فانوس زاگرس؛
راه “شیخ”
به قلم داراب بازیارعبدالسلیمانلو
مرگ شیخ خواجه زاده یکی از ناباورترین مرگ هایی بود که در زندگی خودم تاکنون دیده بودم.شاید فلسفه ی مرگ و راز زندگی کردن در همین هست که هیچ کس به غیر از خداوند از زمان مرگ انسان ها خبر ندارد و این خود امید به فردا و زنده ماندن را همیشه در انسان زنده نگه می دارد.
درگذشت شیخ خواجه زاده قطعا ضایعه بزرگی برای شهرستان گچساران و بخصوص جامعه ی دانشگاهی بود که این ضایعه به مرور زمان خود را بیشتر عیان می کند و آنوقت تحمل آن هم دردناک تر و افسوس آن بیشتر خواهد بود.نزدیک شدن اربعین این انسان وارسته باعث شد که بعد از مدتی از هیاهوی انتخابات مجدد در رسانه ها و محافل صحبت از مرحوم خواجه زاده بشود.
اگر از همه ی مصادره هایی که عده ای از جریان خاص برای استفاده جناحی در انتخابات شورا و بعد از آن و در حال حاضر هم در اربعین غم انگیز آن مرحوم مجددا برای تسویه حساب های شخصی و جناحی شروع به حمات کردند بگذریم، زندگی شیخ یک درس بزرگ دارد که اکثر ماها هم آن را می دانیم و شاید در قالب چاپ هم نگنجد آن، “حق طلبی و مردم داری ایشان بدور از غرض ورزی های سیاسی” بود.
همان چیزی که الان در بین مدعیان سیاسی ما کمرنگ است.نگاه او به جامعه کدخدامنشی نبود.راز دار مردم بود.به اعتقاد مردم احترام می گذاشت حتی اگر آن برخلاف اعتقاد خودش بود. تریبون نماز جمعه را برای بیان در دل مردم قرار می داد نه اهداف جناح خاص.بجای اینکه از موقعیت و جایگاه خود ثروت اندوزی کند از آن برای باز کردن گره مشکلات مردم و جوانان بدور از هر گونه نگاه جناحی استفاده می کرد. به همین خاطر بود که همیشه نمازجمعه ایشان یکی از شلوغ ترین نماز جمعه های شهر بود.به همین خاطر بود که هم جناح چپ و هم جناح راست به او اعتماد داشتند.به همین خاطر بود نگاه مردم به او از جنس خودمانی بودنه به عنوان یک حاکم شرع.به همین دلیل بود که همه مردم در تشییع ایشان حضور پررنگ داشته و سنگ تمام گذاشتند.
پس تنها کسانی می توانند مرحوم خواجه زاده را مصادره کنند که بتوانند رفتار و گفتاری همانند او داشته باشند نه اینکه حق و انصاف را قربانی امیال و منافع خود کند و بعد ادعا داشته باشد. اگر تاریخ را خوب ورق بزنیم همانند حوادث انتخابات مجلس ششم در گچساران و بعد اجماع اصولگرایان در انتخابات میان دوره ای، میبینیم که مرحوم خواجه زاده در اختیار جناح خاصی نبود و هر آنچه را صلاح مردم می دانست عمل کرده است.و یا نمونه های رفتار های ایشان در سال های گذشته و حمایت از عملکرد نماینده مردم در مجلس که شرح آن در این مطلب نمی گنجد.پس آن زندگی این درس را به ما می آموزد که اگر زمانی توانستی بخاطر حق مردم از تریبون قدرت، پر کردن جیب های خود و منافع جناحی خود بگذرید آنوقت می توانید بگویید که این راهی که می رویم راه خواجه زاده هاست!



این مطلب رابایدحجازی امام جمعه گچساران بخواندامافایده نداره
عامو این پسره خب توی تمام گروهای هستش حالا مطلب داده از شیخ سخن میگه!!!!
شما اول ادبیاتتو درست کن بعد حرف بزن _ ایشون آقای داراب بازیار از نظر اخلاقی و هم از نظر طیف سیاسی یکی از بهترین انسانهایی ست که من تابحال دیدم_ نمی شناسیشون پس قضاوت نکن
در مراسم تشييع وتدفين شيخ دوست داستني مردم چه ناله هايي براي از دست دادن شيخ سر مي دادند.چون مردم آن مرحوم را همانطور كه بود درك كردند.شيخ مهربان و مسافر كوچ كرده ما هميشه با مردم در كنار مردم و فارغ از هر گونه خط و مشي سياسي بوده(خود را پدر معنوي و پناهگاه خيلي از مردم مي دانست)بنابر حتي به خودش هم اجازه نمي داد كه به نفع گروهي مصادره شود. در دوره اي كه انتخابات حوزه گچساران باطل شد تنها كسي كه صحت انتخابات را تأييد نمودند آن مرحوم بودند و از جانب جناح راست كه هجمه ها و حرفهايي كه به آن عزيز زده شد.
