زندگی بانگاه تازه
محمود منطقیان ؛ آیا خوب توجه کرده ایدکه در روزهای پس ازباران چقدر جهان وطبیعت را شفاف وزلال وروشن وزیبا می بینیم؟زیرا با آمدن باران طبیعت شسته شده و گرد و خاکها ازدامن کوه وصحرا ودره ودشت زدوده شده است وطبیعت ازهرآلودگی پاک گردیده است وآیادیده ایدکه به هنگام پیداشدن ریزگردها وگردوغبارها درفضا، دیگردیدن طبیعت وپدیده ها آنگونه که هستندممکن نیست و تاری وتیرگی فضا را پرمی کندو دلها نیز پریشان و کسل می شوندوچهره واقعیتها وحقایق در زیر نقاب آلودگیها پنهان می شود؟آری دنیای آلوده زندگی آلوده را پدیدمی آوردو به ویژه اگردنیای درون آلوده شود،دیگرحقیقت درنگاهها رنگ می بازدو آرامش وزیبایی از زندگی رخت برمی بنددو هرگاه ازپشت نقاب افکارو احساسات وباورهای منفی به جهان وزندگی بنگریم دنیا وزندگی را به رنگ همین پدیده ها، منفی وتارمی بینیم وچهره حقیقت محو می شودو پریشانی و اندوه برجای زیبایی وشادی می نشیند.
یک روز داشتم حمام می کردم وبدن خود را شستشو می دادم،ناگاه به این فکرافتادم که چه خوب بوداگر انسانها همانگونه که درحمام بدن خودرا شستشومی دهندوازچرک وآلودگی پاک می کنند،به فکرشستشوی درون و روان خویش نیزباشندوخودرا ازآلودگیهای درونی نیز پاک سازند.
آلودگیهای درون ازهرگونه آلودگی برای زندگی زیان آورتر و بدترنداست.افکارواحساسات منفی،باورهای غلط وخرافی،تعصبات جاهلانه، آزمندی و زیاده خواهی،بدبینی،رشک وحسدورزی،خشم وحس نفرت و کینه ورزی وانتقام جویی،روحیه حق خوری ومردم آزاری،شهرت طلبی و برتری جویی،شیفتگی به قدرت وثروت وستایش شدن ،بخل و خست،تنگ نظری و خودرایی، ریا و خودنمایی ،همه وهمه ریشه در درون آدمی دارندو ازعفونتهای درون هستندکه هر انسانی نیازبه شستشو و پاک شدن آنها ازوجودخویش دارد.چگونه است که ما این همه به چرکها وآلودگیهای بدن و لباس خوداهمیت می دهیم ولی به عفونتها و آلودگیهای درون آنچنان که بایدوشایدنگاه نمی کنیم وساده ازکنارشان می گذریم؟.افکارواحساسات منفی برای انسان وزندگی ازهرسَمی کشنده تر و بدترندو وچه بسیارزندگیها را که تباه کرده اندومی کنند وما از آنها غافل وبی خبریم وبه امورناچیزدیگرسرگرمیم. با این شستشوی درون ازبدیهاوزدودن افکارواحساسات وباورهای منفی است که سلامت،آرامش،شادی وتازگی و معنا درزندگی ما نمایان می شودوجهان وزندگی را درنگاه ما زیبا ودلنواز و دوست داشتنی می نماید.تمام نابسامانیهای زندگی بشردیروز و امروزریشه درهمین آلودگیها وعفونتها و افکارواحساسات تاریک دنیای درون آدمی داردکه بایدبرای زدودن آنها ازروح و روان، فکری کردوچاره ای اندیشیدوگرنه بایدزندگی را باپریشانی و نابسامانی گذراندو با تلخیها وناکامیها پیوسته دست به گریبان بود.پس همانگونه که درزندگی به فکرشستشوی بدن ولباس وماشین و وسایل زندگی خودهستیم به فکرشستن وپاکسازی درون و روان خویش ازافکارواحساسات وباورهای منفی وزیان آورهم باشیم تا زندگی را به رنگ حقیقی خود دریابیم وآرامش وشادی واقعی را درزندگی خویش تجربه کنیم. چه خوب گفته است اقبال لاهوری آنجا که سروده است:
“نفس تو مثل شترخودپروراست.
خودسوار و خودپرست وخودسراست
رو زمام نفس را آور به دست
تا شوی گوهر اگر باشی خزف
هرکه برخود نیست فرمانش روان.
می شودفرمان پذیر از دیگران.”
محمودمنطقیان۹۸/۶/۱۲


خوب گفته ای ولی در عمل که خودخواه هستی فقط خودت را قبول داری یه جریان در کهگیلویه شما به انقراض کشاندی وبعد اون کسی را که در گچساران و باشت حمایت می کنی و می کردی آیا یک ذره از این حرف ها در وجودش بود یا هست ! حرف قشنگ زدن آسان و در عمل مشکل است
جناب منطقیان ، به مطلب خوبی اشاره فرمودید ، توصیه می کنم نمزهای ه گانه یک روز را با دقت و تامل و با مرور معنی کلمه به کلمه به جا بیاور و خوب در آنها اندیشه کن و حداقل همان یک روز را به روح معنی نماز عمل کن آنگاه متوجه می شوی که هیچ حمام و شستشوی روحی برتر و بالاتر از نماز نیست . حق نگهدار : هدایت اله لطفی ♻️