فانوس زاگرس؛
نگذاریم محیط زیستمان آوار گردد
به قلم شهرام نوروزی
برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور با هدف ارتقای سطح کیفی زندگی شهروندان تدوین و به اجرا در می آید. این در حالی است که توجه به محیطزیست به عنوان بستر حیات همواره در برنامه ها مغفول مانده است. به زعم کارشناسان این غفلت باعث خسارت های جبران ناپذیری بر پهنه ی سرزمینی ایران شده است، به طوری که متناسب با اصل پنجاهم قانون اساسی این برنامه ها و طرح های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی می بایست با هدف ها و استراتژی ها و سیاست های حفاظت از محیطزیست هم سو و هماهنگ شوند.
افزایش جمعیت در سه دهه گذشته، توسعه روزافزون صنایع، افزایش تولیدات و….منجر به افزایش انرژی و منابع، توجه کافی به محیطزیست در برنامه های توسعه کشور، افزایش آگاهی های محیطزیستی برنامه ریزان و مسولان کشور و همکاری های فرابخشی برای عملیاتی شدن برنامه های محیطزیستی می تواند حفظ ظرفیت های محیطی برای زندگی بهتر و بهره مند از محیطزیست مطلوب که هدف افق چشم انداز است را تضمین کند. قبل از انقلاب اسلامی، در برنامه های توسعه ای کشور از مباحث محیطزیست تنها به کلیاتی در خصوص حفاظت از جنگل ها پرداخته شده است، بعد از انقلاب اسلامی ایران برای اولین بار در سال ۱۳۵۸ در قانون اساسی کشور عزیزمان یک اصل به محیطزیست تعلق گرفت. در اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد در آن حیات اجتماعی روبه رشدی داشته باشند را وظیفه عمومی تلقی می کند و فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند را ممنوع کرده است.
محقق ساختن همه موارد برنامه های توسعه کشور در بحث زیست محیطی، نیازمند یک نگاه همه جانبه و تیمی متشکل از متخصصان محیط زیستی، جامعه شناسان، کارشناسان توسعه و دیگر رشتههای مرتبط با آن است و البته این قوانین در صورتی تحقق می پذیرد که به طور کامل به آنها عمل شود و نقش مردم در این کار نادیده گرفته نشود، متاسفانه تاکنون مفاد محیط زیستی هیچ برنامه توسعه ای به طور کامل به مرحله اجرا نرسیده است، اگر چه در برنامه ها روند روبه رشدی در زمینه قوانین محیط زیست داشته ایم اما در عمل معضلات محیط زیستی در کشورمان چند برابر شده است. هر وجدان بیداری پس از سپری کردن دقایقی در طبیعت و قدم زدن در سکوت، و حتی در محیط کار و زندگی خود، نجواهای زمین، ناله درختان و شکوه ی حیوانات و همزیستمندانمان و همنوعانمان را خواهد شنید.محیط طبیعی پیرامونمان با سرعت حیرت انگیزی تغییر چهره داده، گویی هر فرد تغییرات پیاپی چند نسل را در زمان حیات خویش تجربه نموده است.
در این روزگار، ما نمی خواهیم خطا های خود را تاب آوریم و نه راه های تصحیح این خطا ها را!.
ولع سیری ناپذیر بشر برای رسیدن به رشد اقتصادی با تبعیت از الگو های طبیعت ستیز توسعه منجر به تحمل خسارت های جبران ناپذیر طبیعی در قرن گذشته شده است.
با توجه به تاکیدات فراوان فرهنگ غنی اسلامی به حفاظت از محیطزیست و طبیعت و منابع طبیعی و تصریح اصل مترقی پنجاهم قانون اساسی که حفاظت از محیطزیست را به عنوان وظیفه عمومی تلقی کرده و بار مسئولیت آن بر دوش تک تک افراد جامعه نهاده شده است، بهره مندی از آموزش محیطزیست و ارتقاء سطح آگاهی های محیطزیستی آحاد جامعه با رویکرد جلب مشارکت داوطلبانه آنها در اجرای طرح ها و برنامه های حفاظت از محیطزیست، ابزاری مهم و تاثیرگذار جهت دستیابی به چشم انداز محیط زیست جامعه ایرانی در افق های پیش رو محسوب میشود.
امروز در دنیایی زندگی می کنیم که شتاب تغییرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قابل توصیف نیست و این پدیده جهانی شدن است که تغییرات را با چنین سرعتی به پیش می برد.در این میان آگاهی های زیست محیطی مردم و دلسوزی ها از ضریب بالایی برخوردار شده است که اگر مشارکت افراد در فضا های طبیعی با فرهنگ سازی و مدیریت صحیح افزایش پیدا کند، آسیب های شهر نشینی و آسیب های اجتماعی و صنعتی و محیط زیستی و طبیعت تعدیل و همچنین زمینه تغییر و تقویت تعاملات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و…. نیز فراهم می شود.
*حال اگر محیطزیست خود را مبنا قرار دهیم (هر آنچه و هر جا که به نوعی زندگی در آن جاری است) چرا که سطح وسیعی از مجموعه ها در اختیار ماست که از جانداران و بی جانان و از حیوان و انسان و طبیعت و…. شامل آن خواهد شد، می توان به این سوال پاسخ داد که چگونه می توان از آن مراقبت و یا به تعبیر علمی تر از آن حفاظت کرد*.
