فانوس زاگرس؛
منفعت طلبی درچهره ی قومیت گرایی
به قلم سعید کاویانی
مدتی است درشهرستان گچساران نواهایی که دم از مخالفت باقومیت گرایی میزند،شنیده می شود نواهایی که بسیارامیدوارکننده است و تصور می شود دیگر این طرزتفکر جایی درمیان مردم ندارد و ازاین شهر رخت بسته است و همه ی افراد براساس صلاحیت و علم کاندیدا دست به انتخاب وتصمیم گیری می زنند.

اما وقتی با بعضی افرادی که این شعارها را سر می دهند صحبت می کنیم،آن ها را بهتر میشناسیم و از نزدیک صدای دهل را می شنویم ، به اهدافی که در پشت این شعارهاست پی میبریم و متوجه می شویم که این شعارها به کجا برمیگرددوبه دنبال چه چیزهایی هستند.
وقتی به گذشته ی ان هایی که ازیک کاندید فردوسی زمان وشهریارمیسازند و به شدت قومیت گرایی را سرکوب می نمایند،بنگریم،مشاهده می کنیم که از طرف کاندیدای مقابل در مقاطعی حمایت نشده و اینک برای تلافی و به دست اوردن منافع شخصی خود دم از مبارزه با قومیت گرایی میزنند.
در واقع غرض ورزی خود را در قالب مبارزه با قومیت گرایی نشان میدهد. البته لازم به ذکر است عده ای هم در این میان هستند که با شوق و علاقه قلبی در صحنه حضور دارند و فعالیت میکنند و متاسفانه دیده شده که همین آقایان منفعت طلب انگشت اتهام را به سوی آنها نشانه گرفتند که این افراد به دنبال گرفتن امتیاز برای خود و به فکر خودشان هستند در صورتی که معدودند افرادی که برای عشق و علاقه به آبادساختن شهرشان و بدون کوچکترین چشم داشتی فعالیت کرده اند و از بی انصافی انگشت اتهام بسوی آن ها دراز شده است
کاش در قومیت گرایی بمانیم اگر قرار است منفعت طلبی جایگزین شود آن هم در قالب روشن فکری چراکه روشن فکران و علاقه مندان را هم با اینگونه کار ها بد نام و و از فعالیت دل زده می شوند.
در اینجا قصد نداریم ک بگوییم قومیت گرایی خوب است و از آن دفاع کنیم و البته تعداد کسانی که بدنبال منفعتند بسیار کم است.
قومیت گرایی در فرهنگ مردم شهرستان گچساران ریشه دوانده است و متاسفانه همچنان مشاهده می شود که مسوولان و فرهنگ سازان نسبت به این مساله ی مهم کم لطف هستند و این خود باعث ایجاد فضایی برای فعالیت این افراد منفعت طلب است.قومیت گرایی نه تنها از بین نرفته است بلکه به صورت های مختلف قدرت و نفوذ خود را در ذهن مردم نشان میدهد.
از مضرات قومیت گرایی میتوان گفت که همیشه قومیتی که در اقلیت است به حاشیه رانده میشود، از توجه محروم ودچار سردرگمی شده و احساس حقارت میکند چه بسا همین قوم حداقلی اندیشه و تفکر و توانایی های بسیار بالایی داشته باشد که به هیچ وجه دیده نمی شود و شاید قومیتی که در اکثریت است اصلا توانایی و شایستگی نداشته باشد و برای مدت زیادی اداره شهرستان و استان را به عهده بگیرد صرفا به دلیل قومیت گرایی رای دهندگان!به همین دلیل در بسیاری از نقاط استان کهگیلویه و بویر احمد هیچ اثری از دموکراسی مشاهده نمیشود و تماما استبداد و ظلم است که دیده میشود.
قومیت گرایی نه به صورت قومی بلکه مدتی است به صورت شهرستانی و درون استانی مطرح میشود و باعث نفاق بین شهرستان های استان کهگلویه و بویر احمد میشود به صورتی که گویی بین شهرستان های استان جنگ است و هیچ گاه تمامی نخواهد داشت.
در این برهه از زمان که به انتخابات نزدیک میشویم اکثرشعار ها به سمت مبارزه با این پدیده و وحدت و همدلی پیش میرود که البته در بسیاری از موارد به صورت شعار باقی میماند و پس از انتخابات هیچ اثری از این شعار های زیبا نیست و باز هر کس به فکر طایفه و ایل خود می باشد و بقیه اقوام را به انزوا میکشاند .
در شهرستان گچساران مدت های زیادی بحث قومیت گرایی بین دو قوم لر و ترک مطرح بوده و هست ودر این مدت به نظر میرسد که تقریبا افکار مردم عوض شده به صورتی که عده ای از قوم لر زبان به حمایت از کاندید ترک پرداخته اند و در طرف مقابل هم به همین صورت است عده زیادی از ایل بزرگ قشقایی که در تمام ادوار خود کاندیدای جدا گانه داشتند در این دوره از نماینده فعلی حمایت کرده ولی همانطور ک پیشتر گفته شد تعدادی به دنبال منافع شخصی و به دست اوردن قدرت هستند و تعداد کثیری به دنبال تفکر و اندیشه خود فارغ از دیدگاه قومیت گرایی فعالیت میکنند که این خود جای امیدواری دارد.
امید است روزگاری برسد که همه ی ما فارغ از دیدگاه قومیت گرایی و منفعت شخصی به صلاحیت و گام مثبت فکر کنیم و با انتخابی درست به آبادانی و سرافرازی شهرستانمان برسیم.

آفرین آقای سعید کاویانی
بسیار زیبا و دقیق نوشتی
فقط فولادی والسلام
سپاس از دوست و برادر اصلاح طلب خودمان اقا سعید عزیز