فانوس زاگرس؛
سرنوشت سیاسی قشقاییها در انتخابات آینده گچساران و باشت
به قلم ابراهیم مهدوینسب
در روزهایی که به کارگیری نورچشمیها و آقازادهها با معرفی نامهها و اشاره چشم فلان دکتر در سازمانها، بیمارستانها و ادارات و پتروشیمی خبرساز است و «نه» به استخدامهای بی ضابطه و بدون طی مراحل قانونی و عدم رعایت اصل شایسته سالاری به مطالبه عمومی تبدیل میشود، افرادی با حرکتها و حرفهای سیاسی و البته عجیب در صفحه سیاسی گچساران کل فضای مجازی و حقیقی را تحت تاثیر قرار میدهند و نگاهها را از مهمترین اتفاقات به سوی خود بر میگردانند و دیگر جای تفسیر زیادی باقی نمیماند، چرا که ردیف شغلی برای نورچشمیها همان تأثیر مستقیم بر روند انتخابات محسوب میشود. امکان ندارد فردی که به اذن فلانی کاری را تصاحب شده، به کاندیدای غیر از او رأی بدهد یا برایش دل بسوزاند.
حرکتها و حرفهای اخیر در فضای غبارآلود سیاسی گچساران و باشت قبل از اینکه بخواهد نتیجه بخش باشد، همانند حبابهایی هستند که فضا را پُر میکنند اما همین که کمی بالاتر رفتند، میترکند و دیگر هیچ اثری از آنها نیست.
در انتخابات نهم مجلس هم مردم و هم اصولگرایان از سید قدرت حسینی عبور کردند و اصولگرایان آن موقع تمام قد پشت سر حسینی نیستادند، تا اینکه خود و فولادیوندا شکست بخورند، در ادامه فولادی وندا در راند دهم نیز نتوانست موفقیتی کسب کند و بعد از شکستش دیگر خبری از او نشد و شکست پیاپی او، همبستگی و اتحاد قشقاییها را تا حدودی دچار خدشه کرد و البته آنان و اصولگرایان به انزوا کشیده شدند.
احمد خورشیدی با مصاحبهها و گفت و گوهایش تاکنون نتوانسته در بین قشقاییها و اصولگرایان جای پای محکم برای خود باز کند.
او این روزها یادداشتهایش را بیشتر کرده است تا از این رهگذر بهتر بر سر زبانها بچرخد و هم فضای سیاسی را برانداز کرده باشد و هم اگر بتواند خلأ رهبری قشقاییها را پر کند و خودش را به عنوان محور اتحاد قشقایی نیز بداند، موضوعی که انتظار آن بعید به نظر میرسد.
بزرگان قشقایی هم به کاندیداتوری او در انتخابات استقبالی نشان ندادهاند، قشقاییها همیشه در تصمیم گیریهایشان اتحاد ویژهای دارند اگر چه این سالها انشقاق های سیاسی کمی آن وحدت گذشته را دچار تزلزل کرده، اما آنها در آینده اشتباهات انتخابات دهم را نمیکنند و شاید در دوره یازدهم منسجمتر عمل کنند. بالاخره قشقاییها بخش عظیمی از بافت اجتماعی شهرستان گچساران را تشکیل میدهند و به دنبال این هستند که نقش مهمی ایفا نمایند.
قشقاییها اگر بدون کاندیدا سپهر سیاسی گچساران را رها کنند، سرنوشت دوران تاجگردون برای آنها تکرار خواهد شد. اما اینکه آیا احمد خورشیدی میتواند کاندیدای واحد قشقاییها باشد یا خیر، به او ربط دارد و باید منتظر آینده باشیم. گرچه طیفی از قشقاییها در حمایت از تاجگردون ثابت قدم هستند.
