فانوس زاگرس؛
به قلم علی خردمند
انتخابات ۷ اسفند تمام شد .اگر یک سال پیش در چنین روزی کسی زارع، هاشمی و تاجگردون را نمایندگان استان در مجلس می دانست گزینه اول کمی بعید به نظر می رسید .البته نه به این معنا که در ان زمان براری زارع هیچ شانسی وجود نداشت بلکه عملکرد نه چندان قابل قبول وی و فاصله گرفتن اصولگرایان و موضعگیری اصلاح طلبان عیله او شرایطش را سخت کرده بود .
اصولگرایان سنتی چون دهراب پور، خرامین و … او را رها کرده بودند چون معتقد بودند زارع به آنها پشت کرده است و با اصلاح طلبان نزدیک شده است و اصلاح طلبان بویژه اصلاح طلبان تشکیلاتی هم وی را به مصادره دولت و طرد خود متهم می کردند و دنبال علم کردن یک نیروی جدید در مقابل وی بودند.آنها بعد از ادعای سیدباقر مبنی بر حل مشکلات مربوط به صلاحیت اش بسیار امیدوار بودند که سید در صحنه حاضر شود ولی در نهایت علیرغم امیدواری های زیاد و تلاش های فراوان ، سید باقر موسوی نتوانست در انتخابات حاضر شود .
در هفته های نزدیک به ۷ اسفند پیروزی زارع و یا حداقل حضور او در رقابت دوگان
ه آخر تقریبا مشخص شده بود ولی حمایت اصلاح طلبان از بهرامی کمی شرایط را پیچیده کرد. اصولگرایان تماما برای هدایتخواه سنگ تمام گذاشتند. فعالیت های بهرامی به همراه ظهور یک چهره جدید به نام مهدی روشنفکر وضعیت را سخت تر کرد. هدایتخواه از اول قصد کاندیداتوری نداشت اما فشارهای اطرافیانش از جمله شیخ صفدر پناهی و جوانان هیئتی نزدیک به او و هم چنین درخواست مکرر رهبران اصولگر در تهران از جمله حداد عادل که خود را برای ریاست مجلس آماده می کرد و دنبال مهره چینی در شهرستان ها بود در نهایت وی را مجبور به نام نویسی در دقایق آخر کرد . هدایتخواه بر خلاف سه دوره قبل اینبار انتخابات را جدی گرفته بود و به همه جا سر می زد او حتی به خانه سیداقبال راستگویی رفت و اقبال در حضور او گفت که رای دوره ی قبلش به زارعی نفیا بوده است و نه اثباتا. این قول کمتر از بیست و چهار ساعت دوام نیاورد و زارع به هر شکلی بود به خانه راستگویی رفت و با هم عکس یادگاری گرفتند. طیف هدایتخواه بعد از آنکه از عدم حضور سیدباقر مطمئن شدند با استرس بیشتری فعال شدند آنها می دانستند شکست از بهرامی یا زارع قطعا سخت تر از شکست از موسوی است . در برخی شبکه های اجتماعی چند تن از نزدیکان هدایتخواه از جمله خود وی متهم به پرونده سازی برای رد صلاحیت سیدباقر شدند موضوعی که البته هرگز کسی رسما چیزی در مورد آن نگفت و تنها شیرعلی خرامین شایعات مربوط به خودش را صراحتا تکذیب کرد و گفت که هرگز در جریان چنین پرونده ای نبوده است و چنین کاری هم انجام نداده است .
حضور روشنفکر بیشترین آسیب و ریزش را به هدایتخواه و بعد زارع وارد کرد .تلاش های زیادی برای قانع کردن روشنفکر به کناره گیری صورت گرفت اما انتخابات که جدی شد معلوم گردید روشنفکر خود نیز شانس پیروزی دارد. وی در نهایت نیز همه را شوکه کرد رای بسیار بالایی به سبد روشنفکر ریخته شد و کمتر کسی این آراء را پیش بینی میکرد . حالا روشنفکر خود را دارای پایگاه بالایی می داند و قطعا طرفدارانش از او توقع کار و حمایت دارند اما اینکه روشنفکر بتواند در معادلات استان نقشی داشته است با توجه به همسو نبودن با دولت تدبیر و امید، کمی بعید است .
بعد از رد صلاحیت قطعی سیدباقر موسوی زمزمه های مبنی بر حمایت موسوی از روشنفکر شنیده شد .البته گفته می شود وی حمایتش را منوط به اجماع روشنفکر و رجایی نسب عنوان کرده بود . بعد از جلسه شورایی مرکب از نمایندگان دو نامزد ظاهرا رجایی نسب حاضر به کناره گیری شد اما وی در نهایت تن به این کار نداد و اجماع صورت نگرفت .هر چند به نظر می رسید سید باقر و نزدیکانش بیشتر مایل بودند رجایی نسب گزینه اجماع باشد ولی رجایی نسب کف رای خوبی نداشت و همین هم شانس او را کم کرد .
رجایی نسب در نهایت یک روز قبل از انتخابات بدون سر وصدای رسانه ای انصراف داد انصرافی که سودش بیش از هر کسی نصیب زارع شد .
