ذو القرنین مذکور در قرآن مردى مؤمن به خدا و به دین توحید بوده کورش نیز بوده، و اگر او پادشاهى عادل و رعیت پرور و داراى سیره رفق و رأفت و احسان بوده این نیز بوده و اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردى سیاستمدار بوده این نیز بوده و اگر خدا به او از هر چیزى سببى داده به این نیز داده، و اگر میان دین و عقل و فضائل اخلاقى وعده و عده و ثروت و شوکت و انقیاد اسباب براى او جمع کرده براى این نیز جمع کرده بود. و همانطور که قرآن کریم فرموده کورش نیز سفرى به سوى مغرب کرده حتى بر لیدیا و پیرامون آن نیز مستولى شده و بار دیگر به سوى مشرق سفر کرده تا به مطلع آفتاب برسید، و در آنجا مردمى دید صحرانشین و وحشى که در بیابانها زندگى مىکردند. و نیز همین کورش سدى بنا کرده که به طورى که شواهد نشان مىدهد سد بنا شده در تنگه داریال میان کوههاى قفقاز و نزدیکی هاى شهر تفلیس است.
?علامه طباطبایی بعد از نقل قول طرفداران این نظریه ضمن اینکه به طور اجمال اشاره ای به اشکالات وارد بر این نظر می کنند، این نظر را قابل قبول تر از بقیه نظرات میخوانند. ضمن اینکه به همین اندازه کافی که حداقل کورش را خوب بدانیم که ایشان در لیست منطبقین با ذوالقرنین قرار گرفته،لابد اگر خوب نبود و حاکمی ظالم و بی دین می بودند حداقل کورش در رده ی نمرودها و فرعون ها توسط مورخین قلمداد می شد. همین که کورش توسط مورخین فردی مثبت قلمداد شده سرنخی برای شناسایی دادگری ایشان بوده.
?همانطور که می بینیم ، علامه با توجه به صفاتی که قرآن برای ذوالقرنین مطرح کرده، به دنبال مصداق او می گردد. اگر صفاتی که قرآن بیان کرده، در شخص کوروش وجود داشته باشد، (همانطور که ادعاهای سر احمد خان هندی و مولانا ابو الکلام آزاد است) کوروش می تواند مصداق ذوالقرنین بوده باشد. یعنی حتی در حالت پیدا شدن این صفات نیز، تطبیق صد در صد نیست و علامه طباطبایی نیز چنین نظری ندارند بلکه ایشان این فرضیه را قوی تر از همه ی فرضیه ها میداند.
?پس اگر از نظر تاریخی اثبات شود که کوروش یکی از صفات ذکر شده در بالا (مثل دین داری و توحید و رافت و ….) را نداشته، قطعا مصداق ذوالقرنین نخواهد بود.
?برای دیدن تفصیل این مطالب می توانید به ترجمه تفسیر المیزان ج ۱۳ ص ۵۲۶ مراجعه کنید.
س ر پ
ای بابا حیف این همه وقت که رفتید به این خانم جواب دادید واقعا ارزش این همه وقت برای این متحجران و تندروها را ندارند
با سلام پس لطفا تذکری هم به پدر گرامیتان بدهید تا ایشان هم منکر تاریخ نشود وواقعیت را ببیندو اصطلاحا یک سوزن به خودویک جوال دوز به مردم
پدر و دختر دارن ……..