احمدی خورشیدیآزاد اخیراً در یادداشتی نوشت؛ «سرنوشت قشقایی در گچساران را نباید به جناج چپ وراست گره زد چرا که آنان ۱۰ دوره از رای ما استفاده کرده وبه ما خیانت کردهاند – به ترکها اخبارجعلی و اطلاعات غلطی در این ۴۰ سال القا کردهاند که دوتا از آین آمار مربوط بهجمعیت ترکهاست و دیگری آمار واجدین رای قشقاییهاست و هدف رقیب این است که به ما القا کند تعداد آراء ترکها قابل رقابت نیست پس بایست به کاندیدای چپ یا راست لرزبان رای بدهند و در حالیکه واقعیت چیز دیگری است و آمارواقعی چیزی غیراز این را نشان میدهد – و آنالیزهای درست حاکی است که ترکها در شرایط وحدت حداکثری بین خود و تعدد کاندیداهای لرزبان میتوانند با کاندیدای ترک زبان برنده انتخابات بشوند کمااینکه دردو باری که حقیر توفیق کاندیداتوری داشتم ثابت شد که ما میتوانیم برنده باشیم چرا در هر دودور علیرغم تقلبها و تخلفهای فراوان چپ وراست ما به آنها نباختیم بلکه به اختلاف خودمان باختیم و ما برنده واقعی بودیم — پس راه پیروزی ترک زبانها وحدت است و قشقاییها بایست بپذیرند که با وحدت به روی کاندیدای ترک زبان ولو ” آقاج ” میتوانند حقوق فراوان از دست رفته خودرا استیفا کنند، بگذارید جوان بااستعداد ترک هم احساس هویت بکند و بتواند شاغل بشود بگذارید ترکها هم از برکات جمهوری اسلامی بهره مند بشوند در حالیکه آمار جمعیت قشقاییها در شهر گچساران حداقل ۶۰ درصد است اما آمار شاغلینش در ادارات و نهادها به زیر ۱۰ درصد میرسد واین یعنی ظلم عریان – و مشکل بنده این بود که دست روی چنین معضلاتی گذاشتم و میگذارم – یادتان باشد در آن ۲ دوره به همین دلیل بنده را هم اصلاح طلبان دادگاهی کردند و هم اصولگراها (شکایت علیمراد جعفری از بنده که بیش از یکسال در دادگاه گچساران گرفتارش بودم و بلاخره تبرئه شدم) البته بایست بگویم که انقلابیهای واقعی گچساران و باشت اعم از ترک و لر و بهبهانی و دهاقانی و بختیاری از بنده حقیر حمایت کردند، انقلابی با جناحیهای چپ و راست فرق میکند، انقلابی یعنی کسی است که فکر و ذکرش پیشرفت ایران اسلامی و شهرستان است، انقلابیها اهل جذباند انقلابیها مطمئن هستند مشکلات شهرستان راه حل داخلی دارد و امیدشان به بیرونیهایی نیست که پیشرفت ایران را برای خودشان تهدید میدانند – انقلابیها اهل رانت و پدرسوختگی نیستند – انقلابیها شهر را برای «خاندان یک دهم درصدی» خود نمیخواهند – انقلابیها با رای ترک و لر به ثروتهای چند صد میلیاردی نمیرسند در حالیکه موکلینشان در فقر و نداری غوطه میخورند – گچساران و باشت مال همه شهروندانش هست ترک و لر و بختیاری و دهاقانی و بهبهانی و بندری – قشقاییها بیدار باشید امروز روز وحدت قاطع است همه بایست باهم باشیم بدون اینکه یک نفرمان غایب بشویم و برویم جای دیگر و اینکه میبینید تا بنده حرفهای حق میزنم مورد حمله قرار میگیرم علتش این است که به منافع مادی چند نفر تعرض کردهام — در آینده نزدیک اخبار و اطلاعاتی را منتشر خواهم کرد تا عزیزان بهتر بدانند چرا عده قلیلی دارند یقه خود را میدرند تا اسم یک کاندیدای ترک مطرح نشود.»
