مدیران ملی یا مسئولیت ملی
دکتر روح الله قابضی ؛ هفته گذشته در خصوص برخی مدیران ملی مطالبی در فضای مجازی مطرح شد و هر فردی با توجه به نوع نگاه فکری و وابستگی فامیلی ، قبیله ای ، مالی و اقتصادی تفسیر خاصی از این اقدام و همچنین موارد مشابه در گذشته داشته باشد.به قول حضرت مولانا:
هر کسی از ظن خود یار من از درون من نجست اسرار من
به عنوان مقدمه این نکته را یادآور شوم که در این نوشتار فرد خاصی مد نظر نبوده و مطالب مطروحه ناظر به کلیت موضوع است.در خصوص مدیران ملی مطالب زیادی در گذشته مطرح شده است . فارغ از برخی مباحث منطقه ای لازم دیدم در این خصوص با نگاهی نو و از زاویه دیگر مطالبی را خدمت خوانندگان محترم عرضه بدارم.اولین موضوع این است که مدیر ملی کیست.چه تعریف مورد توافقی از مدیر ملی در کشور وجود دارد. اصولا چه ضوابط و شاخص هایی برای تعریف مدیر ملی وجود دارد.یکی از ابهامات اساسی همین است که به دنبال خود برخی تفسیر های غلط و اشتباه را به همراه دارد.ایا هر فردی که در یک جایگاه کلان کشوری قرار گرفت باید مدیر ملی تلقی گردد.ایا هر فردی که بدون هیچ سابقه و سنخیتی صرفا به خاطر برخورداری از رانت فامیلی و باندی در یک مقطع زمانی در جایگاه ملی قرار گرفت را باید مدیر ملی قلمداد کرد. البته متاسفانه باید گفت این نوع مدیران در کشور ما نیز فراوان هستند.معتقدم بر این دسته افراد نمی شود نام مدیر ملی نهاد و واقعا ظلم به این واژه و علم و علمای مدیریت است. به تعبیر یکی از دوستان باید در این قبیل موارد چنین افرادی را افراد دارای پست ملی نام نهاد نه مدیر ملی.طبق تعریف ما ، مدیر ملی فردی است فراتر از مباحث سیاسی و مقطعی ووابستگی به این دولت یا ان دولت .فردی خود ساخته که در زمینه کاری خود صاحب تجربه و تخصص ملی بوده .پله های ترقی را به درستی و اصولی طی کرده و از مقبولیت و محبوبیت ملی برخودارباشد به گونه ای که با کنار رفتن از پست و مقام هم محبوبیت و مقبولیت اجتماعی فرد برقرار باشد نه اینکه محدود و منوط به استقرار در پست و مقام باشد .با این تعریف خیلی از افراد مدیر ملی تلقی نمی گردند.هر چند عده ای از اطرافیان و چاپلوسان و کسانی که از قبل این افراد منتفع بوده اند با فریاد و فغان وداد و بیداد و در برخی موارد بهره گیری از فضای احساسی قومیتی سعی در معرفی این فراد به جامعه به عنوان مدیر ملی داشته باشند.جالب است همین افراد به محض اینکه احساس کردند تاریخ مصرف فلان مدیر به اتمام رسیده سریعا نقل مکان کرده و حتی منکر فعل و انفعالات قبلی خود نیز می شوند و دور فرد دیگری جمع می شوند. این قبیل اقدامات وهن مدیر ملی بوده ومضافا اینکه مطمنا وجدان بیدار جامعه به راحتی پذیرای چنین موضوعی نخواهد بود. نهایت اینکه ممکن است در سطح خانواده و فامیل و طایفه و در نهایت شهرستان محل تولد، چنین افرادی مدیر ملی تلقی گردند. این موضوع دو سویه است یعنی همانطور که نمی توان با شعار و چاپلوسی فردی را به عنوان ملی معرفی کرد به همان نسبت نمی توان با هوچیگری و ایجاد گرد خاک چهره مدیران ملی را مخدوش نمود.اطلاق مدیر ملی به افراد موضوعی شعاری نیست موضوعی رفتاری و میدانی است که در طول زمان با اندیشه بزرگ ، ثبات و عدالت در رفتار و حفظ هویت و اصالت در بزنگاههای بزرگ اجتماعی به دست می اید.بسیارند کسانی که با برخی زد و بندهای مقطعی به برخی جایگاهها رسیدند اما به دلیل عدم برخورداری از شرایطی که مطرح شد امروزه نام و اثری از آنها در اذهان جامعه نیست.