بررسی سطحی از وضعیت حفاظت یا حراست از این میراث بزرگ در ایران عزیزمان و خاصه رشته کوه زاگرس زیبا به ما نشان خواهد داد که متاسفانه میراث دار خوبی نبوده ایم و نتوانسته ایم آن گونه که باید اقدامی در خور شان و حتی نام کشوری با این همه پیشینه تاریخی، انجام دهیم.وقتی که نگاهی به جنگلها و وضعیت آن می اندازیم و می شنویم که هر ساله میلیون ها مترمکعب چوب نیز از آنها برداشت می شود، وقتی همین کمبود درختان فرسایش خاک را سبب میشود. وقتی با یک حساب سرانگشتی ساده اختلاف بسیار میان صرفه اقتصادی سطح مراتع و جنگل های مخروبه و اقتصاد غذایی و غیر غذایی را مشاهده می کنیم و میبینم که کشور بیش از اینها متضرر می شود دیگر چه باید گفت.
وقتی که می شنویم از هر صد لیتر آب در کشور عزیزمان ایران، سی و پنج لیتر آن به هدر می رود.
زمانی که با کمال تاسف می شنویم مصرف انرژی در ایران سه برابر متوسط جهانی است چه می توان گفت.
وقتی که می شنویم که خسارت ناشی از پلاسکو ۱۵۰۰ میلیارد تومان علاوه بر اثرات روحی و روانی که بر پیکره نحیف مردم سرزمینمان می گذارد بر جسم و روح انسان هایی که تفکر می کنند و می اندیشند.
آیا وقت آن نرسیده که در باورهای ذهنی ضرورت انکار ناپذیر برای حفاظت از زندگی خود و دیگران تجدید نظری کنیم…
*حال اگر بخواهیم با همان نگاه گسترده به تعریف کلی از محیطزیست و اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی توجه کنیم که هر آنچه را پیرامون ماست را شامل خواهد شد باید فکری نو در انداخت*.
کمی با خود بیاندیشیم که آن چه را که در تمام این سالها چه برای آرامش و آسایش ما به ودیعه نهاده شده با آن، چه کرده ایم به ما خواهد گفت که متاسفانه جز ظلم و ستم بر آن هیچ نکرده ایم.اما چه شد که چنین گرفتار شده ایم!!!
مطالب بالا تنها نمونه های جزیی و محدود از اشتباهات جبران ناپذیر در قبال محیطزیست ماست، از خودمان گرفته تا خانه، محل کار، محل تدریس و تحصیل و تفریح و…..
حال چه باید کرد، از کجا شروع و آیا اصولا شروع کرده ایم؟ تمامی آنچه به عنوان امور تبلیغی مان در جهت حفظ محیطزیست مان بوده اثرگذار بوده و یا بهتر می توان گفت میزان تاثیر آن چه میزان بوده است؟ مانور های مقابله با آتش سوزی، مقابله با سیل،درختکاری سالیانه، همایش های پیاده روی و هوای پاک و ورزشی و دهها مورد دیگر تا چه میزان موثر بوده است؟
اين جا در صدد تایید یا زیر سوال بردن اقدامات دولتی و غیردولتی حفاظت از محیط زیست مان نیستم، اما همت دیگری می طلبد تا حداقل آیندگانمان که ما دلیل بر آمدنشان نیز داشته ایم بهره ای وافی و البته درست از موهبت های الهی و زمینی مان ببرند.
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﺑﮕﺮﯾﯿﻢ ﭼﻮﻥ ﺍﺑﺮ ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭﺍﻥ
ﮐﺰ ﺳﻨﮓ ﻧﺎﻟﻪ ﺧﯿﺰﺩ ﺭﻭﺯ ﻭﺩﺍﻉ ﯾﺎﺭﺍﻥ
ﺑﺎ ﺳﺎﺭﺑﺎﻥ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺁﺏ ﭼﺸﻤﻢ
ﺗﺎ ﺑﺮ ﺷﺘﺮ ﻧﺒﻨﺪﺩ ﻣﺤﻤﻞ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ
ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﺷﻤﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺸﻘﺖ
ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺩﻝ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺍﻻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ
ﺳﻌﺪﯼ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺍﻥ ﻣﻬﺮﯼ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﺍﻻ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺍﻥ
(ﺳﻌﺪﯼ)
بی تردید آموزش از لایه های پایین و البته جهتدار راه را برای آینده ای بهتر هموار خواهد ساخت. تبدیل مفهوم حفاظت از محیطزیست به یک باور ذهنی و عادت،تنها راهی است که در نهایت به حفظ آن خواهد انجامید و بهترین زمان ممکن برای ایجاد چنین باوری از هم اکنون و از دوران کودکی برای فرزندان مان است.
پلاسکو و جانفشانان آرمیدند اما وقت آن است که بطور جدی بفکر برداشتن موانع برای جلوگیری از سایر آوارها باشیم.
آوار بی تدبیری برای محیطزیستمان، برای زندگی مان آوار بیفکری در مورد امنیت محل کار و زندگی مان،آوار بی توجهی به مقررات و قوانین اجتماعی و بی مسئولیتی در برابر جان و مال دیگران، آوارهایی که فاجعهی پلاسکو، لزوم توجه بهشون رو بهمون گوشزد کرد تلخ بود این تلنگر و این یادآوری….
روح آتش نشانان ( جانفشانان) شهید شاد و یادشان گرامی باد
به امید فرداهای بهتر



سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل
بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران …