محمدطولابی تحلیلگر و کارشناس جنگ؛
در ماههای اخیر، جامعه ایران شاهد حضور روحانیانی جسور بوده است که پرده از خرافاتی برداشتهاند که سالها در منابر و رسانهها تکرار شده و تصویری غیرواقعی از دین ارائه کردهاند. در مقابل، هنوز افرادی هستند که روایتهای عجیب و غیرقابل باور بیان میکنند؛ روایتهایی که نسل امروز نه میپذیرد و نه میتواند باور کند.
از نمونههای مشهور میتوان به داستانهایی اشاره کرد که بیشتر شبیه افسانه است تا دین: مانند روایتهایی که گفته میشود جنین در رحم با پدر و مادر خود سخن میگوید و آینده را پیشبینی میکند، یا داستانهایی که در صحرای داغ، فلان معصوم با بازکردن دستش، از هر انگشتش ده اینچ آب زلال بیرون میآمد و سپاه را سیراب میکرد.
نسل امروز با چنین روایتهایی روبهرو میشود و میپرسد: «اگر چنین معجزاتی واقعی بود، چرا تاریخ چنین شواهدی ثبت نکرده است؟ چرا این معجزات به کمک مردم و محافظت جانها نیامدهاند؟» این پرسشها نشانه عقلانیت و منطق است، نه بیدینی. دینی که نتواند با عقل و تجربه بشر گفتوگو کند، به مرور اعتبار خود را از دست میدهد.
تأسفآور آن است که این دست روایتهای خرافی اغلب از حمایت مالی، رسانهای و امنیتی برخوردارند، در حالی که روحانیان آزاداندیش و مخالف خرافه، از این امکانات برخوردار نیستن .که هیچ با قانون آتش به اختیار با آنها برخورد میشود این تضاد نشاندهنده بحران جدی در فضای دینی و فرهنگی کشور است.
واقعیت آن است که هیچ دینی از آسیب خرافات و تحریف مصون نبوده است. روایتهای بیپایه که در طول زمان افزوده شدهاند، همچون غباری بر چهره دین نشستهاند. برای آن که دین راهنمای زندگی و اخلاق باقی بماند، باید از این گرد و غبار زدوده شود.
راه برونرفت، گفتوگوهای شفاف و آزاد میان اندیشمندان، فیلسوفان دینی و تاریخپژوهان است. مناظرات علمی و عقلانی باید جایگزین منبرهای تکسویه شود. خرافهها شناسایی و کنار گذاشته شوند، و معنویتی ارائه شود که با اخلاق، عقل، علم و تجربه بشر سازگار باشد.
دین باید حافظ جان، مال و کرامت انسان باشد، نه ابزار روایتهای غیرعقلانی. آینده معنویت، نه در دفاع از خرافه، بلکه در بازگشت به عقلانیت و اخلاق نهفته است؛ مسیری که پیامش عشق، انسانیت و عدالت است.