موضوع بعدی به استان و منطقه و در سطح بالاتر به قوم شریف لر بر می گردد. گرچه معتقد به مرز بندی قومیتی در کشور نیستم و شایسته سالاری را معیار انتخاب مدیران میدانم. اما با توجه به گستره جغرافیایی و جمعیتی و وجود استعدادهای فراوان انتظار به حقی بود که در مسئولیت های کلان ملی از این قوم بیشتر استفاده می شد و جای گله در این زمینه باقی است.اما در چند سال گذشته تعدادی از افراد منتسب به قوم شریف لر به هر طریق مسئولیتهای کلانی گرفتند و بعضا نیز کنار گذاشته شدند. نکته مهم اینکه هیچکدام از این افراد انگشت شمار نتوانستند نسبت به سایر قومیت ها انطور که انتظار می رفت خواسته های به حق مردم منطقه را براورده نمایند.البته همانطور که بیان شد بحث ما کلان و ملی است و منظور امتیاز دهی نیست بلکه گرفتن حقوق واقعی مردم این مناطق است.معتقدم اگر مدیری بتواند نقش ملی خود را به درستی بازی کند قطعا نقش منطقه ای نیز به خوبی محقق خواهد شد.در رابطه با برکناری ها بعضی ها تلاش کردند این موضوعات را به قومیت ربط داده و موضوع را به جریان سازمان یافته لرزدایی در کشور نسبت دهند و ضعف و سستی برخی افراد را به این موضوع مرتبط دانستند.در حالی که معتقدم طرح این موضوع نه تنها کمکی به دیگر فرزندان قوم لر نمیکرد بلکه باعث ایجاد حساسیت کاذب و مانعی برای رشد انها نیز بود.در اینکه در کشور ما در نبود احزاب قوی و سازمان یافته و همچنین نبود مکانیسم شناسائی استعدادها ،اداره امور اجرائی کشور بیشتر محفلی و بعضا قبیله سالاری است شکی نیست اما در هر حال اصول و ضوابط و معیارهای حکمرانی نیز وجود دارد و تغییرات مدیریتی نیز برای پویایی مدیریت جامعه لازم بوده و جزئی از حکمرانی است . کشور بر این مبنا اداره می شود و بن بستی وجود ندارد. معتقد به لر زدائی سیستماتیک و اینکه در کشور جریانی به صورت سازمان یافته به دنبال حذف لر ها باشد نیستم و این ادعا را تنها سرپوشی است برای پوشاندن ضعف و عدم کارامدی برخی افراد ضعیف میدانم.یکی از مولفه های مهم یک مدیر ملی و یا به تعبیری افرادی که مسئولیت ملی دارند این است که فکر واندیشه ملی داشته باشند که بالاتبع عملکرد مبنتی بر چنین اندیشه ای نیز ملی خواهد بود.یکی از نقاط ضعف بزرگ مدیران کلان ما این است که علی رغم حضور در مسئولیت های کلان همچنان تفکر قومی و محلی داشته و درگیر زد و بندهای منطقه ای هستند.به عبارتی جایگاه کلان همراه با فکر خرد . نتیجه ان ایجاد رانت و تبعیض و بی عدالتی و برخورداری عده ای خاص و محرومیت و فقر برای عموم جامعه و عدم توسعه منطقه است.امروز تنها راه راهیابی به عرصه مدیریت کلان کشوری برای فرزندان مناطق دور افتاده یا یا نمایندگی مجلس است یا افرادی است که با واسطه و حمایت نمایندگان مجلس به مدیریت اجرائی کشور وارد می شوند.در غیر این صورت به ندرت بتوان به عرصه های بزرگ اجرائی دست یافت. در خصوص نمایندگان محترم مجلس ادوار استان علی رغم اینکه بعضا افراد متشخصی هم بودند اما هیچکدام بعد از نمایندگی به جایگاه بالاتری مثلا در سطح وزارت نرسیدند .سوال اینکه چرا این عزیزان حتی در سطح استان نیز مقبولیت عمومی ندارند و نظر واحدی نسبت به انها وجود ندارد.مقبولیت عمومی مد نظر است نه مقبولیت خاص نرد عده ای چاپلوس . در حالیکه خیلی از وزرا و مدیران عالی اجرائی کشور بعضا از نمایندگان شهرستان های دور افتاده بوده و هستند.