به قلم محمود منطقیان ؛
اگر به مدت یک هفته پیک های زحمت کشِ بهداشتِ شهرداری، به پاکسازی شهر و جدول ها نپردازند، بدون تردید، شهر پراز آلودگی و کثافت می شود و بوی بد همه جا را فرا می گیرد و صدای شهروندان از این وضع در می آید. مردم با چند روز غیبت پیک های بهداشت به دردسر می افتند و خواستار حضور آن ها می شوند.
اما، مدت چند ماهی است که مجلس ایران تعطیل است و مردم ککشان نمی گزد و هیچ کس احساس نیاز به وجود چنین مجلسی نکرده و نمی کند. چرا؟ پاسخ روشن است، مجلسی که نمایندگانش نسبت به حقوق شهروندان بی تفاوت باشد و پشت تریبون داد مردم را نزنند و در برابر بار طاقت فرسای گرانی ها و افزایش بی رویه بهای آب، برق، گاز، تلفن و افزایش مالیات های گونه گون ساکت و بی خیال نشسته اند و حاضر نیستند با تصویب قوانینی عادلانه و به نفع مردم، جلویِ این بارهای سنگین و روز افزونی را که بردوش مردم است بگیرند، بود و نبودِ آن برای مردم چه اهمیّتی دارد؟؟ بگذریم از اینکه خیلی از این به اصطلاح نماینده ها، با تیغ استصواب و اعمال نفوذها و حذف دیگران و آراء اندک به جایگاهِ بهارستان راه یافته اند و برگزیده واقعی مردم نیستند و زد و بند گران با نفوذی هستند، اما خدایی این مجلس تاکنون کدام گام مثبت را به نفع مردم برداشته و کدام گره را از مشکلات شهروندان گشوده است؟ چرا با وجود ماه ها تعطیلی این مجلس، کسی به وجود آن احساس نیاز نکرده و نمی کند و صدای کسی در نیامده است و درنخواهد آمد؟؟برای اینکه، این ها در مجلس هرگز به حمایت از مردم مظلوم و خسته از زیر بار گرانی ها و مالیات ها و هزینه های کمرشکنِ آب و برق و گاز و تلفن لب نگشوده اند و قانونی تصویب نکرده اند که این بارها از دوش مردم مظلوم برداشته شود و به همین دلیل و علت است که مردم از آن ها مایوس اند و تعطیلی مجلس برایشان اهمیّت ندارد. جمعی از اهلِ همین مجلس چند روزی صدایشان درآمد که چرا مجلس تعطیل است و به رویشان گشوده نمی شود، اما زود دستشان رو شد و معلوم گردید که درد آن ها، درد مردم نیست و هدف آن ها در اصل رقابت های سیاسی و جناحی است و سردادنِ شعارهای بی حاصل است و نه دفاع از حقوق مردم.
باید دانست که هرگاه مجلسی داشته باشیم که نمایندگانش بدون ردصلاحیت های سیاسی و فکری و با انتخابات آزاد و سالم، از دلِ مردم بیرون آیند، اکنون چنین نبود و نمایندگان واقعی مردم از حقوق شهروندان به خوبی دفاع می کردند و قوانینی تصویب می نمودند که برپایه عدالت و حقوق مردم استوار باشد و نه اعمال فشار دولت ها برمردم.
با تاسف، از مجلسیانی که به جای آنکه خود را وامدار مردم بدانند، بدهکار آنهایی می دانند که تاییدشان کرده اند و از رد صلاحیت و نفوذ خود در آینده بیم دارند، امید شجاعت و بودن در کنار مردم و دفاع از حقوق شهروندان نیست.
خداوند سرانجام ما را نیک گرداند؛ البته بدون رشدِ آگاهی و تصمیم های درست و خردمندانهِ مردم، امید گشایشی نیست و گرهی از مشکلات باز نخواهد شد.
محمود منطقیان
۱۴۰۵/۵/۱۲

