فانوس زاگرس؛
هر چه آغاز ندارد نپذيرد انجام
به قلم شهرام نوروزی
بر چهره گل نسيم نوروز خوش است در صحن چمن روي دل افروز خوش است
از دي كه گذشت هر چه گويي خوش نيست خوش باش وز دي مگو كه امروز خوش است
«نوروزتان پيروز و هر روزتان نوروز »
سخن از چيزي نيست جز خود نوروز .
نوروز ، اين رهپيماي سده ها وهزاره ها وارمغان آور سبزي وخوشي و خرمي و شادي و آبادي در آغاز هر بهار پيش وپس از دوران ساساني و تاكنون .
حال كه نوروز آغاز راهيست و بهار نيز بهاريه بودنش را به ما هديه داده است لازم است كه ماهم برادريمان را به اثبات برسانيم ، جشن بهاره نوروز نه تنها دگرگوني ويگانگي فرهنگ ها را تجليل مي كند ، بلكه يادآور حفاظت از محيط زيست است ، با برجسته كردن زيبايي طبيعت و نوشدن بهاره ، نوروز مي تواند الهام بخش كساني كه آنرا جشن مي گيرند و همچنين ناظران اين جشن باشد تا موانست بيشتري با محيط زيست داشته باشند .
ايران سرزميني پهناور و سرشار از زيبايي هاي طبيعي و غناي زيستي است كه از پشتوانه ي فرهنگي وتاريخي كهن بهره مي برد . اين قابليت ها و پشتوانه هاي منحصر به فرد كه در بسياري از كشورها در پرتو تعاملات علمي ، فرهنگي ، اجتماعي ، اخلاقي و فلسفي رشد يافت و درنهايت منجر به باز توليد فكر جديد با هدف حمايت و حفاظت از محيط زيست شد . متأسفانه در ايران و خصوصا زاگرس زيبا نه تنها منجر به زايش فكري با هدف حفاظت وحمايت از محيط زيست و تنوع زيستي نشد بلكه اين دانش سبز ، با گذشت بيش از حدود نيم قرن ، در واكنش به گروههاي متخصص وغير متخصص علاقمند اسيرنوعي پوپوليسم علمي همراه با عوام گرايي هم شد كه در سطوح مختلف واكنش هاي خسارت بار و شناخته شده اي را در پي داشته است.
با نگاهي به كشورهاي توسعه يافته كه امروزه در امر حفاظت از تنوع زيستي از كشورهاي پيشرو محسوب مي شوند ، علايق زيبا شناختي و محيط زيستي مهم ترين عامل در ايجاد بنيان هاي حفاظت بين دولت ها و ملت ها بوده است ، اما در ايران رقابت برسر استفاده از اندوخته هاي طبيعت از سوي دولت ومردم و شناخت انسان وآگاهي از مسائل پيش روي او و روابطش با طبيعت مغفول مانده است .
همه ماها ، بيش از هر زماني پذيرفته ايم كه لازم است در زندگي خود تغييراتي پديد آوريم . ما به سبك زندگي هيچ ملتي اصالتاً نمي توانيم ايراد بگيريم ، چون سبك زندگي نتيجه انباشت تجربيات تاريخي يك ملت است ؛ اما مي توانيم معيارهايي را مشخص واز آن زاويه آسيب شناسي كنيم . ما در سرزمين كهن و سترگ همراه با منابع خدادادي روزميني و زيرزميني در دسترس زندگي مي كنيم كه روند پيشرفت آنان در سالهاي اخير بطور جهشي با تمركز روي افزازيش قابل توجه در همه زمينه ها وحتي تنوع ونوآوري نيز ادامه دارد و همه جمعيت كشور عزيزمان نيز اين سبك زندگي موجود مادي را انتخاب كرده اند وجمعيت نيز همواره در حال رشد تصاعدي است.
آيا تابحال با خود فكر كرده ايم اگر بهتر نيانديشيم چه اتفاقي براي كشورمان خواهد افتاد !؟ وضعيت موجود چه تأثيري بر طبيعت و زندگي مان خواهد داشت !؟ و چه تأثيري بر زندگي آيندگان و فرزندانمان خواهد گذاشت !؟
اكثر شهرهاي بزرگ وكوچك سرزمين زيبايمان در فضاي غبار و دود وگردوخاك زندگي مي كنند با اين همه ، اقليم شناسان بحران آلودگي را از ليست بلاياي طبيعي خارج مي كنند و بر اين باورند كه برخلاف حوادثي مثل زلزله ، سيل و سونامي اين بحران مستقيماً ساخته وپرداخته اراده انسان ها است . به همين نسبت از زمره معضلاتي است قابل پيش بيني و قابل پيگيري .
با آنكه بحران آلودگي هوا محصول و مختص عصر تكنولوژي و ماشين است اما اين سبك زندگي مردم و همه ي ماهاست كه به تشديد يا تخفيف اين بحران منجر مي شود .
حيات شهر وشهروندان در زمين و آسمان به هم گره خورده است و از اينرو ،موضوع محيط زيست وحفاظت از آن ، مهمترين مسأله تمام جوامع بشري است كه با سلامت بشر ارتباط مستقيم دارد اما متأسفانه ما در اين بُعد بدليل بي توجهي به محيط زيست و از بين بردن سرمايه هايي كه خدا به ما داده ، دچار عقب افتادگي تاريخي هستيم ، چند دقيقه فكر كنيد به كساني كه اطرافمان هستند نگاه كنيم . خانواده ، دوستان ، مردمي كه در رفت وآمد هستند . به خودمان نگاه كنيم ، آيا كسي نگران است ؟ آيا شما نگران هستيد ؟ آيا نيازي به نگراني است ؟
پاسخ اين سؤالها آسان است ، بله ما بايد نگران زمين باشيم . صدها ميليون ساله طول كشيده تا زمين به اين شكل رسيده و شايد چيزي در همين حدود سال منجر به تشكيل سلسله جبال زاگرس و اين طبيعت زيبا و دست نيافتني ، و ما در كمتر از پنجاه سال در حال از بين بردن اين تعادل هستيم وقتي مي دانيم كه درختان زاگرس قدمت هزاران ساله دارند وقتي چين هاي هزارپاره زيبايي زاگرس را به نظاره مي نشينيم نبايستي با خود انديشيد ؟!
در آن زمان كه نگراني براي بقاي كره زمين و منطقه و ديارمان جاي خود را به نگراني در نداشتن آخرين مدل تلفن همراه ، شايعات بي اساس در مورد زندگي مردم ، افراد مشهور و آخرين وضعيت پرونده فلان سياستمدار را مي دهد و …. همه دنبال اين هستيم كه پول بيشتري بدست آوريم ، يا يك ماشين مدل بالا را داشته باشيم و با لذت رانندگي كنيم در فكر اين هستيم كه چگونه درآمد بيشتري داشته باشيم ، چه كارهايي مي توانيم انجام دهيم .
روزانه هزاران تلفن به صدا در مي آيد و هزاران فكس وايميل و پيامك و … ارسال مي شود ، همه و همه براي كسب درآمد تلاش مي كنند چه خانم ها و چه آقايان همه در حال تلاش براي درآمد زايي هستند . اينها آرامش و لذت هاي زود گذر هستند كه اكثر ماها آنها را آروز مي كنيم . اما اين لذتها در مدت كوتاهي از بين خواهد رفت . در آن زمان ما احتياج به ايجاد تغييري در نوع زندگي خود داريم . اكنون زمان اين رسيده كه تمامي ماها از خواب غفلت بيدار شويم . وقت آن رسيده كه از خلقت نوروز و پيدايش آفرينش بهاريه بيانديشيم .
«دنيا همين است كه هست »
اگر مردم گذشته نيز اينگونه فكر داشتند ، زن ها هيچ وقت حق رأي دادن بدست نمي آوردند و هنوز تفاوت نژادي و جدايي بين سياه پوست وسفيد پوست وجود داشت و ما آنگونه شاهد به لرزه درآمدن تور دروازه آلمان توسط رشيدي يكيني(بازيكن فراموش نشدني كامرون) نبوديم .
