• امروز : دوشنبه - ۱۳ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Monday - 2 February - 2026
7

هاشمی تاریخ انقلاب‌اسلامی بود

  • کد خبر : 37895
  • 17 ژانویه 2017 - 7:22
هاشمی تاریخ انقلاب‌اسلامی بود

فانوس زاگرس؛ لطف خفی خداوندی بر سوخته جانی آذر طلب/هاشمی تاریخ انقلاب‌اسلامی بود به قلم علیرضا کفایی   مرگ مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی فصل جدیدی را در تاریخ این سرزمین گشود و هاشمی پس از مرگ هم ادامه خواهد داشت و آینده از شخصیت و منش و اندیشه وی متاثر خواهد بود. او که […]

فانوس زاگرس؛
لطف خفی خداوندی بر سوخته جانی آذر طلب/هاشمی تاریخ انقلاب‌اسلامی بود
به قلم علیرضا کفایی

 

کفایی علیرضا

مرگ مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی فصل جدیدی را در تاریخ این سرزمین گشود و هاشمی پس از مرگ هم ادامه خواهد داشت و آینده از شخصیت و منش و اندیشه وی متاثر خواهد بود.

او که مورد تمجید و تعریف‌های بسیار و گوناگون در زمان حیات بخصوص در دوران اولیه انقلاب از زبان شخصیت‌های انقلابی و سیاسی چه در داخل و چه در خارج و بطور اخص از زبان امام راحل بود و مسئولیت‌های مهمی را عهده‌دار، خود بخود مرکز ثقل جمهوری اسلامی قرار می‌گرفت و لازم نبود خود وی تلاشی در این جهت داشته باشد و این همه‌ی داستان نیست چه که عده‌ای نمی‌توانستند هاشمی را با آن همه ستایش‌ها بر تابند و راه دیگر که به تخریب وی می‌انجامید را انتخاب کردند و این هم بسان همان تعریف و تمجیدها در مرکز ثقل بودن او موثر بود و همین مخالفت‌ها و نوع مخالفان، هاشمی را بیشتر در کانون توجه قرار می‌داد و هر چه بر شدت مخالفت‌ها افزوده می‌شد اثر‌گذاری هاشمی افزون‌تر می‌شد و راز این مطلب در این بود که مخالفت‌ها نه از روی واقع و حقیقت بلکه از روی هوای نفس و حقد و کینه و عقده‌گشایی صورت می‌پذیرفت و نیز مخالفان عمدتاً در تشکیل انقلاب و تدوین و استقرار نظام محلی از اعراب نداشتند و یا نو‌کیسه‌هایی بودند که کارنامه سیاهی از انواع رذیلت‌ها را در پرونده خود داشتند و هر دو گروه با جعل و دروغ خود را به انقلاب و نظام منتسب می‌کردند لذا به راحتی مطرود مردم می‌شدند و از آن طرف کسی را که به مخالفتش بر می‌خواستند عزیز ملت می‌کردند.

عده‌ای در برابر هاشمی قرار گرفته بودند که شاید از دید خود و دیگرانی که با آبروی خود، ابتیاع قدرت می‌کردند و یا عمله قدرت بودند، صخره‌های بزرگی می‌نمودند که محکم و استوار در مقابل جریان‌سازی هاشمی ایستاده‌اند اما هاشمی بی‌توجه به همه اینها راه خود را می‌رفت و در نظر آیت‌الله اینان پوشالی بودند. و همینطور بود زیرا مرحوم هاشمی در ادامه‌دادن راه خود وقتی به این صخره‌های پوشالی برخورد می‌کرد آنان را از هم می‌گسلاند و در هم می‌ریخت و آسانتر از میان تلاطم امواجی که به راه می‌انداختند عبور می‌کرد، چرا اینگونه بود همان سری است که آیت‌الله هاشمی به یقین بر آن واقف بود و می‌دانست که اینان جز باد و پوچی و هیچی در چنته ندارند و نمودشان طفیلی قدرت و تکیه بر خلاف و غیر‌واقع است و نمی‌توانند مورد اعتماد جامعه باشند و اینکه چرا آنها با آنکه همیشه ناکام بودند و همیشه نتیجه منفی می‌گرفتند اما بیش از پیش جری‌تر و نامعقول‌تر و بی‌محابا حمله بر هاشمی و حتی تهمت و افترا و فحاشی می‌کردند همان قصه ناکامان و کینه‌توزان و حقدآوران و عقده‌گشایان اندر ضلالت است.

