«خاطره نویسی»
محمد فرزامی؛
*حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند*
*محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند*
بی گمان یکی از راه های مهم ثبت تاریخ اجتماعی و سیاسی در جهان امروز خاطره نویسی است.
خاطره که در شمار ادبیات اعترافی قرار دارد ،همان تاریخ است که در قالب
روز نوشت اجتماعی
دل گویه شخصی
و حسب حال واقعی
مکتوب می گردد.
سفرنامه ای است که از اعماق فکر یک شخص به ژرفای فکر و ذهن خواننده و مخاطب ارسال می گردد
بدون شک در دنیای پر هیاهو و پراز دغدغه ی امروز یا به اصطلاح دنیای بردار و بدو ،یادنیای زندگی های نقلی و شرکتی و کمپی و خوابگاهی که خانه ها در حکم خوابگاهی بیش نیستند مطالعه ی خاطرات ، روز نوشت و یا سفرنامه ها بسی لذت بخش و لذیذ است.
بقولی
این قبیل نوشتن ها هم
عزیز است و هم لذیذ.
اما برگردیم به اصل موضوع
آن گاه که انسان از خستگی روزانه، امان از کف و ازدست می دهد ،آن گاه که احساس تنهایی می کند و احساس می کند که به همدلی،همکلامی و هم گپی نیاز دارد به سمت مطالعه ی سفرنامه ها می رود .به باور من سیاه مشق نویس
“محمد فرزامی ”
تنها با مطالعه و خواندن یک خاطره و سفرنامه و یا یک مطلب ارزنده و آموزنده و ارزشمند است که می توان تا حدودی درون آتش گرفته و گر ،گرفته و پر از چرنگ را سرد و آن آتش را خاموش نمود.
مگر نه این است که با مطالعه و خواندن تاریخ بیهقی انسانی را در برابر خود می بینیم که از حضور خود در دل تاریخ و هم صحبتی خود و همراهی با دیگران در فراسوی زمان با ما سخن می گوید.
خاطره نویسی در جهان پیشینه ای دیرینه دارد و در ایران از دوره ی تیموریان آثاری به این شیوه می بینیم و در دوره صفویه رواج چشم گیری بخود گرفت و در قرن اخیر طرفداران زیادی پیدا کرده و اثار ارزنده ای پدید آمده است
ازجمله:
حیات یحیی دولت ابادی
خاطرات حاج مخبرهدایت
خاطرات سیاسی مهدی فرخ
و اخیرا
کتاب دا
“خانم حسینی”
*ز عشق قلم گر چکد ژاله ای*
*بروید به روی زمین لاله ای*
زهر خرمن گل یکی خوشه ای
برای سفر بهر خود توشه ای
کنون یادبودی زعشقی به دل
نهالی به باغی نشانده به گل.
*محمد فرزامی*
نویسنده چندین اثرمکتوب کوتاه در قالب :
روز نوشت
خود نوشت
سفر به بلاد خوبان”دهدشت”
مولف کتاب سرآمدان سرزمین چهارفصل

