فانوس زاگرس؛
فرهنگنامه ماه رمضان در فرهنگ نیمدور
نیمدور، روستایی از توابع شهرستان باشت با آب و هوایی معتدل در استان کهگیلویه و بویراحمد است. این روستا از جمله روستاهای پلکانی می باشد.
مردم روستای نیمدور همواره به ایمان رعایت اصول مذهب و شریعت و پایبندی به شعائر دینی شُهره بوده اند . فرهنگ غنی مردم نیمدور پر از علائم و نشانه هایی است که به ما می گوید این طایفه معرفت دینی را به شکلی ساده و معتدل در زندگی سراسر زحمت و پر مشقت خود بکار میگرفته اند و تا سرحد امکان در تمام زوایای زندگی به آن متعهد بوده اند .
با نزدیک شدن ماه مبارک رمضان ، به تشخیص یک فرد آگاه که معمولا ملای ده بود، به گردش ماه و سال، اولین روز ماه روزه اعلام می گردید . مردم روستا جریان زندگی خود را با این ماه تنظیم می کردند . تدارک خوارکیها بمقدار لازم و تحول معنوی و آمادگی روحی برای آیین روزه داری .

در اولین سحر ماه روزه ، ملای خوش آواز دِه در ساعتی مشخص به آوای بلند چاووشی سر میداد و اهالی را برای خوردن سحری(پَسَه شوم) از خواب بیدار میکرد .
چاووشی ابیات دلنشینی بود در مدح اهل بیت پیامبر و یا در ستایش پروردگار :
بحق تو ای دادگستر خدای
بفریاد ما رس تو از چار جای
اول ، وقت مردن دوم در جواب
سوم روز محشردر آن آفتاب
چهارم چو برگوشه ی پل رَسَم
بجز ذات پاکت نباشد کَسَم
مرحوم کَل حاجعلی و مرحوم مشهدی حبیب نورمحمدی از معروف ترین ملایان و روضه خوانان و چاووشی خوانان خطه نیمدور بودند .
برای تشخیص وقت سحری یا اذان صبح و بطور کلی تشخیص اوقات شرعی ، با وجود فقدان امکانات اطلاع رسانی امروزی از گردش خورشید و ماه و ستارگان بهره می بردند . افراد دانا به این گونه مسائل به تجربه میدانستند که با حرکت فلان ستاره یا صورت فلکی از فلان نقطه به نقطه مورد نظر وقت خوردن سحری یا وقت اذان صبح است . بهمین منوال با استفاده از گردش خورشید ظهر شرعی را تشخیص میدادند .
غذای سحری که شامل “شله شیری”(شیربرنج)،”شله بایمی”(آش برنج و مغز بادام) “شله گِندی”و “شله ماشَکی”و … بود .
با رسیدن وقت اذان صبح مؤذن اذان می گفت و روزه داران دست از خوردن و آشامیدن می کشیدند و به این ترتیب یک روز روزه با همه ی سختیها و زحمت ها آغاز می شد . مردان برای انجام امور کشاورزی و باغداری صبح زود از ده خارج می شدند و تا پیش از ظهر به کار و بار خود می رسیدند و پس از آن برای خواب نیمروزی و استراحت به سایه سار دلنشین انارستان پناه می بردند .
با اذان مغرب سفره های پر برکت افطاری باز میشد و هر خانواده ای به فراخور معیشت خود افطاری را صرف می کرد . البته خانواده های سخاوتمندی هم بودند که نیازمندان را از آب و نان و نمک خود برخوردار می کردند و دست بخشنده آنها مرهمی بود بر زخم نداری و تهیدستی خانواده های فقیر.
پس از صرف افطار و نماز مجلس دعا و نیایش و روضه در مسجد برپا میشد .
سرآغاز مجلس ، خواندن دعای افتتاح از مجموعه دعاهای مفاتیح الجنان . پس از آن ملا به آواز حزین کتاب جوهری میخواند و مجلس را با روضه بپایان می برد . شبهای ماه رمضان به همین ترتیب سپری می شد تا به شب های قدر می رسید .
شب های قدر و ایام شهادت امام علی (ع) فضای خاصی را بر روستای نیمدور حاکم میکرد . اندوه حاصل از شهادت امام علی (ع) باعث می شد تا مردم به حرمت آن امام ، دست از کار و زندگی بکشند . در شب های قدر مجلس دعا و روضه به شکل ویژه ای برگزار می شد . هنگام دعای جوشن کبیر مقداری قند ، انجیر ، انار و یک قدح آب جلوی ملا میگذاشتند تا بعد از خواندن هر بند از دعای جوشن بر آنها بدمد تا به برکت نام های خداوند متبرک شود .
در پایان مجلس با آب متبرک دست و صورت خود می شستند و بقیه چیزها را برای مواقع خاصی مانند ایام نوروز مصرف میکردند. باور مردم بر آن بود که با مصرف این خوراکیهای متبرک سالی خوب و خوش همراه با تندرستی خواهند داشت .

برادر عزیز وقتی مطالب رو از جایی میزاری منبع رو ذکر کن. این مطلب نوشته علی شریفی در کانال تلگرام ندای نیمدور بوده. امانت داری رو رعایت کنید
برادر عزیز وقتی مطالب رو از جایی میزاری منبع رو ذکر کن. این مطلب نوشته علی شریفی در کانال تلگرام ندای نیمدور بوده. امانت داری رو رعایت کنید…..
درود بر نیمدوریهای با ایمان و با اصالت