 

پس ز دفع خاطر اهل کمال

جان فرعونان بماند اندر ضلال

بررسی کوتاهی از زندگی و مبارزات آیت‌الله هاشمی نشان می‌دهد که حرص و ولعی برای رسیدن به قدرت نداشته و نیازی هم به این کار نمی‌دید، او خود را مسئول می‌دانست و این احساس مسئولیت یکی از سخت‌ترین و پر مهابت‌ترین رنج‌های درونی هاشمی و یکی از راحت و آرامش‌دهنده‌ترین بستری بود که برای ملت و نظام فراهم می آمد.

 

 

رفسنجانی,.

 

هاشمی به دلیل احساس مسئولیتی که در قبال انقلاب و نظام و مردم در خود داشت از درون نا‌آرام و بی‌قرار بود و مواضعش در مقاطع مختلف بخوبی نمایانگر این احساس مسئولیت بود و در عین حال با تزریق آرامش به جامعه و گروه‌های سیاسی و مسئولین و نوید فردای بهتر در پی تصمیمات بخردانه و معتدلانه، صفحه شطرنج سیاسی ایران را طوری تنظیم می‌کرد که آسیب کمتری برای مردم و نظام پدید آید هر چند خود را در آسیب ببیند و از صرف آبرو و هزینه دادن شخصی و شخصیتی در این راه فرو گذاری نمی‌کرد که سوخته جانی بود آذر طلب.

هاشمی به جهت موقعیتی که در نظام داشت و تجربیات فراوان مدیریتی در بخش‌های مختلف و تصمیمات راهگشا در تنگناها از حد یک فرد و شخصیت به یک تاریخ که سرگذشت یک جامعه در آن نمایان بود تبدیل شد و نمی‌توانست جز این باشد. او نمی‌توانست به خود بیندیشد و آنچه را که برای پیشرفت نظام و منافع عمومی ضروری بود برمی‌گزید حتی اگر به زیان خودش بود.

آیت‌الله هاشمی نه قدیس بود و نه معصوم و هاله نوری هم برای خود تصور نمی‌کرد لذا گاهی اشتباه هم می‌کرد. اما فرق است میان اشتباه آنکه هنری ندارد و اعتماد جامعه را باخود ندارد با آنکه مردم به او اعتماد دارند.

بی‌هنران نفرت‌انگیز، خود را تحمیل می‌کنند و با تفکرات خود می‌خواهند مردم را بفریبند و چون جامعه پذیرا نیست در ترویج فساد و بداخلاقی و نورانیت‌های بلا موضوع و منکرات کوشش می‌کنند تا مردم را گرفتار بی‌بند‌و‌باری و هرج و مرج نموده و از امور غافل سازند و کسانی هم در استخدام دارند تا برایشان تبلیغ کنند اما هاشمی‌ها و بهشتی‌ها و مطهری‌ها چون مشکی هستند که خود ببویند و اطراف خود را معطر سازند.

هاشمی لزومی برای بیان نزدیکی و مورد اعتماد بودن امام و مردم و یا نفر دوم نظام بودن نمی‌دید چون همه می‌دانستند و اذعان می‌کردند. یک ملت و نظام و انقلاب را در التهاب و تلاطم قرار می‌دادند و اتفاقاً همین نقطه و نکته از مواقفی است که گاهی آیت‌الله هاشمی اشتباه کرده است و کسانی را که ظرفیت نداشته‌اند بر کشیده است و شاید چاره‌ای نداشته اما در هر حال اشتباه رخ داده است و البته هاشمی پس از اشتباهاتی که در مقاطعی نمود در این سال‌های اخیر در پی جبران بود و توانست از انحراف خطرناکی که می‌رفت نظام را با بحران جدی روبرو سازد جلوگیری نماید و خود او می‌گفت که برملا کننده جریان انحرافی بود.

