• امروز : جمعه - ۱۰ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Friday - 30 January - 2026
1

راه صعب است و منزل بس بعید

  • کد خبر : 124892
  • 28 دسامبر 2020 - 6:48
راه صعب است و منزل بس بعید

  راه صعب است و منزل بس بعید    به قلم سید علی جلالفرد ؛ (زاگرس نشین)     جناب آقای احمد خورشیدی آزاد، راه صعب است و منزل بس بعید ، لطفا یه سری به وقایع و واقعیات تاریخ ایران بزن و علمی تر بنویس . اولا برای یاداوری بگویم برای مسلمان تکرار اشتباه […]

 

راه صعب است و منزل بس بعید 

 

به قلم سید علی جلالفرد ؛ (زاگرس نشین)

 

 

جناب آقای احمد خورشیدی آزاد، راه صعب است و منزل بس بعید ، لطفا یه سری به وقایع و واقعیات تاریخ ایران بزن و علمی تر بنویس . اولا برای یاداوری بگویم برای مسلمان تکرار اشتباه درست نیست ، دوما یاداور شوم . سید محمد خاتمی این چنین با صندلی وزارت ارشاد وداع کرد. وزیر محبوبی بود؛ این را می‌شد از شلوغی تودیع و ترکیب گوناگون سخنرانانش دریافت. برکنار نشده بود، استعفا داده بود آن هم در دفاع از اهالی فرهنگ و هنر. پس عجیب نبود صد‌ها نفر سوم مرداد ۱۳۷۱ گردهم آیند تا او را به شایستگی بدرقه کرده باشند. چند روز پس از اعلام پذیرفته شدن استعفایش و حدود پنج سال پیش از بازگشت باشکوهش به قدرت؛ بازگشتی با حمایت‌‌‌ همان اهل فرهنگ که در مراسم تالار وحدت، از رفتنش افسوس خوردند و امیدوار بودند جانشینش نیز با چنین بدرقه‌ای ترک مسئولیت کند.

 
خاتمی وزیر کابینه هاشمی رفسنجانی بود؛ او که صندلی ریاست جمهوری را به وزیر ارشاد اولش تحویل داد. وزارت ارشاد خاتمی هر چند محبوب گروه کثیری از اهالی فرهنگ بود، منتقدان سرسختی هم داشت. منتقدانی که همه هم بدخواه و تندرو نبودند، بلکه بعضا در زمره نویسندگان و هنرمندانی بودند که طرز تلقیشان از فرهنگ ایرانی و اسلامی با آنچه خاتمی و همفکرانش ترویج می‌کردند متفاوت بود و از همین منظر با شیوۀ وزارتش سر ناسازگاری داشتند. اختلافی که به جدل قلمی با وزیر ارشاد تبدیل شد و با اوج گرفتنش در تابستان ۱۳۷۱، به وداع خاتمی با وزارت ارشاد انجامید. ماجرای استعفای خاتمی، برگی دیگر از داستان همیشگی اختلافات عقیدتی در حوزه فرهنگ و دست‌کم دو گروه عمده‌ای است که در ساختار سیاسی ایران هر یک از زاویه‌ای متفاوت به این مقولۀ چالش‌برانگیز می‌نگرند.
 
آن روزهایی که خاتمی عطای وزارت را به لقایش بخشید، نقل محافل و بحث روز «تهاجم فرهنگی» بود. موضوعی که برای برخی نوعی دلواپسی صادقانه بود و برای دیگرانی حربۀ حذف رقیب به شمار می‌آمد. چهار سال از پایان جنگ می‌گذشت و دولت هاشمی آرام‌آرام برای تغییر فضای فرهنگی کشور آماده می‌شد. تغییری که ساختمان میدان بهارستان قلب تپنده آن بود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اقداماتی چون اعطای مجوز به برخی نشریات ماهانه که دیدگاه‌هایی متفاوت با نگاه رسمی را تبلیغ می‌کردند، صدور مجوز برای کتاب‌های رنگ به رنگ روشنفکران و نویسندگان مشهوری که سال‌ها بود کنج عزلت گزیده بودند، صادر کردن جواز ساخت فیلم‌هایی جز اکشن‌های جنگی که در تمام سال‌های پیش از آن عرصه سینما را بر سینماگران اجتماعی تنگ کرده بود و بالاخره تلاش برای بازگرداندن موسیقی به عرصه عمومی، رویکردی تازه از نگاه به فرهنگ را نمایندگی می‌کرد. رویکردی که وقتی با سخنرانی‌های بی‌سابقه وزیر درباره نسبت فرهنگ ایرانی با «رقیب» غربی همراه می‌شد، برخی را که جهت‌گیری‌های متفاوتی داشتند دلواپس و دیگرانی را دل‌آزرده می‌کرد.
 این چنین بود که اواخر تیرماه ۱۳۷۱ سید محمد خاتمی پس از ماه‌ها اصرار برای ترک مسئولیت سرانجام توانست موافقت رئیس‌جمهوری را برای وداع با صندلی وزارت کسب کند. ۲۷ تیرماه بود که روزنامه‌های جناح چپ و راست هر یک با ادبیات مخصوص به خود، ضمن چاپ متن استعفای سید محمد خاتمی، از پذیرفته شدن آن توسط هاشمی رفسنجانی خبر دادند. شایعه استعفای خاتمی از چند هفته قبل مطرح بود و هر چند استعفا تاریخ سوم خرداد ۱۳۷۱ را پای خود داشت، با این حال متن آن نشان می‌داد که وزیر وقت ارشاد از ماه‌ها قبل یعنی دی ماه ۱۳۷۰ و پیش از برگزاری دهمین دوره جشنواره فیلم فجر، قصد خود را برای کناره‌گیری از مسئولیت به اطلاع رئیس‌جمهوری رسانده است.
 
خاتمی در استعفانامه خود، خطاب به هاشمی نوشته بود: «مجموعه شرایط چنان بوده و هست که مرا در موقعیتی قرار می‌دهد که از ادامه خدمت در سمت فعلی عذرخواهی کنم و حضرتعالی مستحضرید که این موضع و نظر ماه‌ها پیش پیدا و ابراز شده است و به استناد نامه سابق‌الاشعار و مذاکرات بعدی، در آستانه انتخابات مجلس چهارم از جنابعالی خواستم تا به بهانه مجلس استعفای مرا بپذیرید. اما این تقاضا مورد قبول جنابعالی واقع نشد و ضمن اظهار محبت و حمایت از این وزارت بر لزوم پایداری و ادامه راه تاکید فرمودید و من با اینکه چندان امیدی به تغییر شرایط و اوضاع به نفع اندیشه و فرهنگ نداشتم، حرمت نظر شما را نگاه داشتم. اما دیدیم و دیدید که موج ناسالم موجود به تلاش نامقدس برای بهره‌گیری سوء و حتی عوام‌فریبانه از احساسات بخشی از نیروهای مؤمن در جهت هدف‌های ناسالم کشانده شد. بنده صبر کردم تا به یاری خداوند مراحل انتخابات دوره چهارم که به حمدالله با حضور خوب و باشکوه ملت سرافراز برگزار شد به پایان برسد و اکنون فرصت تجدید تقاضای قبلی فرا رسیده است.» واین را پیوند بزنم که آقای خاتمی از خانواده‌ای محترم و روحانی است که با فرهنگ قال‌الصادق و قال‌الباقر آشناست.

 

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=124892

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.