سوال دیگر اینکه چرا هیچ کدام از مدیران هم تبار ما نتوانسته اند محبوبیت و مقبولتی در سطح مرحوم بهمن بیگی کسب نمایند.بهمن بیگی یک ترک قشقایی بود اما به درجه ای از محبوبیت و مقبولیت رسیده که کسانی که او را دیده اند و حتی کسانی که تنها وصفش را شنیده اند او را محبوب دانسته و به عنوان یک اسطوره ملی ازش یاد می کنند.کسب این محبوبیت به این علت بود که ایشان در عملکرد خود فارغ ار ترک و لر و عرب و عجم و سرسیر و گرمسیر خالصانه برای مردم زحمت کشید .بهمن بیگی دارای اندیشه بزرگ و فکر بزرگ بود.خود را در حصار تنگ لر و ترک محدود نکرده بود.با چنین پشتوانه فکری توانست عدالت اموزشی را در بخشی از کشور به معنای واقعی به منصه ظهور برساند و افراد مستعد و گمنام را فارغ از نژاد و منطقه شناسائی و رشد دهد.در حالی که امروزه نگاه برخی مدیران فعلی به انجام کار مردم نوعی معامله گری و انتفاعی و با محاسبه سود وزیان است .حتما باید فامیل یا منتسب به فرد مهم و یا مواردی از این قبیل باشی تا کاری انجام شود. در غیر این صورت انچه به جائی نرسد فریاد است.چه بسیارند استعدادها و ظرفیت های انسانی ارزشمندی که در مناطق دور افتاده به خاطر تنگ نظریها سرخورده و از بین رفتند.نتیجه این کار هم وجود تبعیض های ناروا در جامعه است که شاهد ان هستیم.حقیر علت این امر را داشتن تفکر منطقه ای و وابستگی فامیلی و عدم رعایت عدالت توسط افراد می بینم.بعضا هم تباران ما تنها مسیر خدمت را نمایندگی مجلس میدانند .در حالی که اگر از این حصار تنگ فکری و منطقه ای بیرون می امدند میتوانستند به جایگاه های بسیار بالاتری دست یابند. ما مدیر ملی را فردی میدانیم که باران برکاتش بر همه ببارد نه فقط بر عده ای خاص. البته داشتن تعلق خاطر به منطقه و زادگاه فی نفسه خوب و پسندیده است. اما اینکه چنین تفکری صرفا باعث انتفاع عده ای خاص واطرافیان نزدیک باشد قابل پذیرش نیست.به عنوان نمونه دکتر رضا ملک زاده که شخصیتی جهانی و ملی در عرصه پزشکی است. ایشان سالی چند بار در روستای خودشان یعنی بالاده کازرون به طور رایگان به مداوای هم ولایتی های خود می پردازند. این موضوع هیچ منافاتی با نقش ملی و بین المللی ایشان نداشته و بسیار هم مورد قبول و پسندیده است.امروز با تجربه ناچیزی که داریم و در عرصه اجرائی داریم وهمچنین مطالعه و بررسی عملکرد مدیران ملی متسب با سایر اقوام . شاهدیم برخی طرح های کلان بدون اینکه توجیه اقتصادی داشته باشد در زادگاه فلان وزیر یا مدیر عالی اجرا شده است.کدام یک از مدیران ملی ما توانسته اند چنین طرح هایی را در استان محروم کهگیلویه و بویر احمد پایه گذاری و اجرا نمایند.تجربه و اطلاعات حقیر چنین چیزی را نشان نمیدهد. امیدوارم طرح این قبیل موضوعات موجب بازنگری در نوع نگاه ما به موضوعات کلان ملی بوده ونتیجه ان توسعه و ارتقا منابع انسانی و در نهایت توسعه همه جانبه منطقه باشد.


مطلب به واقع در جایگاه خود از دیدگاه عمومی بهره میبرد و عاری از ظن فردی درک می شود. بینش واقع بینانه شما جناب آقای دکتر قابضی بسیار جامع و کلیات ساختار مدیریتی را به جزییات تحلیل و تجزیه می برد. باشد که ارتقای افرادی خدمتگزار بسان جنابعالی در عرصه های رقابتی درسطح مدیران کلان مشاهده و مردم شریف هم قدردان چننین زحماتی باشند.
درود بر شما و موحد مدیر ملی ورییس مجلس شورای اسلامی
خدا حفظتان کنه سرمایه کشور هستید!
پ،ن،پ،