• امروز : پنج شنبه - ۹ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Thursday - 29 January - 2026
7

از انحطاط موسیقی تا شکوفایی یک فرهنگ؛ روایتی از تحول موسیقی طی دو دهه

  • کد خبر : 290428
  • 10 اکتبر 2025 - 8:57
از انحطاط موسیقی تا شکوفایی یک فرهنگ؛ روایتی از تحول موسیقی طی دو دهه
«از انحطاط موسیقی تا شکوفایی یک فرهنگ؛ روایتی از تحول موسیقی طی دو دهه»

 

احمد حسینی در یادداشتی نوشت؛

چکیده: در این یادداشت کوشش شده بر اساس خاطره‌ای شخصی مواجهه با یک تحول فرهنگی بزرگ روایت شود؛ سیری که موسیقی استان کهگیلویه و بویراحمد طی دو دهه از نوازندگی مبتدیانه و استفاده از ابزارهای نامأنوس تا رسیدن به کیفیت، اصالت و اعتبار کنونی طی کرده است.

دوران دانشجویی در دانشگاه دهاقان اصفهان(سال۸۴) ، به دلیل موقعیت جغرافیایی دانشگاه،تعداد زیادی از دوستان بختیاری هم‌دانشگاهی ما بودند. این هم‌زیستی، مواجهه‌ای فرهنگی را برای ما که عمدتاً از نواحی لر بزرگ بودیم، رقم زد؛ مواجهه‌ای در عرصه موسیقی اصیل.

در آن سال‌ها، موسیقی بختیاری از نظر بهره‌گیری از سازهای اصیل و وجود خوانندگان زبده و نام‌آشنا که توانایی اجرای مقام‌های پیچیده لری را داشتند، بسیار پیشرو و شکوفا بود. این در حالی بود که موسیقی در ناحیه ما گویی در یک سیر قهقرایی گرفتار آمده بود.درد ما آنجا فزونی داشت که می دانستیم که مقام ،ملودی و اشعار بسیار فاخری داریم اما ضعف ما نبود خواننده و نوازنده حرفه ای بود. در این میان، عرصه از آن خوانندگان عروسی با ساز «ارگ» و نوازندگی‌های بسیار مبتدیانه بود و همین افراد گاه با عنوان «استاد» خود را به جامعه هنری تحمیل و این عرصه را جونگاه یکتازی خود می دیدن، در صورتی که قادر به خواندن چند بیت آواز لری با سازهای اصیل را نداشتند، هماوردی با بزرگانی همانند مسعود بختیاری، کوروش اسدپور، ملک مسعودی و تاجمیری خود مقاسیه ای غلط و نادرستی بود.

در آن شرایط، تنها دلخوشی و نوای اصیل ما، آلبوم‌هایی مانند «مندیر» بود که حاصل همکاری ارزشمند بود با شعر و ملودی از استان کهگیلویه و بویراحمد و با خوانندگی استاد ملک مسعودی بود.
همچنین، آثار هنرمند گران‌قدر، کوروش اسدپور که به واسطه ریشه و اصالتی کهگیلویه و بویراحمدی در آلبوم‌های خود از اشعار و ملودی‌های اصیل ما بهره می‌بردند و آن را به زیبایی اجرا می‌کردند.اما به نوعی متعلق به فضای پیشرفته‌تر موسیقی بختیاری به حساب می‌آمد و ما سهمی در این افتخار نداشتیم.

ما با حسرت به نوازندگی ساده با نی و ویلن و خوانندگانی که هرچند صدایی خوش و اشعاری زیبا داشتند، اما کیفیت اجرایی پایینی داشت، خو کرده بودیم. این مواجهه، حس عمیق عقب‌ماندگی در حوزه موسیقی را در ما بیدار می‌کرد.در این ذکر این نکته ضروری ست و نمی توانم آن را نادیده گرفت این است که با همه ضعف موسیقیایی و کیفیت پایین ضبط نواها اما همین یاریار و یایارخوان ها بودند که موسیقی و آهنگ و شعر استان را زنده نگهداشت به نحوی که استاد یاریار استان زنده یاد شیخ علیمراد تنهایی بر برفراز این قله چنان استوار ایستاده است که هیچ زمانی و حتی هم اکنون و در اینده هم کسی توان رسیدن به این جایگاه ندارد.ولیکن با همه ی این تفاسیر باز به علت ها فوق الذکر امکان بهره داری جهت رقابت و انتشار در سطح همزبان و ملی وجود نداشت و ندارد.

