فانوس زاگرس؛
سخنی با مدیران فوتبال گچساران
به قلم بهنام عکاشه
تیم فوتبال نفت گچساران مراحل آماده سازی را در حالی می گذراند که در بحرانی درونی گرفتار آمده که با ترکیبی از متانت رسانه ها و اهالی فوتبال، هنوز سربر نیاورده است.
بلبشوی مدیریتی حاکم بر وضعیت فعلی این تیم و احتمالا کلیت باشگاه، سیگنال خوبی برای بستن تیم مطلوب را به جامعه فوتبال گچساران نمی دهد.
از سوی دیگر معلوم نیست در این اوضاع چه کسی اختیار دارد و پاسخگو چه کسی است؟
دلیل هم واضح است. همان موضوع قدیمی و آزاردهنده باندبازی.
معلوم نشده چرا ابوالحسن غلامی سلب اختیار شد و مشخص نیست چرا هنوز اختیار دارد؟
جایگاه جهانبخش عنبریان و نسبت او با باشگاه مشخص نیست. پرواضح است که او نمی تواند در کنار غلامی و محمد حبیبی تیم را مدیریت کند.
از سوئی صیدالی که حامی غلامی است نمی خواهد او با را دست و پابسته ببیند، چه به کاریزمای او اعتقاد دارد.
حتی در این وضعیت می توان گفت اختیارات فرهاد جعفری که ظاهرا همه کاره تیم است نیز بر همه و شاید خود او نیز پوشیده مانده است.
جعفری نمی داند اگر رئیس باشگاه است چرا باید به صیدالی پاسخگو باشد و خیلی چراهای دیگر.
اما صیدالی نیز با ظرافت خاصی تا الان خود را از حواشی فوتبال، دور نگه داشته است و احتمالا نمی خواهد مرتکب خطای پیشینیان در این زمینه شود.
محمد حبیبی هم سرگردان مانده که باید چگونه بین خطوط موازی فوتبالی گچساران قطع ایجاد نماید.
حتی شایعه استعفای حبیبی نیز امروز در همه محافل زمزمه می شد.
اگر شایعه درست باشد بنا برشنیده ها، او به دلیل نقش احتمالی عنبریان در باشگاه نمی خواهد یا نمی تواند ادامه دهد.
اگرچه به تعبیری زوج او و غلامی نسبتا در رشته های غیرفوتبالی موفق بوده اند اما فوتبال با همه فرق دارد.
سوی دیگر ماجرا به حاشیه های یارگیری و حساسیت های هواداران به نسبت بومی به غیربومی بازمی گردد.
اخبار خوبی از به کارگیری بازیکنان بومی به گوش نمی رسد.
بازیکنان غیربومی هم چندان هواداران را راضی نکرده اند.
همه چیز حالا مبهم است و به نظر می رسد نقل و انتقالات در سطح مدیران ارشد نفت و باشگاه نفت و گاز آنقدر خسته کننده شده که هیچ یک یارای رسیدگی به مسئله اول آنها یعنی فوتبال نیست.
هرچه باشد، تکلیف تیم فوتبال نفت تا روزهای آبنده مشخص می شود و رسانه ها و هواداران به نسبت دخالت، نفوذ و نقش آفرینی هر یک از طرف های ماجرا، آنها را در موفقیت ها و ناکامی ها سهیم می دانند.
احتمالا امسال واکنش مطبوعات و تماشاگران نسبت به گذشته کمی فرق داشته باشد و آنها صبوری گذشته را نخواهند داشت.


حبیبی وغلامی هیچوقت موفق نبودنددلیل موفقیت تیمهاخودورزشکاران بودندکه زحمات بسیارکشیدند
بسمه تعالی
آقای غلامی مدیریت فوتبال کار ساده ای نیست الان یازده ساله بر سر فوتبال نفتی چ گلی ب سر ای تیم زدی..یازده سال در جا میزنه فوتبال…ب غیر محرومیت و بی ابرویی چکار برا فوتبال کردی الانم ک اومدی همه بچه های بومی رو بیرون انداختی
ول کن برو دیگ
مدیریت ضعیفت خون مردومو مکیده
تیم جم دو سال پیش با ما بر سر رفتن به لیگ یک رقابت داشت الان به لیگ برتر رسیده ما چیمون کمتر بود که نشدیم. قطعا تواناییهای ما اگه بیشتر از اون نبود کمتر هم نبود ولی چیزی که همیشه جای نگرانی بود و به تیم ضربه زده رفتار برخی هوادارها روی سکوهاس که هم باعث محرومیت تیم درست در زمانی میشه که در یک قدمی پیروزی هستیم هم به روحیه تیم صربه میزنه و هم باعث میشه فدراسیون چندان راضی به پیشرفت تیمهایی با چنین حاشیه هایی نباشه و شاید در داوری از شرمندگی این تیمها در بیاد. در مورد بازیکن بومی هم باید دید هدف باشگاه چیه اگه هدف رسیدن به لیگ برتر هست باید از هر جایی که میتونه بازیکن بگیره و بومی و غیر بومی این وسط مهم نیست ولی اگه هدف پرورش استعداد های بومی هست دیگه باید قید رویا پردازی رو بزنه و همین که هر ساله بخشی از بازیکنها به تیمهای لیگ برتری فروخته میشن رضایت بخشه ولی از همه حالتها بدتر کشف استعدادهای غیر بومی و تقدیم اونا به لیگ برتر و درجا زدن در همون لیگ دو هست چیزی که الان شاهدش هستیم