هاشمی تاریخ انقلاب‌اسلامی بود هم به‌لحاظ آنچه که از انقلاب می‌دانست و هم به‌لحاظ برخوردهایی که با وی می‌شد و همین برخوردها و مخالفت‌ها سره را از ناسره مشخص کرد.

او سنگ محک انقلاب و جمهوری اسلامی بوده و هست، بدون تردید عیار هر کس و گروه و جریانی را باید با هاشمی سنجید، این سخن و مدعا معنایش این نیست که همه آنچه آیت‌الله هاشمی گفته و یا کرده مورد قبول تام و تمام است بلکه از این‌روی به این قائل هستیم که سابقه آقای هاشمی و وزن و پیشینه سیاسی‌اش در تکوین و استقرار نظام قابل انکار نیست. هاشمی نه یک اصولگرای محض و نه یک اصلاح‌طلب سیاسی بود او عامل وحدت و متعادل‌کننده جناح‌های سیاسی و نرم جامعه و تنظیم‌کننده ضربان انقلاب و معتدل‌کننده نظام بود و بواسطه موقعیت بی‌نظیرش در عین اینکه بطور رسمی او را از قدرت خارج کرده و حتی تهدید به حصر خانگی کرده بودند اما قدرتِ سابقه و همراهی‌اش با امام و انقلاب علیرغم همه تلاش‌هایی که برای حذفش انجام دادند، هیچگاه نه تنها موفق نشدند بلکه کوشش در حذف هاشمی او را وسیع‌تر منتشر و ترویج کرد و قدرت مردمی کم‌نظیری به او داد طوری که با رد‌صلاحیتش در انتخابات ریاست جمهوری او را نتوانستند بشکنند و بر قدرتش افزوده شد و هاشمی هم ریاست جمهوری ساخت و هم رای مردم را در انتخابات خبرگان و مجلس بسوی خود و بسود اعتدال و میانه روی جلب کرد و این در حالی بود که مخالفان سرسخت و بنام هاشمی نه در مجلس شورا و نه در خبرگان رای لازم را کسب نکردند.

یکی از الطاف خفیه الهی بر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی فوت او در این برهه بود، لطف بزرگ خداوند و کار بزرگ هاشمی و تصویر و تصوری که از او بجای ماند بساط قلدری و سرکشی و سوءاستفاده از احساسات مردم را برچید تا چه در حکمت باری رفته باشد و نیز لطف خداوندی است بر مردم.

چونکه قبض آید تو در وی بسطی ببین

تازه باش و چین میفکن بر جبین

غم چو آیینه است پیش مجتهد

کاندر این ضد می نماید روی ضد

این دو وصف از پنجه دستت ببین

بعد قبض مشت بسط آید یقین

آیت‌الله هاشمی در کوران حوادث و بحران‌ها از خشونت و تروریسم منافقین دیروز و جنگ و تجزیه‌طلبی‌ها تا جریان انحرافی و خشونت افراطیون امروز و سایه جنگی که در دوران مدیریت کودکانه بازی پیشگان سیاسی و اقتصاد فلج و تاراج و غارت ذخائر بر کشور عارض شد بدون یاس و نومیدی و با صبوری و اطمینان میان مردم و قدرت، نظرش به مردم نزدیکتر بود و در کنار مردم نشست و فردا را بخوبی تشخیص می‌داد و صدای ملت شد. او مردم را رها نکرد و مردم هم او را با مشایعتی کم نظیر بدرقه کردند.

سرگذشت و سرنوشت آیت‌الله هاشمی نشان داد که قدرت واقعی را در همراهی مردم باید یافت.

مردمی که از هر موقعیتی استفاده می‌کنند تا خواست و حق خود را فریاد زنند در تشیع مرحوم هاشمی مکرر سرود رهایی خواندند و شعار آزادی یاران و دلسوزان و مدیران خود را از حصر سر دادند و چرا بعضی ها مجاب نمی‌شود؟ مگر اینکه همه را بر خطا بدانند و خود را بر حق که خطایی است آشکار و وحدت و انسجام ملی را هدف قرار داده و باعث سوء استفاده ضد‌انقلاب می‌شود.