بهرامی را باید شکست خورده بزرگ این دوره نام نهاد. تیم رسانه ای بهرامی اگر چه در سال های قبل خوب فعال بودند اما در یک ماه گذشته بسیار ضعیف عمل کرده بودند. بهرامی بواسطه روابط خود با محمدرضا عارف از یک طرف و از سوی دیگر عدم رضایت شورای اصلاح طلبان استان به رهبری سیدضیاءرضاتوفیقی و سیدرضا عسکری از زارع توانست گزینه اصلاح طلبان در استان گردد . گفته می شود برخی از اعضا از جمله سیدضیاء خود نیز بی میل به معرفی زارع نبودند اما زارع حاضر به امضای برخی مفاد میثاق نامه از جمله انصراف از کاندیداتوری در صورت تایید سیدباقر نشد و همین هم سبب گردید شورا خیلی زود و البته کمی شتاب زده بهرامی را معرفی نمایند. هر چند به نظر ارایه چنین پیشنهادی به زارع که در مجلس حضور داشت معقول به نظر نمی رسید. لطیف رستاد از فعالان اصلاح طلب استان به جهت کاندیداتوری خود در کهگیلویه در جلسات این شورا حضور نداشت هر چند وی به شدت از زارع حمایت می کرد و در پیروزی زارع نیر نقش مهمی بازی کرد .
قبل از برگزاری جلسات شورای اصلاح طلبان جهت معرفی گزینه خیلی ها نسبت به تبعات چنین اقدامی تذکر داده بودند که اولا انتخاب یک نفر از این دو نمی تواند ضمانتی برای پیروزی پدید آورد و ضمن اینکه با توجه به اینکه مشخص بود خروجی بهرامی است شانس وی برای پیروزی بسیار کم است. و تنها تجمیع می تواند به پیروزی جریان متمایل به دولت کمک کند. آنها هم چنین متذکر شدند که حمایت از یکی از این دو به انشقاق میان اصلاح طلبان بویراحمد منجر خواهد شد امری که به نظر می رسد رخ داده است و اصلاح طلبان بویراحمد همچون اصلاح طلبان کهگیلویه دچار اختلاف شده اند.
این انتخابات یک پدیده شوم و نامیمون را به همراه خود داشت و آنهم تشدید تعصبات شدید قومیتی و منطقهای بود. در تمامی انتخابات ها این موضوع وجود داشت اما هرگز به این شدت و حدت نبود. متاسفانه هم نامزدها و هم طرفداران آنها به این مسئله دامن می زدند .هم چنین برخی سایت های خبری استان نیز آتش بیار معرکه بودند و هر مهمانی کوچک و یا جمعی با حضور کاندیدها را با عنوان نشست قومی و قبیله ای با فلان نامزد تیتر می کردند . شعار«هر که نه بی ککاشه…..» از پر کاربردترین شعارهای انتخابات بود.
عمده آرای برخی نامزدها از جمله روشنفکر، نیکبخت و تا حدودی بهرامی قومی بود. برخی از نامزدها هم چون نیکبخت و بهرامی نوک پیکان حملات خود را متوجه شخص تاجگردون نمودند و او را متهم به نایده گرفتن حق بویراحمد کردند. البته بحث «عزت» بیش از هر بحث دیگری در این دوره مستمسک نامزدهای مخالف زارع برای تخریب وی بود. آنها زارع را به ضعف در عملکرد و تضعیف عزت بویراحمد متهم می کردند، در این تخریب هم کل نامزدهای رقیب حضور داشتند اما با وجود حجم بالای حملات به زارع او در نهایت پیروز انتخابات شد. گفته می شود تیم مدیریتی استان بسیار علاقه مند بودند که باز هم زارع پیروز شود. حمایت ضمنی سیدباقر موسوی و پیوستن نزدیکان سیدباقر به زارع و هم چنین حمایت و فعالیت برخی از اصلاح طلبان از جمله رستاد برای زارع در این پیروزی بسیار نقش داشت.
بعد از اعلام غیر رسمی آرا طرفداران هدایتخواه، بهرامی و حتی روشنفکر نسبت به بروز برخی تخلفات در انتخابات معترض بودند آنها در خیابان ارتش و هم چنین در گلستان دوازده تحصن کردند و خواستار پیگیری اعتراض خود شدند. هیئت اجرایی و نظارت در استان این انتخابات را تایید کردند و ستاد انتخابات وزارت کشور از طریق صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران غلام محمد زارعی را به عنوان منتخب مردم بویراحمد معرفی نمود ولی این پایان کار نیست و این انتخاب باید به تایید نهایی شورای نگهبان برسد. هدایتخواه قبلا گفته بود که موافق هیچ تجمعی نیست ولی تا لحظه آخر شکایت خود را پیگیری خواهد کرد. تا اعلام تایید نهایی تعلیق در بویراحمد حاکم خواهد بود ولی باید قبول کرد که شکست هدایتخواه شکست سنگینی بود و بار دیگر او یک «نه» بزرگ از مردم شنید و این یعنی اینکه جبهه پایداری ها در استان نیز همچون سایر نقاط کشور اقبال عمومی ندارند.
این چهار سال را هم باید منتظر بود و دید آیا زارع باز هم چون چهار سال گذشته پر انتقاد کار خواهد کرد یا اینکه می تواند ثابت کند که نماینده توانمندی است او روزهای سختی در پیش دارد. وی اینک یک نمایندهی از جنس خود در کهگیلویه را نیز در مجمع نمایندگان استان در کنار خود دارد و آنهم کسی نیست جز عدل هاشمی.

