سرانِ نقش آفرینِ ایل قشقایی با ایلات منطقه در معادلات سیاسی کشور (بخش دوم)
(از مشروطه تا قانون اصلاحات ارضی ۱۳۴۲)
سید ابوالحسن حسینی نیک ؛ ایل قشقایی در طول سدههای متاخر، تاثیر عمدهای بر رویدادها و حوادث سیاسی و اجتماعی جنوب کشور داشته است. با توجه به نقش نخبگان سیاسی ایل (ایلخانیها و خاندان ایلخانی و کلانتران) در تحولات و حوادث تاریخی، جنبه سیاسی تاریخ قشقائیان بر جنبههای دیگر برتری دارد و این هم به نیروی انسانی و غنی ایل قشقایی بر میگردد.
ایل قشقایی رجال نقش آفرین زیادی در معادلات سیاسی و… ایران زمین داشتهاند: نقش سیاسی آنان در رسمی کردن مذهب شیعه، نفوذ سیاسی و نظامی آنان در دربار زندیه، نقش آنان در جنگهای داخلی و خارجی ایران، حمایت سیاسی و مالی (صدهزار تومانی) به مشروطه، حکمرانی نزدیکان صولتالدوله بر مناطق فارس، بهبهان، کهگیلویه، دشستان و دیلم، میزبانِ احمدشاه قاجار در بازگشت از فرنگ، نقش آنان در انتقال قدرت از احمدشاه قاجار به رضاشاه و حضور مهم در دو تاجگذاری پهلوی اول و دوم، جهتگیری در قبال مخالفت با لایحه اجباری سرباز بگیری، اولین لایحه سلب مصونیت (صولتالدوله و فرزندش ناصرخان) در تاریخ مجلس و تبدیل آن به یک رویه سیاسی، تشکیل اتحادیه خمسه توسط انگلیس برای مقابله و مهار ایل قشقایی، نشست سمیرم و تصمیم رضاشاه برای بازگشت صولتالدوله با هواپیمای اختصاصی به شیراز و عفو عمومی، شورش محمدعلیخان قشقایی در آباده و مصادره دو میلیون قران پول بانک شاهنشاهی انگلیس، انحلال پلیس جنوب به خصوص حمایت همه جانبه لجستیکی صولتالدوله از ریسعلی دلواری و روحانیون در مبارزه با انگلیس، صرف بخشی از وام شماره ۱۱ انگلیس به ایران برای سرکوب قشقاییها و… را میتوان نام برد.
اوج نقش آفرینی رجال سیاسی ایل قشقایی در زمان ایلخانی صولتالدوله و پسرانش بوده است به گونهای که مفتخر به سردار مشروطه و پرچمدار حماسه جنوب کشور شد. به پشتوانه همین نیروی لجستیکی ایل قشقایی و حمایت آیت الله سید عبدالحسین لاری از صولت الدوله بود که انگلیس امنیت شاه راه تجاری جنوب کشور را به آنها واگذار میکرد به گونهای که ایلخان مقتدرش در جواب منتصرالملک نماینده انگلیس میگوید: من ۲۰۰ هزار تومان به شما میدهم که از کشورم بیرون رفته و هر چه سریعتر پلیس جنوب را منحل و گرنه مجبورم بجنگم، چون ایران خوردنی و بردنی نیست.
بعد از پدر، فرزندان وی در حمایت از دکتر مصدق و ملی شدن نفت موی دماغ دولت انگلیس شدند. خسروخان قشقایی عضو و مخبر کمیسیون نفت در مجلس بود. به گونهای که اساس پیشنهاد ملی شدن نفت را آقای عبدالرحمن فرامرزی (به موجب صورتجلسه بیست وششم کمیسیون به تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۲۹ ) به ایشان نسبت میدهند. علاوه بر این در روز ۲ مرداد ۱۳۳۱ خسروخان طی نطقی در مجلس آمریکاییها را مورد حمله قرار داده و اظهار داشت: آمریکاییها تانک های سنگین را به دولت ایران میدهند برای کشتن مردم نه برای جنگ.