اتفاق زشت بکارگیری دامادها به پتروشیمی گچساران سرایت کرده است، داماد یکی از لیدرهای نماینده که از قوم بزرگ قشقایی ها هم هست در پتروشیمی گچساران به عنوان نیروی ثابت و رسمی و بدون رعایت اصل شایسته سالاری بکار گرفته شده است، در حالی که بیش از چندین هزار جوان تحصیل کرده، توانمند و شایسته قشقایی بیکار هستند، احمد خورشیدیها ابتدا باید با این لیدرها که تنها به فکر منافع خودشان هستند، مقابله کند. پدیدهای که گفته شد مستقیماً بر انتخابات تاثیر خواهد داشت. خورشیدی باید روزهای سختی را به جان بخرد تا اتفاق مدنظرش شکل بگیرد. او خوب میداند وقتی اعتماد قشقاییها را به دست آورد باید در گامهای بعدیش در دل سایر اصولگرایان و سایر اقشار مردم، بدنه دانشگاهی، جوانان، باویها، بویراحمدهای گرمسیری، دیل و… جا باز کند، آیا او میتواند.




آقای خورشیدی کمتر ……. کمتر ه…….بگو .وقتی نشه میکنی ی حرف میزنی تا ………میشی ی حرف دیگه
از سر بیکاری هرکی قلم بدست شده ومی نویسد بین مردم اختلاف ودودستگی واهانت این چهل سال کجا گرفتید
اولا همانطور که قبلا آمد قشقائی گروه سیاسی نیست که جدا شده باشند یا با هم باشند آنچه در گچساران بروز وظهور دارد ترکهائی از قشقائی هستند که اتفاقا نیازی به رهبری ندارند ویک به یکشان عقلشان کار میکند ودنبال آقاج هم نیستند که خود بهترین آقاجند واز جنس چوب ارژن هم هستند که از میلگرد هم محکم تر است.
ادعای انقلابی گری هم ندارند واین موارد باید در عمل ثابت بشود که البته تنها عده ای این ادعا را در سابقه خود دارندکه قصاوتش جای خود دارد لذا چنانچه ،موردش پیش بیاید وفردی باشد که همه فاکتورهای یک نماینده جامع نگر را داشته باشد وخود نیز بپذیرد ،(البته متاسفانه کشور بخاطر افزایش سطح مدرک (ونه سواد )که حتی از خواندن ونوشتن وسیکل ودیپلم هم عبور کرده است وکشور را عملا از خیل فرهیختگان و صاحبان ذکاوت وکارآمدی محروم کرده است که الزاما بهینه هم نشده است ) فرقی نمیکند که از خانواده ترک زبانها باشد یا لرزبانها وحتی بقیه عزیزان مثل بهبهانی ها ،بختیاریها ،عرب ها،بندری ها وغیره وغیره ،وملاکشان شایستگیست .
شایستگی را هم کشک وپشم نمیدانند وحواسشون است که روغن محلی اصلِ میش باشد لذا وقتی چنین فرصتی دست نمیدهد ،ادای وظیفه میکند ورای میدهد واز میان کاندیدها یکی را ترجیح میدهد که ابدا سرسپردگی نیست .هرچند این امر مشمول مورد وابستگان ترک به گروهها که قسم خورده اند نمیشود که تعدادشان باندازه انگشتان دست است اما بهر حال نقش خود را ایفا میکنند وسیاسی عمل میکنند واهداف مشخص وگروهی را دنبال میکنند که بخودی خود مذموم نیست اما گاهی لطمه میزند مثلا وقتی قرار است این شهروندان ترک زبان ،توسعه یافته تر عمل شود ،بشکلی به موج سواری میپردازند واجازه نمیدهد که اگر حق وکالت به کسی داده میشود او را پاسخگو هم بخواهند یا او را وادارند که از بدنه اجتماعی در جهت پیشبرد اهداف منطقه ای وملی وحتی جهانی بهره مند ببردکه چون این محقق نمیشود عملا میشود همان چار چارک یک من. که خوب نیست .