جولان شکیب های سیاسی در بویراحمدودنا
رحیم ابوذر در یادداشتی نوشت ؛ کسانی که علاقه مند به تماشای تلویزیون وپیگیر سریالهای ایرانی هستند شاید یکی از بهترین و جالبترین داستان ها متعلق به سریال آوای باران باشد،و قطعا یکی از شخصیتهای این داستان که علیرغم نقش منفی به خوبی در دل بیننده ها جا گرفت شخصیت «شکیب»بود.
نقش شکیب و بیان ماجرایی در دل جامعه که متاسفانه نوعی معضل حقیقی را در قالب یک تراژدی به تصویرمیکشاند امروزه در بخشهای مختلف از جامعه رخنه کرده است،امروزه در جامعه و زندگی خود شاید اکثر ما با شکیب هایی در رُل ها و کارکترهای گوناگون برخورد کنیم وکمتر کسی با نگاهی عمیق به این نقش توجه کند،حقیر در بدنه اقتصاد و تجارت تا دلتان بخواهد شکیب دیده ومیشناسم،اما آنچه این روزها ذهنم را مشغول کرده است باور موضوع موجودیت شکیب ها در سیاست می باشد.
شکیبهای سیاست کسانی هستند که از بازار آشفته سیاست و انتخابات وگزینش وزیر و مدیر ومسول ارتزاق میکنند،و غایت حضورشان در برهه ی انتخابات میباشد،کسانیکه ادعای رهبری جریانات را دارند و با بزرگ نشان دادن خود بواسطه تبلیغات وسیع رسانه ای و جمع کردن عده ای حال قلیل وکثیر و معرفی فردی حال شناخته شده یا کمتر شناخته شده و اعلام حمایت از وی سعی در صید خود میکند،شکیب قصه ما اگر توانمند باشد که نوچه اش را با تمام توان حمایت میکند واز آنانکه سودای ریاست دارند باج میگیرد و وعده ی صندلی نرمشان میدهد و نوچه ی سفارشی اش را منجی وحلال مشکلات وچاره ی ناچارها معرفی میکند واما حقیقت اینست که نوچه ی سفارشی شکیب جز سفارشات ارباب وحلقه ارباب چیزی در چنته ندارد.
واگر توان مبارزه با رقیبان را نداشته باشد و احساس خطر بکند براحتی نوچه اش را چون« باران» در ازای پول عروس میکند و به لیس زدن ته مانده بشقاب رقیبان راضی میشود.و نوع دیگری از شکیب رهبران ولیدرهایی هستند که با حیله نوچه ای را به میدان رقابت نمی فرستد ولی در ازای اخذ امتیازات شرایط بازی را برای طرف همراه هموار میکند…
شکیبهای سیاسی امروز حاضرند برای سیر شدن شکمشان وخالی نماندن جیبشان، از توسعه،پیشرفت،اشتغال،مدیریت صحیح،عمران وعدالت بگذرند.
رفتار دیکتاتور گونه ی این افراد تا حدی خطرناک است که براحتی از نیروهای خودی عبور میکند تا جاییکه درصورت ضرورت واضطرار دست به دامن دشمن میشوند.
اگر امروز با دیدن نقاط پیشرفته و مدرن آه از نهادمان بلند میشود بخش عمده ای از حسرتهایمان را همین شکیبها رقم زده اند
شکیبها رهبران وحلقه های جریانات سیاسی هستند که به زعم خودشان جز آنها کسی دردها را نمی فهمد وطبیب دردهایند،کسانیکه در نقاب چپ و راست بجای توده ی مردم تصمیم میگیرند واز سلاخی کردن تفکر مقابل ابایی ندارند و دردهایند،کسانیکه در نقاب چپ و راست بجای توده ی مردم تصمیم میگیرند واز سلاخی کردن تفکر مقابل ابایی ندارند وجز به ماندگاری خود به چیزی نمیاندیشند،حلقه هایی فرصت طلب ومنفعت گرا که زنده ماندن خود را در گرو جهل سیاسی مردم می بینند و همواره سعی در گمراه کردن ذهن افراد به سمت دیگری دارند
بویراحمد ودنا نیز از لطمه ی شکیبهای سیاسی در امان نبوده و بخش عظیمی از مشکلات موجود در منطقه ناشی از عملکرد خودخواهانه ی همین افراد است،افرادی که شاید سالی یکبار نامی از آنها شنیده نمی شود اما با نزدیک شده به انتخابات ناگهان ردای رهبری بر تن کرده ودر گعده های سیاسی با طرح شعار وهمایش سعی در معطوف کردن نگاهها به خود را دارند،اما زمانی آژیر خطر به صدا در می آید که ناگاه شکیب سیاسی با قطع امید از نوچه ی سفارشی اش خود با تفکرات پر از کینه اش جامه رزم بر تن میکند آنجاست که باید فاتحه ی عدالت و توسعه راخواند .
در جریان انتخاب کاندیدای اصلاح طلب و اصولگرا این روزها به وضوح شاهد هستیم که رهبران مصمم هستند کسی را به تحمیل کنند که حرف شنو وچشم قربان گوی خوبی باشد ولو این فرد در عملکرد بقول معروف« شاخ دو کِلُو را از هم جدانکند»


ندرود بر جناب ابوذر که با این تحلیل و مقایسه درد امروز سیاسیون استان مارا بیان فرمودن
درود ، احسن اقای ابوذر
هدایتخواه و موسوی شکیب های این روز بویراحمد و دنا هستن
شکیب تر از هدایت خاه پیدا نمیشه.
برادر عزیز بابا برای دیده شدن ی کاری دیگه کن
خدایی قیافه خودت به شکیب بیشتر میخوره
جانا سخن از زبان ما میگویی
احسنت
درودبر شما عالی گفتی