آفت پیوند مذهب با قدرت و ثروت
محمود منطقیان؛
سه چیز است که اگر دست به دست هم دهند و باهم همراه شوند، برای زندگی بشر فاجعه و تباهی به بار خواهند آورد و آن سه عبارتند از قدرت، ثروت و مذهب. و این نظر و باوری است که در جریان تاریخ تجربه و اثبات شده است و در حکومت هایی مانند بنی امیه، بنی عباس، صفویه، مسیحیت قرون وسطی و نفوذ زردشتیان در حکومت ساسانیان و نمونه های دیگر…تجربه شده و روی داده است و تجربه تاریخی نیز نشان داده است که هرگاه این سه پدیده، دست به دست هم داده اند، ظلم و فساد آفریده اند و بشر از پیوند آن ها، زیان ها دیده است.
هرگاه بین قدرت، ثروت و مذهب پیوند و همسویی برقرار شود و هرسه باهم بر سر یک سفره بنشینند، از آن ها فسادها برخواهد خاست و هرگز از آیین و مذهبی که با سیاست و ثروت، همسفره و همنشین شود، رستگاری و اخلاق نیک و معنویت اصیل حاصل نخواهد شد. در چنین شرایطی، قدرت ستم روا می دارد و دست به ظلم و تجاوز می زند و
ثروت فساد می آفریند و آلت دست قدرت می شود و با آن همراه و هم نوا می گردد و مذهب هم ابزار دست قدرت و ثروت می شود و ظلم و فسادِ حاصل از قدرت و ثروت را توجیه دینی می کند و بر چهره ظلم و فساد، رنگ تقدس می زند و به گناه رنگ ثواب می بخشد.
اگر دین جیره خوار قدرت سیاسی و ثروت شود، دیگر اثر معنوی و اخلاقی خود را از دست خواهد داد و به انقیاد سیاست و ثروت در خواهد آمد. نجات دین و مذهب در استقلال و رهایی از قدرت و ثروت و جاه و مال است. چون رسالت اصلی دین، پیوند انسان با خدا و دعوت به خیر و نیکی و دوری از بدی و گناه خلاصه می شود:
بی آزاری و سودمندی گزین
که این است آغاز و انجام دین
البته مذهبی که ابزار دست قدرت و ثروت شود، دیگر آن مذهبی نیست که بین انسان و خداوند پیوند مهر و دوستی برقرار نماید و آدمی را از بدی ها و زشتی ها باز دارد و به نیکی بیاراید و به انسان انرژی، آرامش و معنا بخشد، بلکه مذهبی است که با همکاری و پیوند اهل قدرت و ثروت ساخته می شود تا از آن بهره دنیوی و سیاسی ببرند و زندگی را به کام خود سازند. در چنین مذهبِ ساختگی، مذهب تنها ابزار است و از معنویت و عشق به آفریدگار تهی است و تنها دست آویزی است برای توجیه روش ها و رفتارهای ناصواب اهل سیاست و ثروت و سرپوش نهادن برظلم، فساد و کارهای زشت و ظالمانه آن ها.
اگر مذهب بخواهد بین آفریده و آفریننده عشق، آرامش درون، معنا و انرژی روانی ایجاد کند و مهر به آفریدگار را در دل ها بیافریند و آدمی را از بدی ها باز دارد و به مهر و نیکی بیاراید، باید دامن خود را از دست سیاست، قدرت و ثروت دور بدارد و هرگز به آن ها آلوده نگردد و وارد بازی های آلوده ثروت و سیاست نشود، تا پاک و وارسته بماند، چرا که قدرت و ثروت با آز و افزون خواهی و دروغ و نیرنگ همراه است و زمینه ساز آلودگی، ظلم و فسادند و دین را به سختی می آلایند و تباه می سازند. مذهب اصیل و بریده از سیاست و قدرت و ثروت، راه و هدفش، راستی، درستکاری، بی آزاری، نیکوکاری، آرامش و معنا بخشیدن به زندگی و آفرینش است و هرگاه با قدرت و ثروت پیوند یابد و همسفره آن ها گردد، به بیراهه خواهد رفت و با ابزار شدن در دست اهل قدرت و ثروت، رسالت اصلی خویش را از دست خواهد داد.