کمی فکر کنید دوستان! آیا بیشتر شکست‌ها و ناکامی‌های بعضی از شما در همین نکته نیست که با مردم و آرمان‌های انقلاب فاصله دارید؟ و یاران انقلاب مانند موسوی و کروبی و رهنورد را در بند و حصر می‌خواهید و یا مانند خاتمی ممنوع از همه‌چیز و یا مانند هاشمی در اندیشه حذف آنان هستید؟ آیا نتیجه مثبتی گرفته‌اید؟ همه می‌دانند که تعیین‌کننده نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و خبرگان و مجلس شورا، هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و رهنورد بودند و پس از این هم همین خواهد بود.

آیت‌الله هاشمی صدقه جاریه انقلاب است و پس از مرگش تکثیر خواهد شد و ادامه خواهد داشت با این تفاوت که او دیگر نیست تا فوران هیجانات اجتماعی را کنترل و به اعتدال و مدارا فرا خواند. وزنه‌ای که تعادل برقرار می‌کرد و مرکزیت در دسترس نیست و از حکمت الهی هم کس آگاه نیست و می‌دانیم که در فقدان هاشمی تندروها جولان بیشتر خواهند داد و میدان وسیع‌تری در اختیار دارند و شرایط در نبود هاشمی رو به سختی می‌رود اما پس از هر سختی آسانی هم خواهد بود و همانطور که اشاره رفت لطف خفی خداوندی، بعضی ها را رسوا می‌سازد.

عنکبوتان مگس قدید کنند

عارفان هر دمی دو عید کنند

آیت‌الله هاشمی رضوان‌الله تعالی علیه؛ خیر و سبب خیر برای انقلاب و نظام بود و حضور میلیونی در تشییع او گواهی و شهادتی از ملت بود بر این که “اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا، خدایا! ما جز خیر و خوبی از او ندیده‌ایم”.

چنانکه در روزهای اخیر مشاهده شد برخی چرخشی داشتند و از آنچه پیش از مرگ بر او روا می‌داشتند ظاهراً نادم و پشیمان بودند و زبان بر گفتن خوبی‌ها از او باز نمودند که امیدواریم مستدام باشد و از کرده گذشته خود توبه کرده باشند گرچه بهتر آن بود که در زمان حیاتش، خیر و خوبی‌اش را ذکر می‌کردند اما همین هم برای آن زبان‌های طعن و کین، حسن عاقبتی خواهد بود.

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن

رخم را بوسه ده اکنون همانیم

خداوند تبارک و تعالی درجاتش را عالی و با خاصان درگاهش محشور فرماید و ملت ما را از گزند آفات و بلیات حفظ فرماید.

 

 

مطلب فوق  از  یادداشت های ارسالی مخاطبین فانوس زاگرس  می باشد و انتشار آن  به معنی تأیید و یا  هم سو بودن رسانه با  موضوع یادداشت نویسنده  نمی باشد،شما با ارسال یادداشت و نظرات  می توانید مطلب فوق را نقد و یا تأیید کنید.