اگر رانندگي مي كنيم و يا از هواپيما و يا برق ، تلفن و شبكه هاي اجتماعي و … استفاده مي كنيم ، غذا مي خوريم و آب مي نوشيم پس در مورد محيط زيست هم مسئول هستيم ، همه ي ما بايد مسئوليت مصرف و فعاليت هايي كه سبب آلودگي محيط زيست مي شوند را به عهده بگيريم ، بياييم از اين خواب غفلت بيدار شويم و خود را از زندان هايي كه جامعه امروز ما را در آن حبس كرده است رها كنيم و از چارديواري منزل خارج شويم وبه كوه بزنيم بگذاريم خود و فرزندانمان با طبيعت و محيط زيست بهتر از گذشته بيانديشيم و احترام بگذاريم . اينجانب درصد تلاش براي ايجاد نگاهي در حوزه هاي اجتماعي و فرهنگي براي حفاظت از تنوع زيستي ومحيط زيستي سالم هستم ومعتقدم كه با بكار گيري از علم زيست محيطي مي توان رهيافتي براي برون رفت از معضلات و چالش هايي باشد كه آينده ي ديارمان زاگرس زيبا را نشانه رفته است و اگر دانستيم كه طبيعت پيش روي ما كه در حال تخريب است چگونه كار مي كند در موقعيت بهتري براي هم زيستي خواهيم بود . اگر خرد ورزي را در لايههاي تصميم سازي وتصميم گيري براي بهتر زيستن در جامعه نهادينه كنيم ، زيرا بسياري از مسائل كه پيرامون ما شكل گرفته و يا در حال شكل گيري است آميزه اي از نوع نگاه ها وكردار تك تك ما و حقايق علمي و تصميمات سياسي است و اين را هم مي دانيم واقعيت هاي علمي به خودي خود تعيين كننده ي سياست ها نيستند اما سياست هاي محروم از زمينه هاي علمي محكوم به شكست اند .
به راستي تا چه زماني مي توان بر روي زمين با توان محدود به رشد نامحدود و نامتوازن ادامه داد و خواستار آن بود كه رفاه ، عدالت ، آزادي و آينده ي بهتر براي همه گان فراهم شود .
تا آنجا كه به سياسيون مربوط است با عزم ، اراده وغيرت و … مي توان . اما اگر با تمام توان علمي ، فرهنگي ومالي براي زياده خواهي ها ورشد نامحدود و نوع نگاه درآمد زدايي ( همه براي من سيراتي( سيرشدن ) را نمي دانيم ) لگام نزنيم آينده اي براي محيط زيست نخواهيم ديد و سرانجامي نخواهد داشت .
بنابراين همانطور كه همه ماها اعتقاد داريم كه در آفرينش نسبت جهان مادي كه در روزهاي پايان سال اسفند ياد آوري درگذشگان هست و مهمان شادي و خوشي خانواده خود هستند و هيچگاه خاندان خود را فراموش نمي كنند و اين روزها بايد خانه پاك باشد ، در خانه و خاندان بايد صلح برقرار باشد وهمه ي افراد خانواده بايد در هنگام نوروز آشتي وصلح باشند و اگر چنين نباشد بركت از خانواده بريده مي شود وبقيه رسومات نوروز و رسم بيرون رفتن از خانه در روز سيزدهم فروردين ماه كه سيزده روز از آغاز سال نو مي گذرد ، جشن بهاري كه با چهار شنبه سوري و آتش افروزي آغاز مي شود و پس از برگزاري مراسم سال نو ، روزي مي رسد كه به آن روز طبيعت مي گويند ، طبيعتي كه بايد به طبيعت گردي بيانجامد . اما اين يك روز كه خانواده براي دور هم بودن ومعاشرت در طبيعت مي گذرانند و كودكان به بازي سرگرمند و احتمالاً غذايي هم گوشه اي مي پزند يا گرم مي شود ، بي هزينه نيست . هزينه اش را بايد همان طبيعت بپردازد كه سيزدهم فروردين ماه به نامش گره خورده است .
متأسفانه زماني را پدران ما براي سيزده به در انتخاب كرده اند ، حساس ترين زمان در طبيعت يعني زمان شكفتن غنچه هاي درختان و تخم گذاري پرندگان و زايمان جانوري است . بيشترين خسارتي كه به طبيعت در اين روز وارد مي شود ، به شاخه هاي درختان است و پرندگان و پستانداران . …
اما زندگي پرندگان و پستانداران در طبيعت يك طرف ماجرا است كه در اين روز با انواع تهديدهاي جاده اي ، آلودگي هاي صوتي و از بين رفتن احتمالي لانه و كاشانه شان مواجه اند ، مشكل ديگري كه در روز سيزدهم فروردين ماه به شكل چشمگيري در همه نقاط گردشگري طبيعي از سروكوي جنگل ها ،كوه ها ، دشت ها ، پارك ها و مناطق حفاظت شده بالا مي رود ، مسأله دامن گيري است كه زندگي انسان ها را تهديد مي كند . يا پدران و نياكان ما با ما فرق كردند يا طبيعت آن دوران با طبيعت كنوني ما فرق داشت … قضاوت با خودتان .
به اميد فرداهاي بهتر