بیچاره تو خودت …. داری که درباره دیگران نظر میدی. تو یه ادم …… باباتم طرز فکرش افراطی و مال زمان …..ه. نژاد شما هم حتما از ……خوره. خیلی آدم …. هستی که از منابع نامعتبر و دروغین تحقیق میکنی و میگی که یه قاتل که مردم ایران قتل عام کرد و به زنان تجاوز میکردن رو ذوالقرنین میدونی.تو یه …… دشمن مردم ایرانی.کورش اونقدر بزرگه که امثال تو و ……نمیتونن با طرز فکر افراطیتون خرابش کنید. خودتون شستشو ی مغزی بدید
دهن یارورو سرویس کرد
هر روز از این بام بری میرسد
تازه تر از تازه تری میرسد
شاعر میفرماید
زاهد قاطر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست
هرکه خواهد گو بیا و هرچه خواهد گو بگو
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست
حالا دیگر حکومت موروثی جناب ستارخان را میبینم
دختر خوب و خواهر محترمه که به رسم دیرینه ی مردان سرزمینم خواهرانه چند مطلب را مینویسم اگر تندی در مطلبم هست پوزش میطلبم و مطالبتان اقتصای این ادبیات را میکند
هر چه فرمودید گرچه شاید در پهنه ی جمجمه ی سراسر تعصب ارثیتان مستدل و اقناع کننده باشد ولی قلم فرسودید به گزاف بانوی مکرمه…
شما جناب منطقیان را به شخصی احساسی محکوم کرده اید ولی همه میدانند که شماها خانوادتا اشخاصی متعصب هستید!وبرای عقایدتان بر این باورید که باید خون هم ریخته شود چیزی که در مسلک و مشی ما ایرانیان نیست و شما مقیم ها این خصیصه ها را دارید…
من نمیخواهم مستندی بر وجود و ماهیت و حقیقت کورش بیاورم چرا که بزرگی کورش بر پهنه ی تاریخ و جهان اثبات شده هست و رد آن توسط جمجمه ی افرادی نان به نرخ روز خور که تعدادشان در این سرزمین به تعداد ستونهای تخت جمشید هم نمیرسد چیزی را عوض نمیکند و جای هیچ نگرانی نیست..
فقط دریک جمله ی عامیانه:
هرگاه توانستید رنگ آسمان را در ذهن مردم قرمز کنید آنگاه میتوانید تاریخ وشهریار گیتی و تاریخ کورش کبیر را هم منکر شوید…
شما کورش را افسانه خواندید و منشور انسانی و اخلاقی کورش را افسانه قلمداد کردید تا عرصه بر روایت از زبان فلان قاطر و فلان اسب و عفیر و… اعراب تنگ نشود و به وظیفه ای که در قبالش مزد میگیرید عمل کرده باشید!!
هیچ تقابلی بین ملی گرایی و مسلک حضرتعالی نیست و هیچگاه هیچ چیزی نان و نوای حضرتعالی و ابوی گرامیتان را تهدید نمی کند از این بابت خیالتان راحت..
اما یادتان باشد هرگونه نوشتنی در این زمینه و این دلایل آبکی و پیرزن پسندانه به سبک پدر بزرگوارتان فقط شمارا به جایگاه اصلیتان که رد و مردود شدن در میان قاطبه ی مردم هست میکشاند
من الله توفیق
خدایی…..و…..نگو یه حرفی بزن که نقد ادله خانوم هدایتخواه باشه نه ابیاتی منبعث از هیجانات واقعا که….
هر روز از این بام بری میرسد
تازه تر از تازه تری میرسد
شاعر میفرماید
زاهد قاطر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست
هرکه خواهد گو بیا و هرچه خواهد گو بگو
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست
حالا دیگر حکومت موروثی جناب ستارخان را میبینم
دختر خوب و خواهر محترمه که به رسم دیرینه ی مردان سرزمینم خواهرانه چند مطلب را مینویسم اگر تندی در مطلبم هست پوزش میطلبم و مطالبتان اقتصای این ادبیات را میکند
هر چه فرمودید گرچه شاید در پهنه ی جمجمه ی سراسر تعصب ارثیتان مستدل و اقناع کننده باشد ولی قلم فرسودید به گزاف بانوی مکرمه…
شما جناب منطقیان را به شخصی احساسی محکوم کرده اید ولی همه میدانند که شماها خانوادتا اشخاصی متعصب هستید!وبرای عقایدتان بر این باورید که باید خون هم ریخته شود چیزی که در مسلک و مشی ما ایرانیان نیست و شما مقیم ها این خصیصه ها را دارید…
من نمیخواهم مستندی بر وجود و ماهیت و حقیقت کورش بیاورم چرا که بزرگی کورش بر پهنه ی تاریخ و جهان اثبات شده هست و رد آن توسط جمجمه ی افرادی نان به نرخ روز خور که تعدادشان در این سرزمین به تعداد ستونهای تخت جمشید هم نمیرسد چیزی را عوض نمیکند و جای هیچ نگرانی نیست..
