فانوس زاگرس؛
ایستادگی کن تا روشن بمانی ؛
شمع های افتاده خاموش می شوند
به قلم میلاد چشمه روشن
درد و دلی با جوانان دیارمان درباب سال اقتصاد مقاومتی،تولیدواشتغال
امروزه بیکاری به مهمترین دغدغه اقتصادی واجتماعی وحتی فرهنگی کشورمان تبدیل شده است..
کمترمحفلی را میابیم که امروزه میزبان بیان درد ورنج های جوانانمان، تلاش پدرانمان و وعده مسوولانمان برحل این میهمان ناخوانده نباشد..
امابه راستی طبیب این دردکیست؟
جوان قشقایی آچاربدست وروغن وگریس مالیده به لباست
جوان باشتی بیل بدست وگرماسوخته در زمینهای استیجاری کشاورزی
جوان بویراحمدی دورازدیارت درعسلویه وکنگان
جوان همشهری فرمان بدست و همسفرمرگ درجاده ها
دختران سرزمین نفتی که کتاب وقلمتان مدال حجب وحیااتان شد
به شما درودمیفرستیم..
به شما که رنج زندگی را دربدست آوردن نان بازویتان معناکردید..
به شما که زبان دعاگوی مادرانتان و نگاه به پایین دوخته پدرانتان را مشق عشق کردید و الفبای مروت ومعرفت را به قلم عمل دیکته نمودید..
نگارنده این متن نه خری داشته که ازپل گذشته باشد و نه از تبارمرفهین بی درد است..
آنچه که از ذهن به دستانم منتقل گشته حاصل پنج سال همدردی باشما میباشد..
روزهای که همچون شما صبح را پشت دخل تاکسی یا دربازارخودرو درپی امرارمعاشی بوده ام
اما عزیزانم من وشماها زمانی صفت بیکار رو به یدک خواهیم کشیدکه واژه امید رو از دایره اعتقاداتمان حذف کنیم..
بدانیم وباورکنیم اراده و امیدبه خداوند بالاتراز هر چیزیست..
گاه یک نگاه به آسمان ،یک طلب مغفرت آنچنان معجزاتی خواهدکرد که دورازتصور ذهن آدمیست..
خود روباورکنیم و یقین داشته باشیم روزهای خوب خواهندآمد…
وبقول استاد بزرگمان احمدشاملو
ایستادگی کن تاروشن بمانی،
شمع های افتاده خاموش میشوند



متن بسیار متاثرکننده ای بود و نویسنده باظرافت خاصی یکی ازمعضلات اقتصادی رو درقالب عاطفی بیان کرده..البته پیشنهادم به دوست عزیزمون آقای روشن پرهیزاز پراکندگی وکلی گویی بیش ازحده..