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=37895

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 5در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 5
  1. هیچ کس منکر تاثیر آیت الله هاشمی رفسنجانی انقلاب و بعد از آم نیست اما این گفته هاشمی که عده ای را پوشالی و پوچ معرفی کرده بی شباهت نیست به اظهارات احمدی نژاد که عده ای را خس و خاشاک دانسته بود. حال میخواهد ان عده یک نفر باشد یا میلیونها نفر. در هر صورت بخشی از تفکرات جامعه است. چطور شما بر اساس سخن احمدی نژاد که عده ای را که در انتخابات شرکت نداشتند و اعتقادی به انتخابات هم نداشتند و فقط آشوبگران و بر هم زنندگان نظم و امنیت جامعه بودند، با فرافکنی خود آن عده را به تمام رای دهندگانی موسوی و کروبی گسترش دادید و با فریب مردم که ای مردم به شما توهین شده است آنها را به خیابانها کشاندید، حال با اظهارات آیت الله که عده ای را پوشالی و پوچ میخوانند موافقت و همراهی مینمایید!!!!!!!؟ پس اگر شما میفرمایید که قدرت واقعی را در همراهی با مردم باید یافت چرا نمیخواهید ۲۵ میلیون رای مردم را ببینید!!؟ شما میگویید که دیگر هاشمی نیست تا فورانات هیجانات اجتماعی را کنترل کند، پس شما خود به دنبال آشوب و هرج و مرج در جامعه هستید که این گونه سخن میگویید. در کلام شما به کینه و نفرت نمیبینم که این آتشی است بر جان مردم و جامعه. کسانی که در روزهای اخیر چرخش کرده اند و از هاشمی به خوبی یاد میکنند همانند شما اصلاح طلبان هستند که زمانی آیت الله را اکبر شاه، عالیجناب سرخ پوش، پشت پرده قتلهای زنجیره ای، عامل مرگ سید احمد خمینی و غیره میدانستند و اکنون شده اند دایه ی مهربانتر از مادر. الطاف خداوندی که شما برای هاشمی درنظر گرفته اید همان حاله ی نوری است که او را قدیس و معصوم مینماید. شماها همیشه مخالف کسانی هستید که در راس قدرت میباشند چرا که هاشمی تا زمانی که قدرت داشت او را مورد هجوم قرار میدادید و او را اصول گرا و پشت پرده مشکلات خود میدیدید و زمانی که قدرتی نداشت برای او دل میسوزاندید و اشک تمساح میریختید(وای بر این مردم زنده کش و مرده پرست) همین تفکر شما در مورد رهبر انقلاب نیز صدق میکند چرا که در کلام شما صحبتی از رهبر نشده است و این نشان از بغض شما به رهبر انقلاب است. قرار نیست بعد از گذشت ۳۸ سال از انقلاب هنوز جوانان دیروز و پیرمردان امروز برای کشور و انقلاب تصمیم بگیرند، نسلها در آمد و رفت است امروز ما نیاز به جوانان امروز برای اداره کشور داریم که انقلاب میراث پدرانشان است تا با تفکرات نو و جدید کشور و انقلاب را به سمت تعالی و پیشرفت و پویایی سوق دهند و نسل نو با تفکرات جدید و به روز یعنی اصلاحات، نه تفکرات ۳۸ سال پیش که دیگر محلی از اعراب ندارد. شما گفته هایتان یه چیز است و عملتان جور دیگر!!!!! کلام شما اصلاحات و به روز بودن و پیشرفت است ولی عملا به دنبال تفکرات آخوندی کروبی، هاشمی، خاتمی و دیگران هستید. به امید آمدن بهار اندیشه های نو. در زمستانی که بی‌هنگام آمده بود
    و ابرهایی که ناغافل،
    تو
    بهار را به پنجره‌ام هدیه کردی
    و ماه مهربان را
    به دست‌هایم.حالا کجا مانده‌ای
    دوباره بیایی کنار پنجره‌ام
    بگویی: سلام،
    بهار آورده‌ام، نمی‌خواهی؟!

  2. آقای کفایی شما وگروهتان چه تهمتهایی که به هاشمی زدید عالی جناب سرخ پوش و…………کار گروه شما وشخص شمابودکار شماعلیه هاشمی بدتر از جبهه پایداری بودامید است خود شما از حرفهایی که علیه هاشمی زدید توبه کرده باشیدخرما خورده شایسته نیست منع رتب نمایدجوری نوشته ایدکه خود را تبرئه نمودایدصادقانه نیست گناه خود را به گردن دیگران بگذاریدبی حرمتی به هاشمی اول کار اصلاحات بود

  3. گروه چپ واصلاحات بی حرمتی به هاشمی راآغاز نمودند حالا می خواهندبه عنوان حامی دیگران را بکوبند

  4. جناب آقای دری و تقی پور، تمام دیدگاها رو بزارید نه اینکه هر دیدگاهی رو دوست داشتید بزارید و هر کدوم رو نخواستید، نزارید. این نشد کار خبری! واقعا که….

    • باسلام و احترام..واقعیت تأخیر در تأیید یکی از کامنتهای این یادداشت به این دلیل بود که ابتدا میخواستیم بصورت یادداشت و در جواب جناب کفایی منتشر کنیم ولی با توجه به اینکه نام قید نشده بود چنین نشد و بصورت کامنت منتشر شد..عذرخواهی بخاطر تأخیر بوجود آمده در تأیید نظر شما

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.