خسروخان قشقایی، دکتر محمد مصدق و محمدحسین خان قشقایی فردای روز سیام تیر(قیام ملی)
همچنین به منظور ساختن مجسمهی زنی که در روز ۳۰ تیر به هواداری از مصدق خود را جلو تانک انداخته بود مبلغ صد هزار تومان پرداخت کرد. به روایت اسناد، سران ایل قشقایی همیشه منافع ملی را بر منافع ایلی ترجیح میدادند.
سند قدردانی دکترمحمد مصدق از ناصرخان، محمدحسین خان و خسروخان قشقایی در حمایت از نهضت ملی نفت
به گونه ای که دکتر مصدق طی نامهای در روز ۹ مرداد ۱۳۳۱ مینویسد: عصر روز چهارشنبه چهارم اردییهشت ماه ۱۳۳۰ جناب آقای خسرو قشقایی نماینده محترم دوره ۱۶ تقنینیه این جانب را از تشکیل دولتی به نفع سیاست بیگانه مستحضر نمودند و روز بعد اینجانب در جلسه شورای ملی اعلام خطر نموده و تصمیم گرفتم نه ماده پیشنهادی خود راجع به اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت هر چه زودتر تصویب شود. گذشته از این که ایشان عضو کمیسیون نفت مجلس شورای ملی بودند و رای موافق دادند، در تصویب آن نیز با اینجانب کمک بسیار نمودند و همان روز از تصویب کمیسیون گذشت و اطلاعاتی که داده بودند به وقوع پیوست و روز ششم دولت استعفا کرد و روز شنبه هفتم مجلس شورای ملی به پیروی از افکار عمومی به این جانب اظهار تمایل نمود و از آن به بعد نیز برادران محترم قشقایی یعنی جناب سناتور ناصر و آقایان محمدحسین و خسرو نمایندگان مجلس شورای ملی استحصاب نموده و از هر گونه کمک با دولت این جانب خودداری ننمودند. لذا بدین وسیله تشکر و تبریکات خود را به این خاندان که وطن دوستی را از پدر بزرگوار خود به ارث بردهاند تقدیم میکنم و از خداوند مسئلت دارم کماکان به خدمت وطن عزیز موفق و کامیاب گردند.
با توجه به انتشار اسناد جدید از طرف سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) و حتی انگلیس هر چه تلاش شد که خانواده صولتالدوله را به عنوان عوامل و جاسوس خود در ایران قرار دهند اما موفق نشدند و نهایتاً تصمیم به حذف و تبعید آنها شدند.
به همین خاطر بود که ملک منصورخان قشقایی در خاطرات خود مینویسد: ” وقتی که سپهبد فضلالله زاهدی پیغام فرستاد که شما مانند بقیه اعضا جبهه ملی نیستید و میلیونها نفوس ایلی چه قشقایی و ایلات دیگر چشم به عمل شما دوخته اند، انگلستان و آمریکا از این عمل شما ( حمایت از مصدق) به راحتی چشم پوشی نمیکنند، حال که به عقب نگاه میکنم میبینم که بسیار کار خوبی کردیم. خود ما، ایل قشقایی و املاک و دارایی ما صدقه بر خاکی که ایران نامیده میشود و پیش نفس خود شرمنده نیستیم. من در آن زمان یک فرد دنیا دیده بودم و میدانستم عملی که ما کردهایم خودکشی و نابودی ایل و فامیل مان است… اجداد ما قرنها شرافتمندانه زندگی کرده و غیرت ایل و مملکت را کشیده بودند. به روی ما و ایل ما نمیافتاد که بخاطر مقداری دلار از پشت به پیکر ایران زادگاه خود خنجر بزنیم. توکلت علی الله گفتیم و تا آخر ایستادیم. حمایت ما از مصدق در حقیقت آخرین تیشهای بود که ما چهار برادر بر ریشه فامیل صولت الدوله و ایل قشقایی زدیم.”
