آتش سوزی های اخیر و ضرورت عزم عمومی و همه جانبه
دکتر روح الله قابضی ؛
متاسفانه با شروع فصل تابستان شاهد اتش سوزی های گسترده ای در سطح مناطق گرمسیر کشور از جمله شهرستان های گچساران و کهگیلویه و باشت هستیم.متاسفانه آنطور که افراد محلی اطلاع میدهند.در این اتش سوزیها، با توجه به بارندگی های اخیر و پوشش گیاهی مناسب منطقه،حجم خسارات وارد به مراتع و جنگل ها وحیات وحش ساکن در مناطق گرمسیری استان کهگیلویه و بویراحمد بی سابقه بوده و مناطق زیادی از استان و گچساران و باشت حتی باغات روستاییان نیز در باشت نیز معرض خطر جدی پیشروی اتش قرار دارند . جنگل های بلوط که روزگاری مایه افتخار و اقتدار و ارامش زاگرس نشینان بوده اند امروز در مقابل شعله های هولناک اتش یکی یکی به زمین ای افتند که فاجعه درناک ، جانکاه و جبران ناپذیر است.در این خصوص برخی نکات قابل تامل است.
اولین موضوع اینکه وقوع اتش سوزی در مناطق گرمسیری در فصل تابستان یک موضوع احتمالی نیست بلکه قطعی است اما متاسفانه در استان کهگیلویه و بویراحمد این موضوع جدی گرفته نشده است و کماکان به همان روش های سنتی مقابله با اتش سوزی بسنده شده است.سطح و حجم اتش سوزی و صعب العبور بودن این مناطق به گونه ای است که امکان کنترل اتش به وسیله عوامل انسانی تقربیا محال وصفر است مگر اینکه اتش خود با برخورد با منابع طبیعی و دره ها و سنگها و سایر موانع موجود متوقف گردد.جوانان و اهالی منطقه هر قدر هم دلسوز و نگران محیط ریست باشند با ابزارهای سنتی مثل شاخه و برگ درختان و پایگاه های محیط بانی بدون تجهیزات در مقابل شعله های اتش تسلیم بوده و امکان مقابله ندارند.بنابراین مسئولان محترم باید در این خصوص دنبال تمهیدات اساسی باشند.مردم منطقه خود به اهمیت و فوریت موضوع بیش از هر فردی واقف بوده و نیاز به توصیه ندارند.باید بپذیریم با دست خالی به مقابله با اتش رفتن یعنی خودسوزی کما اینکه در اتش سوزی اخیر تعداد زیادی از اهالی منطقه دچار سوختگی شدند.در مناطقی با شرایط مطروحه که وقوع اتش سوزی قطعیت داره تجهیز پایگاه های محیط بانی و استقرار تجهیزات لازم به صورت دائمی باید مورد مطالبه باشد.اقدامات مقطعی و کوتاه مدت به هیچ وجه پاسخگو نخواهد بود کما اینکه تاکنون نیز نبوده است.
موضوع دوم اینکه استان کهگیلویه و بویراحمد به اندازه کافی سیاست زده میباشد.عادت داریم سریع تمام موضوعات را سیاسی جلوه دهیم که این رفتار نوعی بیماری فرهنگی مزمن در جامعه ماست.استدعا داریم حداقل به محیط زیست رحم کنید و حفاظت از محیط زیست از جمله مقابله با اتش سوزی های منطقه را سیاسی نکنیم. طبیعت و محیط زیست را به سیاست گره نزنیم.فارغ از اینکه این دولت یا آن دولت باشد ،یا کدام فرد مسئول باشد و کدام نباشد،ضرورت دارد در جریان مقابله با اتش سوزی تک تک افراد جامعه به خصوص افرادی که به امکاناتی دسترسی دارند فارغ از هر گونه سو گیری حزبی و سیاسی و گروهی به میدان بیایند.امروز کوچکترین سهل انگاری و تسامح و تساهل از این جنس گناه نابخشودنی است.جنگل های زاگرس سرمایه بی بدیل منطقه هستند .جنگل های زاگرس سرمایه اختصاصی این منطقه هستند.مایه افتخار و در مقاطعی قوت لا یموت مردم این منطقه بوده اند.منابع طبیعی و محیط زیست متعلق به نسل دیروز و امروز و فردای ماست.بنابراین به گردن تک تک افراد متعلق به این مناطق در هر پست و مقام و منطقه ای که باشند حق دارند.همه ما مدیون این جنگل ها هستیم و باید ادای دین نماییم.
موضوع سوم بحث مهم پیشگیری و تقویت فرهنگ زیست محیطی است. متاسفانه بعضا شنیده میشود این اتش سوزی ها عمدی بوده علت آن برخی چشم و هم چشمی ها و تعارضات بومی و محلی است.اگر این مطلب صحت داشته باشد واقعا جای تاسف است.انشاله که صحت نداشته باشد.اگر چنین باشد نگرانی از اتش جهل و نادانی و بی فرهنگی به مراتب مخربتر از اتش سوزی جنگل هاست.در این رابطه نیازمند کار فرهنگی و اجتماعی هستیم.برخی از جوانان و دلسوزان محیط زیست به همراه برخی افراد باتجربه در قالب تشکل مردم نهاد چند سالی است فعالیت های خوبی را شروع کرده و در خصوص احیا جنگل های بلوط و هم چنین پیش گیری از شکار وحوش منطقه اقدام فرهنگی و پیش گیرانه ارزشمندی را انجام داده اند.یکی از فعالیت های فرهنگی ، پیشگیرانه ، جالب و اثرگذار این تشکل ها ، جذب فعالیت برخی شکار چیان منطقه در این تشکل ها بود که با توجه به فعالیت های فرهنگی انجام گرفته نه تنها دست از شکار کشیده بلکه خود به عنوان فعال ریست محیطی دیگران را نیز از شکار منع میکنند.این تشکلها علاوه بر تقویت فرهنگ زیستی در کارهای میدانی از جمله مقابله با آتش سوزی ها و احیا جنگل های بلوط نیز فعال هستند.اما نکته مهم اینکه دست این تشکل ها خالی است.در حوزه فرهنگی نیاز به توجه بیشتر ارکان حاکمیتی دارند که متاسفانه گاهی مورد بی مهری نیز قرار میگیرند. اما در هر حال برای توسعه فرهنک زیست محیطی لازم است این گونه تشکل های مردم نهاد تقویت گردد.در خاتمه باید همه مولفه های اتش سوزی اعم از پیگیری و کار فرهنگی تا فعالیت میدانی و مقابله با اتش سوزی نیازمند عزم عمومی و احساس وظیفه جمعی است.عموم مردم و دستگاههای حاکمیتی همه باید در این خصوص احساس وظیفه نمایند.در یک کلمه کلکم راع و کلکم مسیول.

