فانوس زاگرس؛
به قلم مسعود گشتاسبی
اهمیت فراوان نفت و مشتقات آن بر
ای کشورهای بزرگ در جریان جنگ جهانی دوم به اندازه ای تعیین کننده بود که سلطه بر مناطق نفت خیز جهان ، از اهداف مهم و استراتژیک درآمد.
در جهت این سیاست ، آمریکا و انگلیس برای سلطه بر خلیج فارس و دستیابی به منابع نفتی ، حاضر به انجام هر اقدامی از جمله سرنگون کردن دولتها و به روی کارآمدن حکومت های دست نشانده بودند .
مظفرالدین شاه در سال ۱۹۰۱ معامله ای را انجام داد که به نظر او سودمند بود.
پادشاه پول قابل ملاحظه ای را از دارسی دریافت کرد و در عوض ، بهره برداری از نفت سراسر ایران را به این مهندس ماجراجوی استرالیایی واگذار کرد.
بعدها انگلیسی ها نیز شرکت را از دارسی خریداری و شروع به استخراج نفت کردند.
تا سال ۱۹۳۳ وضع به همین منوال بود و انگلیسی ها این ثروت ملی را چپاول می کردند تا اینکه پس از مذاکرات طولانی ، قرارداد جدیدی جایگزین قرارداد پیشین شد ، اما این قرارداد نیز نمی توانست سهم ایران را از این ثروت ملی برآورده کند .قرارداد ۱۹۳۳ به مدت ۵۰ سال بسته شده بود و در حالی این قرارداد به اوج خود رسید که با افزایش سهم ایران از فروش هر بشکه نفت ، به مدت این قرارداد نیز ۳۰ سال افزوده میشد .
مصدق پس از شهریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات مجلس دوره چهاردهم بار دیگر به نمایندگی مجلس انتخاب شد . در این مجلس برای مقابله با فشار شوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران ، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت از مذاکره در مورد امتیاز نفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند منع می شد .
در انتخابات دوره پانزدهم مجلس با مداخلات قوام السلطنه و شاه و ارتش ، مصدق نتوانست قدم به مجلس بگذارد.این دوره هدف عوامل وابسته به انگلیس این بود که قرارداد ۱۹۳۳ دوره رضاشاه را بدست دولت و با تصویب مجلس تحکیم بخشند.اما دولت لایحه را ده روز قبل از پایان دوره مجلس ، تسلیم مجلس کرد تا مخالفین نتوانند به نحوی موثر مخالفت خود را ابراز دارند .در این مرحله بود که مصدق باز وارد عمل شد و به چند نفری از نمایندگان دلایل مخالفت را عرضه نمود و نظر موافق آنان را برای رد لایحه جلب نمود .اما پاسخ شاه در نوع خود جالب توجه بود و اینکه انگلیسی ها حاضر نیستند حتی یک واو از قرارداد را پس و پیش کنند .ما در موضع ضعف قرار داریم و چاره دیگری نیست .انتخابات شانزدهم مجلس ، با تقلبات و مداخلات شاه و دربار همراه بود .بنابراین صندوق های ساختگی آرا تهران باطل شد اما در نوبت دوم انتخابات ، مصدق به مجلس راه یافت .
به دنبال آن طرح ملی شدن نفت را به مجلس پیشنهاد کرد که طبق آن کشف معادن و تصفیه و استخراج به خود ایرانیان واگذار می شد .
مصدق خطاب به نخست وزیر وقت انگلستان که صنایع سنگین را در کشورش ملی کرده بود گفت: باید در همه کارها تابع منطقی واحد بود .اگر شما میتوانید صنایع خود را ملی کنید چرا ما نباید چنین حقی داشته باشیم ؟
در این زمان نخست وزیری مصدق مطرح می شود که یکی از نمایندگان اکثریت درباری در مجلس از مصدق سئوال می کند ؛ اگر شما نخست وزیر هم بشوید این طرح را اجرا خواهید کرد؟
جوابی که مصدق می دهد بسیار زیرکانه است ، فقط به شرطی نخست وزیر ی را می پذیرم که اول این طرح در مجلس به تصویب برسد. طرح این سئوال به این معنا بود تا مصدق موضوع را تعقیب نکند و در عوض رئیس دولت آینده شود اما مصدق نپذیرفت.
در ۲۹ اسفند سال ۱۳۲۹ قانون ملی شدن نفت به اتفاق آرا به تصویب می رسد . اصول و شرایط ملی شدن صنعت نفت ایران آنگونه که به موجب قانون مقرر می گردد ؛ تصدیق و قبول اصول ملی شدن نفت ،
قرار گرفتن همه عملیات صنعت نفت در دست دولت ایران و مجاز بودن استفاده از کارشناسان خارجی به شرط اجرای ترتیباتی برای گماشتن تدریجی ایرانیان بجای آنها .
( استفاده از نوشته علیرضا
تاجریان )


آقاي دري لطف ميكنيد ايشون را معرفي كنيد؟ تاجگردون بايد اينو ببره تهران بنده خدا زياد زحمت ميكشه روزي ٤ مقاله مينويسه
باز باران
فقط دكتر تاجگردون
هرسخن جاي وهرنكته مكاني دارد
اين مطلب چ ربطي به تاجگردون داشت…..