البته ماجرای قیام مسلحانه بهمن قشقایی در سالهای ۴۵-۱۳۴۴ آن هم با تعلقات ملیگرایانه و با اندک تمایلات مذهبی را میتوان یکی از جوانان آرمانگرای ایل قشقایی در دهه چهل ایران زمین نام برد. در واقع قیام بهمن قشقایی برای همه مردم ایران و حتی قشقاییها ناشناس میماند. فقط بعد از اعدام اوست که برای یک بار خبر مرگ وی تیتر اول روزنامهها میشود, آن هم به اتهام ایجاد ناامنی و قتل. اما خارج از ایران با واکنش سازمانها و احزاب و رسانهها قرار گرفت. بعضی از کارشناسان تاریخی و سیاسی معتقدند چون نبرد سیاهکل به مرکز نزدیکتر بود مورد پوشش خبری گستردهتری قرار گرفت در حالی که از قیام بهمن قشقایی کوچکتر بود و به همین خاطر باید قیام بهمن قشقایی را بنیانگذار جنبشهای چریکی معرفی کرد.
حس وطن پرستی و مبارزه با تجزیه طلبان ایران توسط خسروخان و تعدادی از جوانان مسلح ایلات کهگیلویه و بویراحمد در غائله جنوب و همچنین تیرباران بهمن قشقایی یکی از جوانان این ایل به جرم قیام مسلحانه در ۱۷ آبان ۱۳۴۴
علاوه بر رجال سیاسی، ایل قشقایی از چند ده رجال علمی، ادبی، هنری، فرهنگی برخوردار میباشد. نقش بیبدیل و منحصر به فرد محمد بهمنبیگی در توسعه و نجات نیروی انسانی عشایر کشور به خصوص منطقه سردسیر استان ما و چندین مشاهیر برجسته در حوزههای هنری (خانواده گرگینپور)، ادبی (ماذون)، فرهنگی، مذهبی (میرزا جهانگیرخان قشقایی) و… را میتوان نام برد. اما با بررسی نقشآفرینی رجال سیاسی، علمی و… در سطح ملی ایلات منطقه کهگیلویه و حتی ایلات منطقه ممسنی در مقایسه با ایل قشقایی در سدههای متاخر به خصوص از مشروطه تا سال ۱۳۴۲ تا حدود زیادی متوجه خواهید شد که به تعداد انگشتان یک دست که هیچ شاید اصلاً هم رجالی در سطح ملی نداشته و حتی نمیتوان نامی بر زبان آورد. اگر داشته باشند از کسانی هستند که به استانهای همجوار مهاجرت و رشد کردند. مصداق عینی آن آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی (اصالتاً ازسادات محمودی) و ریسعلی دلواری (اصالتاً از رئیسیهای ممسنی) میباشد.
ملا ابوالفتح رضوانی باوی
خسروخان بویراحمدی
نامه خسروخان بویراحمدی به ملا ابوالفتح رضوانی باوی در حمایت از دکتر مصدق و نهضت ملی نفت
جسد کی لهراسب ۱۳۰۹ فهلیان ممسنی
خداکرم خان بهمئی معروف به خان طلا ۱۳۱۶
ملا غلامحسین سیاهپور
جلیل ۱۳۴۲
شاید خیلی از خوانندگان این نگارش بر نگارنده انتقاد و خورده بگیرند. اما این یک واقعیت تاریخی است که بنا به هر دلیل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و جبر جغرافیایی، ایلات منطقه نسبت به ایل قشقایی در سطح ملی در محدوده زمانی مورد نظر دیده نشده که از حوصله این نگارش خارج و نیازمند به یک پژوهش مجزای میباشد. طبق اسناد، ایلات این منطقه علاوه بر آنکه در دوره مشروطیت فاقد رجال بوده کلانتران و سران آنها هم در هیج کدام از تاجگذاریها حضور نداشتهاند. تا حدودی از پهلوی اول یعنی جنگ دورگ مدو ۱۳۰۷، غائله تامرادی ۱۳۰۹(کی لهراس باطولی بویراحمدی)، غائله ایل بهمئی۱۳۱۶(خداکرم خان معروف به خان طلا)، نهضت ملی نفت (ملا ابوالفتح رضوانی باوی و خسروخان بویراحمدی)، جنگ گجستان ۱۳۴۲ (ملا غلامحسین سیاهپور جلیل) نام این اشخاص بر زبانها افتاد.