هرچند هیچ ترک زبانی با گویش های دیگر ساکن ، نه تنها مشکلی ندارند وآنها را برخوردار تر نمیدانند اتفاقا در تعامل برادرانه اند طوریکه اگر دست بدهد که اکثریت جمعیت ترک زبان اقبالی به کسی پیدا کند که برخوردار از لیاقت وفاکتورهای نمایندگی باشد از قضا سایرین هم به آنها میپیوندد که صرف نظر از بعضی از ادعا ها که متعاقب شورای اول وعلیرغم فعالیت انتخاباتی ،وجدا بودن یک تن از فرزندان این قوم پیش آمد قبلا به نمایش گذاشته شده است ،که نشان میدهد در جستجوی رهبر هم نیستند ورهبر کم ندارند واز قضا علاقه ای باین نیست که گویشی در این شهر به تافته جدا بافته تبدیل شود که باعث سوء استفاده قرار بگیرند مخصوصا که تمام گویش های ساکن در شهر وحومه به غنی ترین فرهنگهای فولکلوریک خود وابسته اند وعلاقه ای ندارند اگر کسی توانست خود را تحمیل کند ایلی را با کار خود بدنام کند که بیشتر باین خاطر است که شایستگی را میشناسند ودقیقا میدانند کسی شایسته است که دانش ومهارت واشتیاق داشته باشد وحتما کسی که در رویکرد خود قائل به گسست اقوام است در این شایستگی قرار نمیگیرد چون قرار نیست قهرمان وپهلوان وخان وکدخدا و اربابی انتخاب شود وهدف این است که یک وکیل انتخاب شود که نیابتا به وظایف نمایندگی بپردازد واتفاقا خود نیز پاسخگوی عدم نظارت بر امور وعدم تصویب قوانین پیشرفته وعدم ممانعت از خسارات وارده بر کشور وسایر اتلاف ها باشد ،که اگر خوب عمل نکرد بای بای
برادر مهدوی شما ترکها اگر اکثریت ارا را داشتید همیشه نماینده از خودتان بود شهر شهر لرهاست باید بپذیرید که نماینده باید همیشه لر باشد درضمن شما محک خودتان را در ادواره گذشته زدید و زورتان نرسیده پس زیاد ناراحت نباش.
چراافرلدی بیکار مغرض می خواهند گچساران به عقب برگردانند چه سودیدارد همه نویسند ومنتقد شدهاید مگر شما ها مغز متفکر قبلا نبودید تحت هر عنوان وارد می شوید فقط مردم ضرر و زیان می بینند خودتان وفامیله وفرزندانتان مشغول هستید بگذاری شخصی که دنبال عمران وابادی گچساران کا ش بکند گچساران نباید به عقب برگردد
یاد سال ۵۷افتادم هنین احمد آقا سینه چاک میکرد که طایفه گری کفر محض است. حالا طایفه گری به قلم ایشان. عین حزب خداست
تازه داشت بین نرکها ولرهای گچساران این مرز از بین میرفت وباهم توی صفا وصمیمیت زندگی میکردن دوباره این آقا اومده ومیخوادنذاره آرامش باشه و مثله شورای سال۷۸این دو بومی گچساران رو از هم جدا کنه.به خدا فتنه کار خوبی نیست.از خدا بترس
در جمعیت همشهریان ترک ۶۰ درصد اغراق کردید هموه ۴۰ درصد منطقی تر به نظر میاد
اینم بوی کباب به مشامش رسیده ولی توهم است
با سلام واحترام
آقای مهدوی نسب عزیز تعصب قومیتی شما در جای خود ارزشمند و قابل ستایش است ولی واقعا در قرن حاظر و وضعیت کنونی دامن زدن به قوم گرایی که ثمره ای جز تفرقه افکنی، اختلاف، کینه توزی و دشمنی ندارد، عین جهالت است… برادر ارجمند همه تلاش بر این است که از این نگاه سنتی ترک و لر گذر کنیم و اکنون که حداقل به ظاهر اتفاقات مثبتی افتاده است و تا حدودی به هدف تعالی نزدیک می شویم خواهس می کنم ماجرای ترک و لر و اتحاد جزیره ای رو آغاز گر نباشید و بیاید تلاش کنیم فردی توانمند، جوان، خوش فکر، مدیر و مدبر، دلسوز، پاکدست رو فارغ از ترک و لر بودن و حتی نگاه حزبی و سیاسی روانه مجلس کنیم بلکه این بی عدالتی ها که از آن یاد میکنید کم شود و اتفاق مثبتی برای همه مردم شهر و منطقه بیفتد.
از همه حرف های شما و داغ دلتان خبر دارم ولی از خود گذشتی را ترجیح میدهم…بیا فداکاری کنیم