فانوس زاگرس؛
به قلم: دکتر علی مندنیپور
پیشتر در نوشتاری با عنوان «ما و ضرورت طرح مسالهی اصلاحات» تا حدودی به زمینهی آنچه ما را به اتخاذ مشی و روش اصلاحطلبی ناگزیر میکند، پرداخته شد. در آنجا اشارهای گذرا بر این مهم داشتم که بنا بر شرایط خاص داخلی و بینالمللی، حرکت به سمت اصلاح وضع موجود، هم در پیوند با تثبیت نظام، از حیث دموکراتیک و مردمی بودن آن است و هم نیاز تاریخی کهنسرزمین ایران. از این رو برخورداری از چنین نوع نگاهی ما را بر آن خواهد داشت، به همهی ساز و کارهای ممکن و دراختیار جهت نیل به اهداف اصلاحطلبانهی خود بیندیشیم. پیش از هر عمل در راستای اهدافمان، شایسته است به خود و به هر کسی که در جغرافیای این سرزمین دغدغهی سیاست و جایگاه خود را دارد یادآوری کنیم، اهداف ما تضییع حقوق و آزادی هیچ شهروندی، حتا مخالفان اصلاحات را، دنبال نمیکند. اصلاحطلبی بنا ندارد، جای کسی را تنگ و حق کسی را سلب نماید. در واقع اصلاحطلبی بیش و پیش از این که روشی سیاسی باشد، مَنِشی است اجتماعی. اصلاحطلب واقعی همچنان که در روش خویش با دروغ، تزویر، فساد، سرکوب و نادیده گرفتن حقوق دیگری مخالف است، خود نیز نمیتواند دارای چنین منش و خصیصهای باشد. بنا بر این، یادآوری این پیششرطهای اصلاحطلبی هم برای خود اصلاحطلبان و هم جهت آگاهی مخالفانشان همواره ضرورتی است اجتنابناپذیر.
اصلاحطلبی؛ نفی منزهطلبی و تحریم
اصلاحطلبی به طور معمول متمایل به روشها و ساز و کارهای قانونی است. در واقع یک جنبش اصلاحطلبانه همواره بر بستر نظام قانونی حاکم(بهویژه هنگامی که قانون موجود اصول قابل اتکایی برای تضمین نسبی حقوق اجتماعی، سیاسی و شهروندی دارد) بر دَرِ اصلاحات میکوبد و در این مسیر از ریزروزنها نیز چشم نمیپوشد. چنین جنبشی حتی در صورتی که به خودِ قانون اساسی نیز نقدی جدی داشته باشد، مصمم است از ظرفیتهای همین قانون در جهت اصلاح آن استفاده نماید. چنان چه به عنوان نمونه «قانون اساسی» جمهوری اسلامی در اصل ۱۷۷ خود چنین امکانی را از نظر دور نداشته است.
در چنین دیدگاهی است که نگاه به موضوعی چون انتخابات قابلیت تامل بیشتری را میطلبد. اگر چه انتخابات را نمیتوان معادل مردمسالاری قرار داد و هر نمود انتخاباتی را به مردمسالاری ترجمه و تفسیر کرد، اما انتخابات را یکی از ارکان اساسی در میان چهار رکن مطرح مردمسالاری دانستهاند. با هر معیاری به تحلیل انتخابات در جامعهی امروز پرداخته شود، نمیتوان منکر این حقیقت شد که بخش قابل توجهی از مردم به دلایل متفاوت، همواره در انتخابات گوناگون شرکت جستهاند. اگر بپذیریم که «مردم» بنمایه و محور اصلی هر تغییر و تحولیاند، ضرورت همراهی و در عین حال جهتدهی بخشی از این مردم و آرایشان به سوی افقهای روشن آینده، جدیتر و شفافتر نشان داده میشود. معتقدیم تضمین منافع ملت و نظام، در شرکت دادن هرچه بیشتر مردم و نیروهای سیاسی با سلیقههای گوناگون در مناسبات قدرت است و بر این اساس، با توجه به این واقعیت که جنبش اصلاحطلبی خود را بخش مهمی از پیکرهی نظام سیاسی موجود میداند، در جایگاه شهروندی مسئول اصرار داریم این حضور با محدودیت هرچه کمتری محقق شود، تا با اتکای به حضور مردم و ظرفیتهای قانونی کشور، امکان گشایش در امور حاصل آید. از سویی نیز باور داریم بیرون گود نشستن و نظاره کردن بر بازی واقعیِ سیاسی که مردم نیز در آن مشارکت جدی دارند، تنها خالی کردن میدان برای جریانهای تنگنظری است که به ندرت وَقْعی به حقوق و نگاهی به نقش مردم در قدرت داشتهاند! امری که بینش، روش و منش آنها، نه در میدان عمل، که در حوزهی نظر نیز خود را نشان داده و میدهد.
بیتردید حضور فعال در این رویداد نه برخاسته از بیتفاوتی و بیتوجهی نسبت به معضلات و نابسامانیهای احتمالی در بخشهایی از ارکان قدرت و مدیریت جامعه، که در واقع ناشی از درک ضرورتِ تغییر این وضعیت و تلاش در راه تقویت نگاه بهبودگرا به مشکلات و آسیبهای اجتماعی است. مشکلات و آسیبهایی که جز با حضور هرچه گستردهتر مردم و گروههای اجتماعی و مدنی رفع شدنی نیست و نخواهد بود و اگرچه گرایش اصلاحطلبی، انتخابات را تنها میدان مبارزه با کژیها و ناراستیها نمیداند، اما هرگز از اهمیت آن نیز غافل نبوده و نخواهد بود. بر این اساس است که دعوت به مشارکت در انتخابات را(به ویژه در این دورهی حساس که حلقهی تکمیل انتخاب سال ۹۲ ملت ایران نیز هست) نهتنها عقلانی میداند بلکه همگان را بدان فرا خوانده و حضور حداکثری مردم را برگ برندهی مردم، نظام و در راستای مصالح و منافع ملی ارزیابی مینماید.