در مراسم چهلم آن شيخ مهربان و دوست داشتني كتابچه اي ۳۶صفحه اي با عنوان زندگي نامه توزيع شد و در اين كتابچه فقط ۴ صفحه به زندگي شيخ اختصاص داده شد و زندگي شيخ را هم همانطور كه بوده معرفي نكرديد.
آقايان يدالله مرادي و عزيزاله رحماني شيخ ما ۱-مصلح بوده ،چه اختلافات و چه درگيري قومي و قبيله اي و چه قتلهايي كه در منطقه صورت گرفته ،توسط شيخ مهربان و دوست داشتني به دوستي ها مبدل گشته و هم اكنون صاحبان آن اختلافات در سايه لطف و عنايت شيخ ما در كنار هم زندگي مي كنند.۲-شيخ ما صله ارحام را دوست داشته و مرتب از احوال فاميل جويا مي شده و به ديدار آنها مي رفته ۳-شيخ ما خانواده اش را دوست مي داشته و فرزنداني خوبي هم پرورش داده و شما فرزندان آن مرحوم را به مردم معرفي نكرديد(چه با نوشتن مطلب در مورد آنها و چه با در تصاوير آنها) از تصاوير برخي افراد استفاده شده كه نقشي در زندگي شيخ نداشتند.۴- از آن جايي كه از خود شيخ شنيدم كاروانهاي به او پيشنهاد روحاني كارواني جهت عتبات عاليات را مي دادند و شيخ ما مي گفت حاضر به استفاده از رانت لباسش را به خودش نمي دهد و با هزينه شخصي خودش و همسرش به خانه خدا مشرفش شدند.۵- شيخ ما حاضر به استفاده از هيچ رانتي چه در مورد خودش و خانواده اش نشدند بطوري كه مي توانست با مراجعه خودش به يكي از هنادها و يا وزارتها براي فرزندش امريه خدمت سربازي بگيرد ولي اين كار را نكرد و هم اكنون فرزندش سرباز نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي مي باشد.۶- شيخ ما با هر بهانه اي به هراه خانواده به زيارت بزرگان دين و اما زاده ها و سالانه هم به پابوس آن امام غريب امام رضا (ع)مي رفتند.۷- شيخ مهربان ما همه را دوست مي داشت و سعي مي كرد در سلام كردن از ديگران سبقت بگيردو داراي مكارم اخلاقي فراواني بودند.
آقايان گرد آورنده كتابچه كه حتي يك روز با خانواده شيخ هم نبوديد(افتخاري و گرامي)چطور به خود اجازه مي دهيد در حاليكه شيخ را بخوبي نمي سناسيد و نخواهي هم شناخت در مورد او قلم بزنيد.شماها هم بازيچه دست مرادي و رحماني شديدتااز مرگ شيخ مهربان و دوست داشتني ما بهره برداري سياسي نمايند. شماها به كمك مرادي و رحماني بزرگترين ظلم را به شيخ و فرزندانش نموديد و در اين مورد فكر نكنم شما را ببخشند.
چرا درساير زندگي شيخ كه حداقل ۷ مورد آن در بالا ذكر شده در مورد شيخ مطلب نزديد تا شيخ ما به مردم بهتر شناسانده شود.هر چند شيخ ما نياز به معرفي به مردم ندارد.
چون اگر در مورد شيخ مي خواستيد مطلب را كامل بنويسيد ديگر جايي براي سوءاستفاده و بهره برداري سياسي از نام شيخ را نداشتيد و به همين جهت اين كتابچه نوعي بي عدالتي نسبت به شيخ ما و فرزندانشان مي باشد.
همکار شیخ مهربان شاید بعضی از گفته ها کم باشد البته هرچی از خوبی هاش بگویبم خدا میداند که کم گفتیمه اما احساس میکنم شما هم خوب ایشان را نشناختید چون از گفته های شما مشخصه در یکی از بندهای متذکر شما نوشتیید عکسا هیچ ربطی نداره شما کجاتون میسوزه اقای …. ا ..ح که اختلاف افکنی شما تو کل فامیل برا همه ثابت شده این عکس ها برادران شیخ مهربان بودند نه کس دیگه ای پس شما اگه مشکلی با کسی داری میتونستی جای دیگه قلم بزنی من واقا برا شما وامثال شما متاسفم .اینجا جایه حرف سیاسی نبود من از طرف خانواده خودم از دل نوشته برادرا رحمانی و مرادی و هر کسی با هر سلیقه سیاسی تشکر میکنم که از شیخ مهربان دست به قلم شدند .واز مدیر این سایت نیز تقدیر وتشکر را دارم وخواهشمندم از مدیریت سایت که در چنین شرایطی دست نوشته های که توهین ٱ میزه را دقت کنند