به باور من، ریشه این مشکل، نگاهی غلط و محدودکننده در ارزش‌های فرهنگی حاکم بود. جامعه و خانواده‌ها آن زمان، از پرورش استعدادهای فرزندان خود در این عرصه استقبال نمی‌کردند و تابلوی «ورود ممنوع» بر گردن این هنر-فرهنگ دیده می‌شد. بسیاری از استعدادهای درخشان در تندباد این نگرش منفی خاموش شدند.

همین دغدغه ها و عطش سیری ناپذیر، مرا به سمت یادگیری ساز کشاند و نی، ساز اصلی دیارمان، را انتخاب کردم. با حمایت برادرم و پس از خرید یک نی هفت بند، برای آموزش هفته‌ها بین دهاقان و شهرضا در حرکت بودم. اما متأسفانه، فشارهای منفی و نگاه‌های نامناسب اطرافیان در زادگاهم آن‌قدر زیاد بود که مجبور شدم نی را با خود بازنگردانم و آرزویم را به اجبار رها کنم.

اما گذر زمان، طلسم این نحسی را شکست. با همت و همکاری پیشکسوتان و هنرمندان متعهدی مانند زنده‌یاد داوری و کوروش رضوان‌پور، موسیقی ما جان تازه‌ای گرفت.اهنگ های زیبا ما با سازهای اصیل و خوانندگی حرفه‌ای، گوش و جان مخاطبان را نوازش داد. دیوارهای شک و تردید یکی پس از دیگری فروریخت.

نسل جدیدی از فرزندان توانای این آب و خاک، شاعرانی با اشعاری طراوت‌بخش و موسیقی‌دوستانی عاشق، به این عرصه وارد شدند. هنرمندانی مانند شهریار کریمی به عنوان نماد این تحول، واپسین دیوارهای محافظه‌کاری را فرو ریختند و پل‌هایی بر شکاف‌های فرهنگی زدند.

با ورود خوانندگان حرفه ای مانند میرزا ایرج موسوی، اسفندیار احمدی. علی انصاری، میرزا مسعود موسوی، غزل انصاری راد و نرگس درستی فر…… درد و رنجی که سال‌ها آزارمان می‌داد، آرام آرام التیام یافت. روزی رسید که در یاسوج، برای خرید سی‌دی از خوانندگان اصیل خوان استان، نه تنها با یک اثر، بلکه با انبوهی از آثار هنرمندان مختلف و چندین آلبوم از یک خواننده روبرو شدم. این صحنه، یکی از شیرین‌ترین و به یاد ماندنی‌ترین لحظات زندگی من بود.

اکنون پس از قریب به دو دهه، رشد چشمگیر و کیفی موسیقی ما بر هیچ علاقه‌مندی پوشیده نیست.گر چه دیر شروع کردیم و هنوز در نیمه راهیم، اما مسیر درست را با سرعت می‌پیماییم. امروز، شاهد نوازندگی چیره‌دست هنرمندانی مانند میرزا مسعود موسوی در همراهی با خوانندگان بختیاری هستیم که نشان از عزم راسخ فرزندان این آب و خاک برای ایستادن بر قله‌های افتخار موسیقی این مرز و بوم دارد. این تحول، نه فقط یک پیشرفت هنری، که یک پیروزی فرهنگی بزرگ است.
و در آخر باید ذکر کنم مه هم اکنون کلبه سرای ما صدای ستنور و سه تار طنین انداز است و دل نوازی می کند.

 

« احمد حسینی»

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=290428

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 6در انتظار بررسی : 6انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.