فقط دریک جمله ی عامیانه:
هرگاه توانستید رنگ آسمان را در ذهن مردم قرمز کنید آنگاه میتوانید تاریخ وشهریار گیتی و تاریخ کورش کبیر را هم منکر شوید…
شما کورش را افسانه خواندید و منشور انسانی و اخلاقی کورش را افسانه قلمداد کردید تا عرصه بر روایت از زبان فلان قاطر و فلان اسب و عفیر و… اعراب تنگ نشود و به وظیفه ای که در قبالش مزد میگیرید عمل کرده باشید!!
هیچ تقابلی بین ملی گرایی و مسلک حضرتعالی نیست و هیچگاه هیچ چیزی نان و نوای حضرتعالی و ابوی گرامیتان را تهدید نمی کند از این بابت خیالتان راحت..
اما یادتان باشد هرگونه نوشتنی در این زمینه و این دلایل آبکی و پیرزن پسندانه به سبک پدر بزرگوارتان فقط شمارا به جایگاه اصلیتان که رد و مردود شدن در میان قاطبه ی مردم هست میکشاند
من الله توفیق
حیف کوروش که کی ازش انتقاد می کند
شما و پدرت با این حرفها میخواهید خودتان را مثلا …..جا بزنید که مردم خودشون عاقل هستن ومیدونن کی فیلم بازی میکنه و کی داره ریا میکنه
ایگوم ای کورش چه و حونی هدایت خواه کرده که ایطور وش حمله ایکنن؟ حونی هدایت خواه ایخون چه من ای گپ درارن؟ هالو بستونه. وجی ای گپل یه زره ای هم و بدبختی ای مردم بگیت.
جوابیه ای از روی عقده
خانم محترم میشه بفرمایید سطح سواد شما چقده.چون یه بچه دبستانی هم میدونه کورش کیه و چ کارایی کرد.
واقعا خجالت داره که یه قاتل به اسم اسکندر که مردم ایران قتل عام کرد رو ذوالقرنین میدونی.
دشمنان تاریخ و مردم ایران گفتن اسکندر ذوالقرنینه. چون میخان بزرگترین مرد تاریخ ایران خراب کنن و یه عده آدم ….. پرست و ….. دارن داخل کشور اونا رو همراهی میکنن
ازت معلومه چیزی از تاریخ بلد نیستی و واسه این مقاله از منابع نامعتبر و دروغین تحقیق کردی
یه تحقیق کن که اولین منشور حقوق بشر جهان مال کی بود
تحقیق کن کورش بیشتر جنایت کرد یا اسکندر
واقعا واسه خودم متاسفم که یه نفر مثل تو هم استانی و هم وطنمه
اخی سی کشوری که۲۶۰۰ سال پیش کو رش نمادش بوده حالا کی شده نمادش
اقای منطقیان از اقای هدایت خواه انتقاد می کند برای اینکه خودشان برای اینده معرفی کنند دخترش جواب می دهد چگونه می خواهند …….
خدایی تو چه کاره که درموردکورش نظرمیدی.اصلا پدر عزیزت ازتاریخ میدونه چیزی وقت ما را تلف کردی
میدونی چی گفتی واقعا دختر برو کارهای خونت رو انجام بده تو کجا . صحبت کردن در باره کورش کجا ..حیف منطقیان که تو دوباره……
درودبرچنین بانویی که بادلایل مستندمتقن ومحکم وحمایت همه جانبه ازولی خویش جمعی رابه چالش می کشاندوهیچکدام پاسخ قانع کننده ای نتوانستندبه مکتوبات ایشان ارائه دهندبرخی گاهی اوقات تاریخ روشن وشفاف ادیان اللهی وارزش های متعلق به اعتقادات دینی را به نام پیشینه تحجرگرایی رابه پیشانی جمعی ازعلماکه ازنظرآنهاابطال می باشندمحکوم می کننداماسراغ ۱۰۰۰سال ماقبل آنرا نماد روشنگری وارزش های والا ی انسانی مطرح می کنندکه اصلا هیچ گونه اثری ازعملکرددرتاریخ نمودپیدا نکرده راافتخارآمیزبرای خودمی دانندواقعا مسخره هستش چنین دیدگاهی کسی که وجودخارجی نداشته جمعی درتوهم ازبودنش افتخاردارند درودبرچنین بانوانی که شجاعانه مردان رابه چالش می کشاندافتخارداریم به این نظریه پردازان که بی باکانه واردمباحث گرانبها می شوند