• امروز : دوشنبه - ۱۳ مهر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 5 October - 2026
♥1

سد چم‌شیر، فاجعه‌ای بدتر از گتوند

  • کد خبر : 145476
  • 04 نوامبر 2021 - 22:38
سد چم‌شیر، فاجعه‌ای بدتر از گتوند

      سد چم‌شیر، فاجعه‌ای بدتر از گتوند (بخش اول) حسین آخانی ؛   یک سال و نیم پیش بود که مهندسی از یکی از شرکت های مشاور سدسازی پشت اتاق کارم منتظر نشسته و خواستار گفت وگو با من بود. او خودش را معرفی نکرد؛ به من گفت یک خواهش دارم، بروید جلوی […]

 

 

 

سد چم‌شیر، فاجعه‌ای بدتر از گتوند (بخش اول)

حسین آخانی ؛

 

یک سال و نیم پیش بود که مهندسی از یکی از شرکت های مشاور سدسازی پشت اتاق کارم منتظر نشسته و خواستار گفت وگو با من بود. او خودش را معرفی نکرد؛ به من گفت یک خواهش دارم، بروید جلوی ساخت سد چم شیر را بگیرید. من تا آن زمان حتی نام چم شیر را نشنیده بودم. او مدارکی به من نشان داد که این سد هم در یک بستر گچی -نمکی در حال احداث است و از این نظر با گتوند تفاوتی ندارد. یک سال گذشت و باز سروکله اش پیدا شد، مدارک بیشتری آورده بود، هرچه التماسش کردم مدارک و عکس ها را به من نداد و نامش را نیز نگفت. او گفت همه این اسناد در وزارت نیرو موجود است.

این بار جدی تر به آن فکر کردم و تصمیم گرفتم موضوع را با چند نفر از دوستانی که در صنعت آب می شناختم در میان بگذارم. برایم عجیب بود که بسیاری از آن خبر نداشتند. با مطالعات اولیه ای که انجام دادم، مسئله را در رسانه ها مطرح کردم. به محض انتشار اولین یادداشت، درهای زیادی به روی من گشوده شد. بسیاری با من تماس گرفتند و مقالات و گزارشاتشان را برایم فرستادند. دانستم که چندین متخصص حرفه ای، باتجربه و دلسوز پیگیر این سد بوده اند، ولی با وجود تلاش هایشان، حتی با نامه نگاری به ریاست جمهوری وقت نتوانسته اند کاری کنند.

کم کم سیل اسناد و مدارک علمی به سویم راه افتاد و عزم کردم ماجرا را پیگیری کنم. این اسناد را برای بعضی از مدیران وزارت نیرو فرستادم تا شاید قبل از آبگیری سد، عقلانیت بر پنهان کاری پیروز شود. تا آنجا که می دانم مکاتباتی در آخرین روزهای دولت روحانی انجام شد.

تقریبا بخش عمده عمر کاری من مطالعه اکوسیستم های شور، بیابانی و شبه بیابانی ایران بوده است. چند سالی است که بر تحقیقات رویشگاه های گچی متمرکز هستم. رویشگاه های گچی ایران در جهان بی نظیرند و تابه حال تحقیقات جدی درباره آنها انجام نشده است. بالاخره برای زدن یک تیر و دو نشان عازم مناطق گچی سازند گچساران و حوضه رودخانه های زهره و مارون شدم. ابتدا در چهارم و پنجم آبان ماه به منطقه لنده و برم الوان در استان کهگیلویه و بویر احمد رفتم. با وجود خشک سالی و اتمام فصل رویش، به حدی از دیدن مناظر و عجایب گیاهی و زمین شناختی منطقه متعجب شدم که افسوس خوردم چرا تابه حال این بخش از سرزمین ایران را کمتر پژوهش کرده ام.

 

در این منطقه بیشترین چاه های نفتی هم متمرکز است که معمولا سفرهای علمی با محدودیت هایی مواجه است. در تاریخ ششم و هفتم آبان در محدوده مخزن سد چم شیر و امتداد رودخانه زهره در قبل و بعد سد مشاهدات و مطالعات خود را انجام دادم. خوشبختانه حتی در محدوده سد کسی مزاحم ما نشد و من با آرامش توانستم آنچه می خواستم به دست بیاورم. ما گیاه شناس ها، گاهی خیلی بهتر از زمین شناس ها و هیدرولوژیست ها می‌توانیم از جنس زمین و شرایط آبی اطلاعات کسب کنیم. رویش هر گیاه برای ما مانند یک آزمایشگاه تحقیقاتی است. به محض آنکه پایم به محدوده مخزن رسید مانند فیثاغورس فریادم به هوا شد؛ یافتم! یافتم! اولین گیاهی که دیدم برایم بسیار آشنا بود. این گیاه گونه ای از جنس پَرَند بود که سال گذشته از نزدیکی آن منطقه به عنوان گونه ای جدید برای علم گیاه شناسی به نام پَرَند زاگرس (Pteropyrum zagricum) نام گذاری کرده و در ژورنال معتبر Botanical Journal of the Linnean Society منتشر کرده بودیم.

 

کمی جلوتر رفتم به یک فروچاله بزرگ برخوردم که زمین گچی توسط آب های سطحی شسته و سوراخ های عمیقی در زمین ایجاد کرده بود. کمی آن طرف تر پر بود از گونه های گیاهی بومی و انحصاری و جنگل زیبایی از کنار. به رودخانه زهره که رسیدم اشک در چشمانم جاری شد؛ مگر می شود کوچک ترین علاقه ای به این آب و خاک داشت و ارزیابی زیست محیطی سدی را تأیید کرد که بدون شک میلیون ها درخت گز و پده برای همیشه نابود خواهد کرد. با دستگاه هداست سنج شوری آب رودخانه را در فاصله دو کیلومتری از سازه اندازه گرفتم که عدد ۲۰۷۲ میکروزیمنس بر سانتی متر را نشان می داد. این میزان شوری، در لبه آب لب شور و شیرین است. دانش زیادی نیاز ندارد که با جمع شدن آب و تماس مستقیم با بسترهای به شدت فرسایش پذیر و قابل انحلال سازند، شوری افزایش می یابد. اتفاقا یک روز قبل در تالاب برم الوان یک مورد کاملا طبیعی در بستری حتی صخره ای تر با قابلیت انحلال کمتر را با هدایت الکتریکی حدود هشت هزار میکروزیمنس اندازه گیری کرده بودم.

روزنامه شرق، سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰

 

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=145476

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.