اسناد قدردانی دکترمحمد مصدق و آیت الله کاشانی از ملا ابوالفتح رضوانی باوی در خصوص حمایت از نهضت ملی نفت را در ذیل ملاحظه کنید:
یا بهتر میتوان گفت: به روایت اسناد معتبر تا قبل از اجرای قانون اصلاحات ارضی۱۳۴۲، عبدالله خان ضرغامپور آن هم نه صرفاً با نبوغ سیاسی خود بلکه به پشتوانه لجستیکی ایل بویراحمد قدرت سیاسی و ملک منصورخان باشتی با داشتن املاک زیاد و چاه نفت در آن قدرت اقتصادی منطقه کهگیلویه محسوب میشدند. پس با این تفاسیر، برجسته بودن این افراد آنچنان در سطح ملی نیست بلکه بیشتر در مقیاس ایلی و منطقهای میباشد.















خسته نباشید خدمت دکتر حسینی واقعا بسیار زیبا و عالی نوشته اید انشاءالله که قشقایی دوباره به دوران اوج خودش برگرده
درود و سپاس فراوان بر محقق و پژوهشگر عزیز جناب آقای حسینی نیک که وقایع تاریخی و سیاسی قرن اخیر را برای ما و نسل جدید قلم زدید،
درود سید عزیز بامقاله تحلیلی و مستندتان
درود بر آقای حسینی نیک نویسنده توانمند
درود بر شرف شما آقاى حسينى به خاطر روشن سازى ما نسل جديددر مورد تاريخ گذشته مرز بوم وديار خودمون و درود به روح پاك آن مردان بزرگ وتاريخ ساز.
درود و سپاسگزارم از دکتر سید ابوالحسن حسینی نیک بخاطر بیان و انتشار این مطالب و رویدادهای مستند و آموزنده(تاریخ منطقه و کشور)که نسل جدید واینده ما را از تاریخ و هویت،شجاعت وصداقت،تعهد و وطن دوستی بزرگان ما با مستندات موجود آگاه و آشنا میکند.
که بزرگان ما با شجاعت وقدرت برحقوق ومنافع عمومی مردم پافشاری واستقامت وفداکاری کرده ومنافع عمومی مردم را بر منافع خود وخانواده ترجیح داده ونیز اتحاد وهمبستگی خود را درمبارزه با استبداد(درهرنوع وشکلی)نشان دادند…باشد تا چراغ راهی برای امروز ما و آیندگان گردد.
درود و سپاسگزارم از دکتر سید ابوالحسن حسینی نیک بخاطر بیان و انتشار این مطالب و رویدادهای مستند و آموزنده(تاریخ منطقه و کشور)که نسل جدید واینده ما را از تاریخ و هویت،شجاعت وصداقت،تعهد و وطن دوستی بزرگان ما با مستندات موجود آگاه و آشنا میکند.
که بزرگان ما با شجاعت وقدرت برحقوق ومنافع عمومی مردم پافشاری واستقامت وفداکاری کرده ومنافع عمومی مردم را بر منافع خود وخانواده ترجیح داده ونیز اتحاد وهمبستگی خود را درمبارزه با استبداد(درهرنوع وشکلی)نشان دادند…باشد تا چراغ راهی برای امروز ما و آیندگان گردد.
عالی بود.
سپاس و درود بر جناب آقای حسینی نیک
بسیار نیک وزیبا نوشته اید روشنگری مستند جهت آگاهی ما انجام داده آید قلمتان پایدار و مستدام و افکارتان برقرار ، پاینده باد.
کاش بقیه مورخین هم اینچنین مستند و زیبا و مختصر مفید بنویسند.
درود و سپاس از قلم زیباتون .
عالی بود .
روح همگی شاد و قرین رحمت، باشد که ما جوان ها ادامه دهنده ی راه این بزرگان باشیم .
درود،
قلم تاریخنگار اگر بر مدار راستی و درستی سیر کند واقعیتهای تاریخی می تواند درس عبرت بر خوانندگان باشد
صداقت و امانت از ویژگیهای قلم شماست، آرزوی موفقیت دارم.
درود بر روان پاک سردار ابوالفتح رضوانی بزرگمرد جنوب و همه سرداران و بزرگان جنوب و سپاس از نویسنده محترم
این نیز بگذرد….